این وبلاگ جهت امور اموزشی و پژوهشی و فرهنگی و اشتراک تجربیات راه اندازی شده است
 

اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید

اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید گفتاوردی از سید علی خامنه‌ای در یک سخنرانی دربارهٔ اسرائیل پس از توافق در برنامه هسته‌ای ایران است که در توییتر وی منتشر شد.به‌گفتهٔ وبگاه رسمی وی، این جمله به‌عنوان «مهم‌ترین و به یادماندنی‌ترین جملهٔ خامنه‌ای» در سال ۱۳۹۴ انتخاب شد. از این شعار در تبلیغات و روز قدس استفاده می‌شود.

خامنه‌ای توضیح داده که نابودی اسرائیل به منظور دشمنی با دولت اسرائیل است.با توجه به این شعار تابلو روزشمار در تهران نصب شده بود.و خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، این شعار را به بیداری اسلامی نسبت داده است.

در جریان تنش داخلی اصلاحات قضائی ۲۰۲۳ اسرائیل، سید علی خامنه‌ای و سید ابراهیم رئیسی ادعا کردند سقوط اسرائیل زودتر از ۲۵ سال (۱۴۱۹ شمسی) رخ می‌ده

پس از توافق در سال ۲۰۱۵ بین ایران و گروه ۱+۵، اسرائیل اعلام کرد هیچ نگرانی در مورد جنگ بین ایران و اسرائیل نخواهد بود و امنیت کشور اسرائیل برای ۲۵ سال آینده تضمین است.خامنه‌ای در پاسخ به بیانیهٔ اسرائیل در بیانیه‌ای گفت: «من به شما اول می‌گویم اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید؛ دوم اینکه در این دوره ایران روح مبارزه و جدیت و جهاد را حفظ خواهد کرد شما هر لحظه نگران خواهید بود.» او در ۲۴ آذر ۱۳۹۵ نیز در دیدار رمضان عبدالله این جمله را تکرار کرد و گفت: «رژیم صهیونیستی همچنانکه قبلاً گفته‌ایم به شرط مبارزهٔ همگانی و متحد فلسطینی‌ها و مسلمانان با صهیونیست‌ها در ۲۵ سال آینده وجود خارجی نخواهد داشت.»

بیانیهٔ واکنشی اسرائیل

نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو گفت: «خامنه‌ای حتی اجازهٔ تکان خوردن به موافقان توافق نمی‌دهد تا بتوانند دربارهٔ آن خیال‌پردازی کنند» همچنین او اظهار داشت: «این اتفاق نخواهد افتاد. اسرائیل یک کشور قوی است و قوی‌تر خواهد شد.»

نقش پلیس و آموزش و و پروس در کاهش آسیب اجتماعی

سردار مهدی حاجیان، امروز(۱۷ بهمن) در مراسم امضای تفاهم نامه همکاری با آموزش و پرورش اظهار کرد: امروز کرمانشاه از بسیاری آسیب های اجتماعی نظیر سرقت، اعتیاد، مواد مخدر و حاشیه نشینی تعداد زیادی از شهروندانش رنج می برد.

وی ادامه داد: یکی از آسیب هایی که کرمانشاه با آن روبروست وجود تعداد زیادی از معتادان متجاهر در سطح شهرها و روستاهاست، به گونه ای که جمعیت این افراد در استان به بیش از ۴۲۰۰ نفر می رسد، افرادی که در وقوع سرقت های خرد تاثیرگذار هستند.

حاجیان تصریح کرد: نکته قابل تامل که باید به صورت جدی به آن توجه کرد این است که از جمعیت ۴۲۰۰ نفری معتادان متجاهر، ۷۰ درصد آنها را افراد زیر ۳۰ سال تشکیل می دهند.

رئیس پلیس استان کرمانشاه یادآوری کرد: وقت آن فرا رسیده همه دستگاه های مسئول نظیر پلیس، آموزش و پرورش، استانداری، شهرداری، بهزیستی و... پای کار آمده و به صورت میدانی و جدی به حل این معضل و پیشگیری از جرائم بعدی بپردازند.

وی همچنین با اشاره به بازدیدی که اخیرا از زندان مرکزی کرمانشاه داشته، گفت: در این بازدید حدود پنج ساعته با بسیاری از زندانیان خصوصا جوانان ۱۸ تا ۲۲ ساله دیدار کردم و متوجه شدم اکثریت آنها از مسیر اشتباهی که خواسته یا ناخواسته پیموده بودند، سخت پشیمان و به دنبال جبران اشتباه خود هستند.

حاجیان با تاکید بر اینکه بسیاری از افراد و جوانان زندانی قابل اصلاح هستند، گفت: می توان با تدوین برنامه های اثرگذار و انجام کارهای فرهنگی غنی کمک کنیم افراد در بند به اصلاح امور رفتار خود پرداخته و پس از آزادی تبدیل به افرادی مفید برای جامعه شوند.

فرمانده انتظامی استان کرمانشاه، پلیس و آموزش و پرورش را دو نهاد اثرگذار در کاهش آسیب های اجتماعی معرفی کرد و گفت: هر قدر تعامل این دو دستگاه با یکدیگر قوی تر و اتحاد و انسجام بیشتری برای انجام کارهای فرهنگی داشته باشند، بدون شک شاهد کاهش معنادار آسیب های اجتماعی خواهیم بود.

وی امضای تفاهم نامه با اداره کل اموزش و پرورش استان را گامی بلند در راستای تحقق پیشگیری از آسیب های اجتماعی دانست و گفت: پلیس حاضر است در مباحث مختلف، از بحث های پیشگیرانه گرفته تا اصلاح فرهنگ ترافیکی به آموزش دانش آموزان بپردازد و حتی آنها را در ماموریت های خود همراه کند.

ر حاجیان در پایان گفت: دانش آموزان می توانند کلانتریاران خوبی برای پلیس در محلات مختلف باشند و امید می رود اداره کل آموزش و پرورش زمینه همکاری هرچه گسترده تر آنها را با پلیس فراهم کند تا شاهد ارتقاء امنیت اجتماعی در جامعه و خصوصا حوالی مدارس و مراکز آموزشی شت های هدفمند پلیس امنیت خوبی در محیط های پیرامونی مدارس ایجاد کرده است

مدیرکل آموزش و پرورش استان هم با قدردانی از تلاش های ماموران انتظامی گفت: گشت های شبانه روزی هدفمند پلیس امنیت خوبی در محل و محیط های پیرامونی مدارس و مراکز آموزشی ایجاد کرده است.

سلمان محمدی اظهار کرد: اگر امروز معلمان و دانش آموزان با فراغ بال سرکلاس های درس حاضر می شوند، مرهون تلاش ها و زحمات شبانه روزی ماموران جان برکفی هستند که شبانه روز برای تامین امنیت جامعه تلاش می کنند.

وی ادامه داد: حضور پررنگ ماموران انتظامی و گشت های هدفمند آنها در اطراف و نزدیکی مدارس و محیط های آموزشی باعث شده امنیت خوبی ایجاد شود و همکاران ما و دانش آموزان و اولیای آنها با خیالی آسوده تردد کنند.

محمدی همچنین با اشاره به وجود برخی آسیب های اجتماعی در جامعه، گفت: آموزش و پرورش هم برای کاهش و رفع این آسیب ها همانند پلیس خود را مسئول می داند و برای در امان ماندن دانش آموزان از آنها هر اقدامی لازم باشد انجام می دهد.

مدیرکل آموزش و پرورش کرمانشاه حل معضلات اجتماعی استان را نیازمند مشارکت همه دستگاه های مسئول و نهادهای حاکمیتی دانست و گفت: اگر هر کدام از آنها به درستی وظایف خود را انجام دهند قطعا نتایج بسیار بهتری حاصل و از آسیب های اجتماعی کاسته خواهد شد.

وی همچنین با قدردانی از اجرای طرح های پلیس در حوزه کاهش آسیب های اجتماعی، از آمادگی اداره کل آموزش و پرورش برای همراهی با برنامه های پلیس خبر داد و گفت: حاضریم همه ظرفیت و امکانات خود را در اختیار انتظامی قرار دهیم، چرا که اعتقاد داریم سود حاصل از این کار به جامعه پیرامونی خودمان که معلمان و دانش آموزان هستند، باز می گردد.

محمدی در پایان از علاقمندی بسیاری از دانش آموزان برای همراهی با پلیس و شرکت در طرح ها و برنامه های این مجموعه خبر داد و افزود: امیدوارم با مجموعه اقدامات انجام شده و در دست اقدام شاهد ارتقاء بیش از پیش امنیت اجتماعی در سطح جامعه بزارک تصویر

تببین جایگاه پلیس در جامعه در مدرسه

دیدگاه آموزش و پرورش، تبیین جایگاه واقعی نیروی انتظامی در جامعه استدیدگاه آموزش و پرورش، تبیین جایگاه واقعی نیروی انتظامی در جامعه است

در نشست مشترک مسئولین فرماندهی انتظامی و اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل که با حضور معاون اجتماعی فراجا استان، معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش و روسای ادارات این دو دستگاه در محل آموزش و پرورش این استان برگزار شد، تفاهم نامه همکاری مابین اداره کل آموزش و پرورش و فراجا استان امضا شد.

در این نشست غفور حضوری، معاون پرورشی و فرهنگی آموزش و پرورش استان اردبیل با اشاره به جنگ شناختی و ترکیبی دشمن در مدارس خاطرنشان کرد: همکاری آموزش و پرورش و فرماندهی انتظامی استان می تواند نویدبخش جامعه ایمن، سالم و قانونمدار باشد.

وی با اشاره به سابقه همکاری های مشترک و اثربخش بین دو سازمان گفت: دشمن در سال گذشته تمام تلاش خود را برای ایجاد ناامنی و تعطیلی مدارس انجام داد، ولی با تدبیر بسیار خوب مسئولین و همکاری خوب نیروی انتظامی، نتوانست هیچ خللی در امر آموزش و پرورش ایجاد کند. نیروی انتظامی استان در راستای آگاهی بخشی و اطلاع رسانی است و استفاده از ظرفیت های مشترک این دو دستگاه در جلوگیری از آسیب های اجتماعی بسیار موثر خواهد بود.

حضوری ضمن تشکر از زحمات فرماندهی انتظامی استان افزود: دیدگاه آموزش و پرورش تبیین جایگاه واقعی نیروی انتظامی در جامعه و بیان اهمیت حضور و نقش آفرینی آن در ارتقاء سطح امنیت عمومی، قانونمداری و تحقق حقوق شهروندی جامعه است و برای این مهم برنامه ریزی لازم در سطح ادارات آموزش و پرورش استان صورت گرفته است.

در این نشست سرهنگ نصرتی، معاون اجتماعی فراجا استان نیز با اشاره به ظرفیت‌های عظیم آموزش و پرورش، یکی از برنامه های مهم فراجای استان را فرهنگ سازی و آگاهی بخشی به دانش آموزان دانست و گفت: انجام فعالیت های فرهنگی و آگاهی بخشی به دانش آموزان تاثیر بسیار زیادی بر بازدارندگی آنان از جرایم و آسیب های اجتماعی دارد.

وی گفت: تنها با اقدامات انتظامی و پلیسی نمی توان جلوی جرائم را گرفت، با توجه به شکل‌گیری شخصیت دانش آموزان از دوران تحصیل در مدارس با تربیت صحیح و اسلامی دانش آموزان و تبیین موضوع برای والدین می توان جلوی بسیاری از مشکلات امنیتی و اجتماعی را گرفت.

معاون اجتماعی فراجا استان افزود: فرماندهی انتظامی دارای گستره فعالیت های بسیار زیادی در خصوص مقابله با آسیب های اجتماعی، کشف جرم، مبارزه با مواد مخدر، پیشگیری از جرم، راهنمایی و رانندگی و ... است که می توان از ظرفیت کارشناسی این حوزه ها برای آگاهی بخشی به جامعه هدف آموزش و پرورش استفاده کرد.

گفتنی است همکاری در زمینه اجرای طرح های مشترک با هدف پیشگیری از آسیب های اجتماعی، همکاری و تعامل در خصوص ارائه خدمات مشاوره ای، برگزاری نشست های هم اندیشی و همکاری مسئولین آموزشگاه ها با کارشناسان انتظامی پلیس در برگزاری کلاس های آموزشی و آگاه سازی ها و... از مهمترین موضوعات این تفاهم نامه است.

نیروی انتظامی و آموزش و پرورش مکمل همدیگر هستند

سردار«بهدانی فرد» گفت: نیروی انتظامی و آموزش و پرورش همکار و مکمل همدیگر هستند و همه ما وظیفه‌ای مشترک در راستای تعلیم و تربیت و مراقبت از فرزندان این سرزمین داریم.

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از یزد، سردار «عباسعلی بهدانی فرد» فرمانده انتظامی استان یزد با «محمدکاظم رحیمی نژاد» مدیرکل آموزش و پرورش استان یزد به مناسبت هفته معلم دیدار و گفت‌وگو کرد.

سردار بهدانی فرد در این دیدار ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهید «مطهری» و تبریک هفته معلم به تمامی معلمان و فرهنگیان استان یزد اظهار داشت: معلمی شغل انبیاء خداست، معلمان پرورش دهنده و تعالی بخش علم و فرهنگ هر جامعه هستند.

فرمانده انتظامی استان یزد بیان داشت: یک معلم به خوبی می‌تواند آسیب‌های اجتماعی را کاهش دهد و باید به نقش معلم و معلمی توجه بسیار ویژه‌ای بشود، و هرچه در راه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی هزینه کنیم؛ ضرر نکرده ایم و در آینده باعث کاهش هزینه‌های ناشی از آسیب‌های اجتماعی می‌شود.

سردار بهدانی فرد اظهار داشت: نیروی انتظامی و آموزش و پرورش همکار و یار و یاور و مکمل همدیگر هستند و همه ما وظیفه‌ای مشترک در راستای تعلیم و تربیت و مراقبت از فرزندان این سرزمین داریم.

وی ادامه داد: نگاه پلیس در تمامی موارد ابتدا نگاه فرهنگی و همدلی است و سعی پلیس هدایت و ارشاد افراد جامعه می‌باشد و در صورت لزوم قاطع و قانونی با مجرمان رفتار خواهد کرد.

فرمانده انتظامی استان یزد از تعامل خوب و سازنده اداره کل آموزش و پرورش استان با معاونت فرهنگی اجتماعی پلیس در راستای ارتقای سطح مهارت‌های زندگی تقدیر و تشکر کرد.

در ادامه رحیمی نژاد مدیرکل آموزش و پرورش استان یزد گفت: از زمانی که پلیس نگاه ویژه‌ای به حوزه آموزش و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی داشته و اقدامات پیشگیرانه‌ای را در اولویت کار خود قرار داده نقطه عطفی در کاهش آسیب‌های اجتماعی پدید آمده که این امر قابل تحسین و نشان دهنده سلامت کار پلیس است.

وی ادامه داد: پلیس در مقابله با آسیب‌های اجتماعی و ارتقاء مهارت‌های زندگی پیشگام بوده که این امر بسیار جالب و ستودنی است.

تلفات رژیم صیهونیستی

با وجود سانسور شدید ارتش رژیم صهیونیستی بر رسانه‌ها برای جلوگیری از افشای آمار واقعی تلفات این رژیم در جنگ غزه، اما انتشار برخی آمار از تلفات بالای صهیونیست‌ها در جنگ حکایت دارد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الجزیره، اعتراف ارتش صهیونیستی به کشته شدن ۲۴ نظامی صهیونیست در عملیات مقاومت فلسطین در المغازی واقع در جنوب نوار غزه، یکی از موارد نادر به شمار می‌رود؛ زیرا صهیونیست‌ها از ابتدای جنگ تاکنون تحت سانسور نظامی شدید عمل کرده و گزارش‌های زیادی درباره دروغ‌گویی و پنهان‌کاری ارتش اسراییل در ارائه آمار تلفات خود وجود دارد.

انتشار اطلاعات مربوط به عملیات‌های مقاومت و تلفات ارتش صهیونیستی به ویژه تلفات جانی در جنگ غزه از ابتدا مشمول سانسور نظامی شدید قرار گرفته و رسانه‌های این رژیم حق ندارند اطلاعاتی درباره آمار کشته‌شدگان منتشر کنند. ارتش اسراییل همچنین از پخش کلیپ‌های مستندِ منتشر شده توسط گروه‌های مقاومت درباره عملیات‌های آنها در رسانه‌های اسراییلی جلوگیری می‌کند.

افشای دروغ‌های ارتش صهیونیستی درباره آمار واقعی تلفات

اما با این وجود گاهی رسانه‌ها و منابع عبری دست به افشاگری درباره دروغ‌های ارتش اسراییل می‌زنند. به عنوان مثال در دهم دسامبر گذشته روزنامه یدیعوت آحارونوت گزارشی تکان‌دهنده درباره تلفات ارتش اشغالگر در جنگ غزه منتشر کرد که نشان می‌داد تعداد نظامیان مجروح ارتش صهیونیستی در جنگ غزه به ۵ هزار تن رسیده که حدود ۲ هزار نفر آنها معلول شده‌اند. اما این رسانه عبری بعداً مجبور شد گزارش خود را پس بگیرد و آمار بسیار کمتری منتشر کرد.

در همان روز روزنامه عبری هاآرتص نیز در گزارشی فاش کرد که تفاوت فاحشی بین آمار ارائه شده توسط ارتش از تلفات جانی نظامیان اسراییلی با آنچه که گزارش‌های بیمارستان‌ها نشان می‌دهد وجود دارد؛ به طوری که ارتش تعداد مجروحان را ۱۶۰۰ نفر اعلام کرده، اما بیمارستان‌ها گزارش می‌دهند که نزدیک به ۵ هزار نظامی اسراییلی بعد از جنگ غزه زخمی شده و به بیمارستان‌ها مراجعه کرده‌اند.

چرا ارتش اسراییل آمار واقعی تلفات خود را پنهان می‌کند؟

تحلیلگران و ناظران مسائل سیاسی معتقدند که ارتش اسراییل به چند دلیل تلفات خود به ویژه تلفات انسانی در نبردهای جاری در نوار غزه را پنهان می‌کند که مهمترین آنها به شکل زیر می‌باشد:

-حفظ روحیه نظامیان صهیونیست در میدان نبرد.

-کاهش تأثیر شوک عملیات طوفان الاقصی بر افکار عمومی اسراییلی‌ها.

-جلوگیری از تشدید فشار افکار عمومی علیه رهبری سیاسی و امنیتی.

-جلوگیری از ایجاد تأثیر مثبت بر روحیه رزمندگان مقاومت فلسطین در میدان نبرد.

-جلوگیری از آسیب رسیدن به اعتبار و شهرت ارتش اسراییل به عنوان «یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان» در سراسر دنیا.

روش‌های سانسور نظامی صهیونیست‌ها در جنگ غزه

به این ترتیب ارتش رژیم صهیونیستی سیاست مبهمی را در اعلام تلفات انسانی خود در نوار غزه اتخاذ کرده و به همین دلیل اختلاف زیادی در داده‌های موجود درباره تلفات ارتش اسراییل وجود دارد که شک و تردیدهای زیادی را درباره واقعی بودن آنها ایجاد می‌کند. ارتش صهیونیستی برای جلوگیری از افشای آمار واقعی تلفات خود در جنگ به روش‌های زیر متوسل می‌شود:

-اعمال سانسور شدید نظامی و جلوگیری از انتشار اطلاعات و بیانیه‌های مربوط به عملیات‌های مقاومت فلسطین و یا هرگونه اطلاعاتی درباره تلفات جانی نظامیان صهیونیست.

-ارتش، شهرک‌نشینان را فریب می‌دهد و می‌گوید تا زمانی که خانواده‌های کشته‌شدگان اسراییلی از خبر مرگ آنها مطلع نشوند این آمار منتشر نمی‌گردد.

-در لیستی که ارتش اسراییل درباره آمار کشته شدگان ارائه می‌دهد بسیاری از اسامی حذف می‌گردد.

- ارتش اشغالگر به خانواده‌های برخی از کشته‌شدگان، به‌ویژه یهودیان شرقی، روس‌ها و برخی دروزی‌ها و بادیه‌نشین‌ها در ازای کتمان مرگ فرزندانشان پول می‌دهد.

-نظامیانی که شناسنامه و تابعیت رسمی اسراییلی ندارند و در عین حال مجبورند در خط مقدم بجنگند، بعد از مرگ هیچ نامی از آنها برده نمی‌شود. ارتش رژیم صهیونیستی معمولاً در جنگ این نظامیان را در خط مقدم قرار می‌دهد و بعد از کشته شدنشان آنها را در گورستان‌های مخصوص دفن کرده و دیگر هیچ اثری از آنها باقی نمی‌ماند.

اما اینکه ارتش رژیم صهیونیستی در هر صورت مجبور است به متحمل شدن خسارات سنگین در جنگ اعتراف کند به چند دلیل برمی گردد:

-به دلیل هویت و ماهیت کشته‌شدگان ارتش اسراییل به ویژه افسران و فرماندهان ارشد … چیزی است که نمی‌توان آن را پنهان کرد.

- مستندات مقاومت فلسطین در مورد بسیاری از عملیات‌های خود علیه ارتش اشغالگر، در بسیاری از موارد دروغ‌های این ارتش را فاش می‌کند و بنابراین صهیونیست‌ها مجبورند دست کم به یک سری از تلفات خود اشاره کنند.

-در سایه آماری که بیمارستان‌ها، مراکز مجروحان و توانبخشی، روانپزشکی و گورستان‌ها ارائه می‌دهند، ارتش اسراییل نمی‌تواند کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از نظامیان خود را کتمان کند.

-در برخی موارد نظامیان صهیونیست به کشته شدن دوستان خود در جنگ اعتراف می‌کنند.

-ارتش اسراییل نمی‌تواند مردگان خود را پنهان کند و بررسی‌های میدانی آمار آنها را فاش می‌سازد.

کشته‌شدن نیروها به دست عناصر خودی

طبق داده‌های ارتش رژیم صهیونیستی از هر ۵ نظامی این رژیم ۱ نفر در اثر تیراندازی نیروهای ارتش خودی کشته می‌شود و ۱۷ درصد از نظامیان صهیونیست به این روش و یا در حوادث میدانی کشته شده‌اند.

این حوادث شامل تیراندازی‌های کورکورانه، زیرگرفتن نظامیان صهیونیست با تانک‌های اسراییلی به اشتباه، ریزش دیوارها روی نظامیان و … می‌شود. از مهمترین دلایلی که منجر به وقوع چنین حوادثی در ارتش اسراییل می‌شود، می‌تواند به موارد زیر اشاره کرد:

-ترس و سردرگمی نظامیان صهیونیست هنگام برخورد با رزمندگان مقاومت.

-آموزش ضعیف و عدم تمرکز و خستگی شدید در میدان جنگ.

-قدرت بالای رزمندگان مقاومت در میدان که موجب فرسایش توان مبارزه نظامیان صهیونیست می‌شود.

- عدم تجربه نظامیان صهیونیست در جنگ شهری.

-استفاده ارتش اسراییل از پروتکل «هانیبال». «پروتکل هانیبال» یکی از اصول ارتش اسراییل است که از سال ۱۹۸۶ به اجرا درآمد. بر اساس این پروتکل، اگر یک نظامی به دست دشمن اسیر شد، فرماندهان اجازه دارند برای جلوگیری از اسارت وی دست به هر اقدامی بزنند، حتی اگر این اقدام، جان نظامی به اسارت درآمده را با خطر مواجه کند. از سال ۱۹۸۶ و بعد از اینکه چند نظامی صهیونیست توسط حزب‌الله لبنان اسیر شدند پروتکل هانیبال توسط ارتش رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از اسارت نظامیان کلید خورد و عملیاتی شد.

طبق این دستورالعمل ارتش اسراییل وظیفه دارد تا از اسیر شدن نیروهای نظامی جلوگیری کند، در واقع دستورالعمل هانیبال یعنی «سرباز خودی را به هر نحو شده از بین ببر تا اسیر نشود». اطلاعاتی درباره استفاده ارتش صهیونیستی از این پروتکل در جنگ غزه نیز وجود دارد.

شوک در جامعه صهیونیستی بعد از تلفات سنگین ارتش اسراییل

طی دو ماه گذشته رسانه‌های اسراییلی از تلفات سنگین ارتش خبر داده و به نقل از منابع پزشکی رژیم صهیونیستی، بیمارستان‌ها مملو از نظامیان مجروح هستند و گورستان‌ها تعداد زیادی از اجساد نظامیان اسراییلی را پذیرفته‌اند.

همچنین گزارش‌ها حاکی از افتتاح مراکز توانبخشی برای تعداد زیادی از نظامیانی است که در نتیجه جنگ از معلولیت دائمی رنج می‌برند، از جمله صدها نفر که نابینا شده‌اند.

سازمان معلولان ارتش رژیم صهیونیستی فاش کرد که تعداد مجروحان ارتش در نتیجه جنگ در نوار غزه ممکن است به ۲۰۰۰۰ نفر برسد.

وبسایت عبری والا نیز در اوایل ژانویه فاش کرد که از زمان آغاز جنگ غزه، ۴ هزار نظامی اسراییلی معلول شده‌اند و احتمال دارد این تعداد به ۳۰ هزار نفر برسد.

اختلالات روانی صهیونیست‌ها بعد از جنگ غزه

اطلاعات جدید منتشر شده توسط مؤسسه موسوم به نهاد تحقیقات سیاست‌های بهداشتی اسراییل نشان‌دهنده تصویری تاریک از تأثیرات جنگ بر سلامت روان اسراییلی‌هاست.

دکتر «ایدو لوریا» رئیس انجمن سلامت روان رژیم صهیونیستی در مطالعه‌ای اعلام کرد که انتظار می‌رود ۶۲۵ هزار اسراییلی در نتیجه جنگ غزه دچار آسیب‌های روانی شوند.

بر اساس ارزیابی اولیه انجام شده توسط یک گروه تحقیقاتی با همکاری دانشگاه عبری قدس و دانشگاه کلمبیا، بین ۶۰ تا ۸۰ هزار نفر ممکن است به دلیل شوک حمله و جنگ ناگهانی دچار علائم عقب ماندگی ذهنی موقتی و دائمی شوند.

همچنین طبق گزارش شورای آسیب‌های روانی اسراییل، ۵۵۰ هزار اسراییلی در نتیجه جنگ غزه به بیماری‌ها و بحران‌های روانی متعدد دچار می‌شوند.

رسانه‌های عبری در گزارشی تحت عنوان «جنگ نظام سلامت روان را وارد بحران کرده است» آمده که در شرایطی که هزاران روانپزشک اسراییلی اقدام به مهاجرت کرده‌اند تعداد زیادی از اسراییلی‌ها نیاز به مراقبت‌های بهداشت روانی دارند.

در این گزارش تاکید شده است که خط تلفن کمک‌های روان‌شناختی روزانه بیش از ۳۰۰۰ تماس دریافت می‌کند. بعد از جنگ غزه همچنین ۳۰۰ هزار بیمار به تعداد بیماران روانی اضافه شده که نیاز به درمان توسط متخصصان دارند.

در همین زمینه، سازمان رادیو و تلویزیون اسراییل اعلام کرد که انجمن کمک‌های اولیه روانی از زمان آغاز جنگ در نوار غزه در ۷ اکتبر، بیش از ۱۰۰ هزار درخواست کمک روانی دریافت کرده است

جنگ سرد ایران و اسراییل

جنگ نیابتی ایران و اسرائیل[۴۰] که با عنوان جنگ سرد ایران و اسرائیل نیز شناخته می‌شود،[۴۱] به درگیری غیرمستقیم جاری میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل از راه‌های مختلف گفته می‌شود.[۴۲] این درگیری‌ها شامل تهدیدهای مسئولان جمهوری اسلامی علیه اسرائیل است که هدف نهایی آن در انحلال اسرائیل خلاصه می‌شود.[۴۳] اسرائیل، نگران برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران است و تلاش می‌کند تا متحدان و نمایندگان نیابتی جمهوری اسلامی مانند حزب‌الله لبنان را تضعیف کند.

این درگیری به تدریج از موضع خصمانه جمهوری اسلامی در قبال اسرائیل پس از انقلاب ۱۳۵۷، به حمایت پنهانی جمهوری اسلامی از حزب‌الله در جریان درگیری‌های جنوب لبنان (۲۰۰۰–۱۹۸۵) و در سال ۲۰۰۵ به یک درگیری منطقه ای نیابتی تبدیل شد. در سال ۲۰۰۶، جمهوری اسلامی به‌طور فعال در حمایت از حزب‌الله در طول جنگ اسرائیل و لبنان مشارکت داشت و به موازات آن حمایت از حماس و جهاد اسلامی فلسطین را آغاز کرد.

از طرف دیگر، اسرائیل با استفاده از چندین شبه نظامی در داخل ایران، یک کمپین برای آسیب رساندن به برنامه هسته‌ای ایران آغاز کرد. با شروع جنگ داخلی سوریه، درگیری‌ها بالا گرفت و تا سال ۲۰۱۸ به جنگ مستقیم جمهوری اسلامی و اسرائیل تبدیل شد. هسته اصلی درگیری شامل حمایت جمهوری اسلامی از گروه‌های مخالف اسرائیل، برنامه هسته‌ای ایران و روابط اسرائیل با دیگر رقبای جمهوری اسلامی مانند عربستان سعودی و ایالات متحده است. درگیری هر دو کشور در جنگ داخلی سوریه امکانات و موقعیت‌های دیگری جهت درگیری مستقیم بین دو کشور ایجاد کرد.[۴۴]

جمهوری اسلامی حمایت قابل توجهی از حزب‌الله،[۴۵] حماس،[۴۶] و جنبش جهاد اسلامی فلسطین می‌کند، در حالی که اسرائیل از سازمان مجاهدین خلق ایران حمایت می‌کند[۴۷] و به‌طور مستقیم ترور و حمله به اهداف مرتبط با جمهوری اسلامی انجام داده است.[۴۸][۴۹] اسرائیل همچنین حملات سایبری علیه ایران را انجام داده و علناً از اقدام نظامی بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی دفاع می‌کند.[۵۰]

اسرائیل، جمهوری اسلامی را به تلاش برای ایجاد یک مسیر حمل و نقل زمینی مستقیم از عراق و سوریه به لبنان متهم کرده است،[۵۱][۵۲][۵۳] که اسرائیل آن را یک تهدید مهم استراتژیک می‌داند.[۵۴] جمهوری اسلامی نیز اسرائیل را «رژیم صهیونیستی» غیرقانونی می‌داند و رهبران اسرائیل را به همکاری با آمریکا جهت نابودی مسلمانان متهم می‌کند.[۵۵]

برخی تحلیلگران جنگ اسرائیل و لبنان، جنگ اسرائیل و غزه، پروژه‌های جنگ سایبری مانند ساخت بدافزارهای استاکس‌نت و شامون، بمب‌گذاری‌های جمهوری اسلامی علیه دیپلمات‌های اسرائیلی در کشورهای ثالث و جنگ داخلی سوریه را در چارچوب این جنگ نیابتی تفسیر می‌کنند. تحلیلگران معتقدند در این جنگ نیابتی اسرائیل از حمایت ایالات متحده آمریکا برخوردار است.[۵۶]

به گفتهٔ مقامات اسرائیل، جمهوری اسلامی در نزدیکی در جنوب دمشق و در ۵۰ کیلومتری مرز اسرائیل پایگاه نظامی مجهزی دارد.[۵۷] همچنین برخی مقامات آمریکایی نیز می‌گویند جمهوری اسلامی ۱۰ پایگاه نظامی در سوریه دارد که شبه‌نظامیان وفادار به دولت بشار اسد را برای جنگ احتمالی با اسرائیل تعلیم می‌دهد که دو عدد از این تأسیسات کلیدی در نزدیکی مرز اسرائیل قرار دارد. بنا به گزارش نیویورک تایمز، نزدیک به ۲۰ هزار رزمنده از گروه‌های مختلف شبه‌نظامی در سراسر سوریه از سوی کارکنان نظامی جمهوری اسلامی آموزش دیده‌اند.[۵۸]

زمینه

ویرایش

مقاله‌های اصلی: روابط اسرائیل و ایران، درگیری‌های جنوب لبنان (۲۰۰۰–۱۹۸۵)، و یهودستیزی در ایران معاصر

روح‌الله خمینی قبل از رسیدن به مقام رهبری از اسرائیل انتقاد می‌کرد. وی با انتقاد از روابط خاندان پهلوی با اسرائیل، اسرائیل را به عنوان حامی دودمان پهلوی در نظر گرفت.[۵۹] به دنبال انقلاب ۵۷ ایران، دولت جدید خمینی سیاست خصومت با اسرائیل را در پیش گرفت. ایران به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان یک کشور را پس گرفت و تمام روابط دیپلماتیک، تجاری و سایر روابط را قطع کرد،[۶۰] رهبران جمهوری دولت اسرائیل را به اسم «رژیم صهیونیستی»[۶۱] و اسرائیل به عنوان «فلسطین اشغالی» توصیف می‌کنند.

روز قدس، یک مراسم در ایران است که از یک‌سال پس از انقلاب ایران، در آخرین جمعه ماه رمضان و در حمایت از فلسطینی‌ها برگزار می‌شود.[۶۲]

حمله ۱۹۸۲ اسرائیل به لبنان منجر به خروج سازمان آزادی‌بخش فلسطین (به اختصار ساف یا PLO) از لبنان شد. در دهه ۱۹۷۰ سرزمین جلیل از سوی سازمان آزادی‌بخش فلسطین (صدها نفر از تلفات غیرنظامیان اسرائیلی) مورد حملات خشونت بار حزب‌الله قرار گرفت در نتیجه اسرائیل مجبور به ایجاد یک منطقه امنیتی در جنوب لبنان به نفع متحدان اسرائیلی در لبنان و جمعیت غیرنظامی اسرائیل شد.

علی‌رغم این موفقیت اسرائیل در ریشه کن کردن پایگاه‌های سازمان آزادی‌بخش فلسطین و عقب‌نشینی جزئی در سال ۱۹۸۵، در واقع حمله اسرائیل شدت درگیری با شبه نظامیان محلی لبنان را افزایش داد و منجر به تحکیم چندین جنبش محلی شیعه مسلمان در لبنان شد، از جمله حزب‌الله و جنبش امل (یک جنبش چریکی که قبلاً غیر سازمان یافته در جنوب لبنان بود). با گذشت سال‌ها، تلفات نظامی هر دو طرف بیشتر شد، زیرا هر دو طرف از سلاح‌های مدرن تری استفاده می‌کردند و حزب‌الله در تاکتیک‌های خود پیشرفت می‌کرد.

جمهوری اسلامی ایران در حالی که حزب‌الله را ترغیب به اقدامی علیه اسرائیل می‌کرد، مقدار قابل توجهی از کمک‌های مالی، آموزشی، تسلیحاتی، مواد منفجره، سیاسی، دیپلماتیک و سازمانی را برای سازمان حزب‌الله تأمین می‌کرد.[۶۳][۶۴][۶۵] حزب‌الله در سال ۱۹۸۵ طی بیانیه ای چهار هدف اصلی خود را «خروج نهایی اسرائیل از لبنان به عنوان مقدمه ای برای نابودی نهایی آن» ذکر کرد.[۶۶] براساس گزارش‌های منتشر شده در فوریه ۲۰۱۰، حزب‌الله ۴۰۰ میلیون دلار از ایران دریافت کرد.[۶۴] در اوایل دهه ۱۹۹۰، حزب‌الله با حمایت سوریه و ایران به عنوان گروه پیشرو و با قدرت نظامی ظاهر شد و مدیریت فعالیت‌های چریکی در جنوب لبنان را در انحصار خود داشت.

در ژانویه ۲۰۱۴، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل هشدار داد که برنامه هسته‌ای ایران در نتیجه توافق موقت خود با جامعه بین‌المللی (برجام) فقط شش هفته عقب می‌افتد.[۶۷] مدتی بعد، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی از احتمال توافق هسته ای در ژنو که می‌تواند برنامه اتمی تهران را مهار کند اما عناصر اصلی مانند غنی‌سازی اورانیوم را دست نخورده باقی بگذارد، ابراز نگرانی کردند.[۶۸] در ژوئن ۲۰۱۷، وزیر دفاع سابق اسرائیل، موشه یعلون اظهار که «ما و اعراب، همان اعرابی که در ائتلاف در جنگ شش روزه تلاش کردیم تا دولت یهود را نابود کنیم، امروز خود را در همان قایق می‌بینیم… کشورهای عرب سنی، به غیر از قطر، عمدتاً با ما در یک قایق هستند، زیرا همه ما ایران هسته ای را به عنوان تهدید شماره یک علیه خودمان می‌بینیم.».[۶۹]

اتفاقات

ویرایش

دهه ۲۰۰۰

ویرایش

همچنین ببینید: ماجرای فرنکاپ

با انتخاب محمود احمدی‌نژاد در سال ۲۰۰۵، روابط ایران و اسرائیل به‌طور فزاینده ای متشنج شد در نتیجه این دو کشورها درگیر یک سری درگیری‌های نیابتی و عملیات پنهانی علیه یکدیگر شدند.

یک موشک RPG با لوگوی جمهوری اسلامی توسط اسرائیل انتشار یافت و گفت که این موشک در طول جنگ اسرائیل و لبنان (۲۰۰۶) پیدا شده است.

در طی جنگ ۲۰۰۶ اسرائیل و لبنان، اعتقاد بر این است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقیماً به مبارزان حزب‌الله در حملات به اسرائیل کمک کرده‌اند. چندین منبع اظهار داشتند که صدها نفر از نیروهای سپاه پاسداران در شلیک موشک به اسرائیل در طول جنگ شرکت کرد و موشکهای دوربرد حزب‌الله را تأمین کرد. گفته می‌شود که عوامل سپاه پاسداران در طول جنگ علناً در مواضع حزب‌الله فعالیت می‌کردند. به‌علاوه، ادعا می‌شد که عوامل سپاه پاسداران با موشک ضد کشتی C-802 بر حمله حزب‌الله به کشتی آی‌ان‌اس هانیت نظارت داشته‌اند. در این حمله کشتی جنگی به شدت آسیب دید و چهار خدمه کشته شدند. گفته می‌شود که بین شش تا نه نفر از نیروهای سپاه پاسداران در طول جنگ توسط ارتش اسرائیل کشته شده‌اند. طبق گزارش رسانه‌های اسرائیلی، اجساد آنها به سوریه منتقل شده و از آنجا به تهران منتقل شده‌اند.[۷۰] در ۶ سپتامبر ۲۰۰۷، نیروی هوایی اسرائیل طی عملیات باغ میوه، یک رآکتور هسته ای مشکوک در سوریه را منهدم کرد و ده نفر از کره شمالی کشته شدند.[۷۱]

در طی جنگ غزه (۲۰۰۸–۲۰۰۹) و بلافاصله پس از آن، گفته شد که نیروی هوایی اسرائیل، با کمک کماندوهای اسرائیلی، سه حمله هوایی علیه سلاح‌های ایرانی را که از طریق سودان به حماس قاچاق می‌شده، انجام داده است، ایران تلاش گسترده‌ای جهت تأمین سلاح و مهمات برای حماس آغاز کرد. اسرائیل اشاره کرد که پشت این حملات است. دو کاروان کامیون منهدم شد و یک کشتی مملو از اسلحه در دریای سرخ غرق شد.[۱۲][۷۲]

در ۴ نوامبر ۲۰۰۹، اسرائیل یک کشتی در دریای مدیترانه شرقی و محموله صدها تن اسلحه را که ظاهراً از ایران به حزب‌الله در حال انتقال بود، توقیف کرد. این توقیف کشتی به ماجرای فرنکاپ معروف است.[۷۳][۷۴][۷۵][۷۶][۷۷]

۲۰۱۰

ویرایش

همچنین ببینید: ترور شخصیت‌های هسته‌ای ایران

در سال ۲۰۱۰، موجی از ترورها با هدف قرار دادن دانشمندان هسته ای ایران آغاز شد. به اعتقاد گسترده رسانه‌ها، این ترورها توسط موساد سرویس اطلاعاتی خارجه اسرائیل انجام شد. به گفته ایران و منابع رسانه‌های جهانی، روش‌های استفاده شده برای کشتن دانشمندان یادآور روشی است که موساد قبلاً اهداف را ترور کرده بود. گفته می‌شود که این ترورها تلاشی برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران یا اطمینان از عدم بهبود آن پس از حمله به تأسیسات هسته ای ایران بوده است.[۴۸] در اولین حمله، مسعود علی‌محمدی فیزیکدان ذرات در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۰ در اثر انفجار بمب یک موتورسیکلت که به فاصله یک متری از در ورودی منزل علی‌محمدی به یک درخت بسته شده بود، کشته شد. در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۰، یک انفجار در یک پایگاه نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نزدیکی شهر خرم‌آباد رخ داد و منجر به کشته شدن ۱۸ سرباز شد.[۷۸] در تاریخ ۲۹ نوامبر ۲۰۱۰، دو دانشمند ارشد هسته ای ایران، مجید شهریاری و فریدون عباسی، توسط موتورسیکلت‌هایی مورد هدف حمله قرار گرفتند. عوامل بمب را به اتومبیل آنان متصل نمود و خودرو را از دور منفجر کرد. شهریاری کشته شد ولی که عباسی به شدت زخمی شد. در ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۱، داریوش رضایی نژاد در شرق تهران به ضرب گلوله کشته شد. در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۲، مصطفی احمدی روشن و راننده وی توسط بمبی که از موتور سیکلت به ماشین آنها متصل شده بود، کشته شدند.[۷۹]

در ژوئن ۲۰۱۰ استاکس‌نت، یک کرم رایانه‌ای پیشرفته کشف شد. اعتقاد رسانه‌ها بر این است که این بدافزار توسط آمریکا و اسرائیل برای حمله به تأسیسات هسته ای ایران ساخته شده است.[۸۰] در یک مطالعه انجام شده توسط مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی تخمین زده شد که استاکس نت ممکن است به ۱۰۰۰ سانتریفوژ (۱۰٪ از کل نصب شده) در کارخانه غنی سازی نطنز آسیب رسانده باشد.[۸۱] گزارش شده است که سایر ویروسهای رایانه ای و بدافزارها از جمله Duqu و بدافزار شعله مربوط به استاکس‌نت بوده‌اند.[۸۲][۸۳] ایران ادعا می‌کند که دشمنانش مرتباً «فروش تجهیزات معیوب» و «حملات ویروس‌های رایانه ای» جهت خرابکاری در برنامه هسته ای ایران انجام می‌دهند.[۸۴][۸۵][۸۶]

۲۰۱۱

ویرایش

در ۱۵ مارس ۲۰۱۱، اسرائیل یک کشتی از سوریه را توقیف کرد که سلاح‌های ایرانی را به غزه می‌آورد.[۸۷] علاوه بر این، موساد همچنین مظنون بود که مسئول انفجار تأسیسات هسته ای در اصفهان است. ایران وقوع هرگونه انفجاری را انکار کرد، اما روزنامه تایمز گزارش خسارت به نیروگاه هسته ای را بر اساس تصاویر ماهواره ای منتشر کرد و به نقل از منابع اطلاعاتی اسرائیل گفت که این انفجار واقعاً یک سایت هسته ای را هدف قرار داده و «تصادفی نبود».[۸۸] ساعاتی پس از وقوع انفجار، حزب‌الله دو موشک به سمت شمال اسرائیل شلیک کرد. ارتش اسرائیل با شلیک چهار گلوله توپ به منطقه ای که از آنجا پرتاب شد واکنش نشان داد. حدس زده می‌شود که این حمله به دستور ایران و سوریه به عنوان هشدار به اسرائیل صورت گرفته است.[۸۹] گزارش شد که حمله اسرائیل منجر به کشته شدن ۷ نفر از جمله اتباع خارجی شده است.[۹۰] ۱۲ نفر دیگر زخمی شدند که ۷ نفر آنان بعداً در بیمارستان درگذشت.[۹۰][۹۱]

موساد مظنون به این بود که پشت انفجار در پایگاه موشکی سپاه پاسداران در نوامبر ۲۰۱۱ باشد. در این انفجار ۱۷ نفر از نیروهای سپاه پاسداران کشته شدند، از جمله حسن تهرانی مقدم که به گفته رسانه‌های داخل ایران یکی از شخصیت‌های اصلی برنامه موشکی ایران است.[۹۲] روزنامه‌نگار اسرائیلی به اسم «رون بن یشایی» نوشت که احتمالاً چندین کارشناس موشکی درجه یک ایران قبلاً در چندین انفجار در مکان‌های مختلف کشته شده‌اند.[۹۳]

گفته می‌شود که در واکنش به این عملیات مخفی اسرائیل، مأموران ایرانی تلاش کردند تا چند اهداف اسرائیلی و یهودی را مورد هدف قرار دهند. این اهداف در حالت آماده باش بالایی قرار گرفتند. یورام کوهن، رئیس شاباک، ادعا کرد که سه حمله برنامه‌ریزی شده ایران در ترکیه، آذربایجان و تایلند در آخرین لحظه خنثی شد.[۹۴]در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۱، ایالات متحده ادعا کرد که توطئه ایران شامل بمب‌گذاری در سفارت‌های اسرائیل و عربستان سعودی در واشینگتن، دی.سی. و بوئنوس آیرس را خنثی کرده است.[۹۵]

۲۰۱۲

ویرایش

همچنین ببینید: بمب‌گذاری اتوبوس ۲۰۱۲ بورگاس، انفجار کارخانه مهمات‌سازی یرموک، و بمب‌گذاری‌های بانکوک ۲۰۱۲

در ۱۳ فوریه ۲۰۱۲، کارکنان سفارت اسرائیل در گرجستان و هند مورد هدف قرار گرفتند. در گرجستان، یک خودرو انفجاری در نزدیکی سفارت منفجر نشد و توسط پلیس گرجستان ایمن منفجر شد. در هند، بمب خودرو منفجر شد و چهار نفر زخمی شدند. در میان زخمی‌ها همسر یکی از کارمندان وزارت دفاع اسرائیل بود.[۹۶] اسرائیل ایران را به داشتن پشت حملات متهم کرد.[۹۷][۹۸] روز بعد، سه عامل ایرانی در بانکوک، تایلند دستگیر شدند، تصور می‌شود که آنان قصد داشتند مقامات دیپلماتیک اسرائیل، از جمله سفیر اسرائیل را با اتصال بمب به اتومبیل‌های سفارت، ترور کنند. با ترکیدن یکی از بمب‌ها محل اقامت آنان کشف شد. پلیس پاسخ داد و تروریست ایرانی حاضر در خانه یک نارنجک به سمت مأموران انداخت، ولی نارنجک برگشت و پاهای او را قطع کرد و بازداشت شد. مظنون دوم هنگام تلاش برای پرواز به خارج از کشور دستگیر شد و متهم سوم به مالزی فرار کرد و در آنجا توسط پلیس سلطنتی مالزی دستگیر شد.[۹۹] پلیس تایلند دو نفر را به ظن مشارکت دستگیر کرد.[۱۰۰][۱۰۱] این سه تروریست ایرانی در جریان مبادله کایلی مور گیلبرت به ایران بازگردانده شدند. رسانه‌های ایران این سه نفر را تاجر معرفی کردند ولی از گفتن هویت آنان خودداری کردند. در تصاویر استقبال در فرودگاه تهران یکی از افراد بر روی ویلچر نشسته بود.[۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴]

پلیس هند یک روزنامه‌نگار مستقر در دهلی را در ارتباط با بمب‌گذاری خودرو در فوریه دستگیر کرد که منجر به زخمی شدن چهار اسرائیلی از جمله همسر یک دیپلمات اسرائیلی شد. سید محمد کاظمی روزنامه‌نگار در ۶ مارس ۲۰۱۲ دستگیر شد، گفته می‌شود که وی با یک پلیس در تماس بوده است که ممکن است بمب مغناطیسی را به ماشین دیپلمات چسبانده باشد. گفته می‌شود کاظمی یک شهروند هند بود که در یک نشریه ایرانی کار می‌کرد.[۱۰۵]

در اواخر فوریه ۲۰۱۲، ویکی لیکس ایمیل‌های محرمانه ای را از استراتفور، یک شرکت اطلاعات خصوصی مستقر در ایالات متحده منتشر کرد که توسط گروه هکری انانیموس به سرقت رفته بود. از جمله اطلاعات منتشر شده این ادعا بود که کماندوهای اسرائیلی با همکاری جنگنده‌های کرد چندین تأسیسات زیرزمینی ایران را که برای پروژه‌های تحقیقاتی هسته ای و دفاعی مورد استفاده قرار می‌گرفت، نابود کردند.[۱۰۶]

در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۲، یک اتوبوس حامل گردشگران اسرائیلی در بلغارستان در طی یک حمله بمب‌گذاری منجر به کشته شدن پنج گردشگر اسرائیلی و راننده و زخمی شدن ۳۲ نفر شد. نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو، ایران و حزب‌الله لبنان را مسئول این حمله دانست.[۱۰۷] در ژوئیه ۲۰۱۲، یک مقام ارشد دفاعی اسرائیل اظهار کرد که از ماه مه ۲۰۱۱، بیش از ۲۰ حمله تروریستی که توسط ایرانیان یا همکاری حزب‌الله لبنان علیه اهداف اسرائیلی در سراسر جهان برنامه‌ریزی شده بود، از جمله در آفریقای جنوبی، جمهوری آذربایجان، کنیا، ترکیه، تایلند، قبرس، بلغارستان، نپال، نیجریه و پرو، خنثی شده و عوامل ایرانی و حزب‌الله در سراسر جهان زندانی شده‌اند.[۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲]

در ۶ اکتبر ۲۰۱۲، هواپیماهای اسرائیلی یک هواپیمای پهپاد کوچک را هنگام پرواز بر فراز شمال صحرای نگب سرنگون کردند.[۱۱۳] حزب‌الله لبنان تأیید کرد که این هواپیمای بدون سرنشین را ارسال کرده و حسن نصرالله در یک سخنرانی تلویزیونی گفت که قطعات هواپیمای بدون سرنشین در ایران ساخته شده است.[۱۱۴]

در ۲۴ اکتبر ۲۰۱۲، سودان ادعا کرد که اسرائیل یک کارخانه مهمات سازی را بمب‌گذاری کرده است، گفته می‌شود این کارخانه متعلق به سپاه پاسداران در جنوب خارطوم است.[۱۰][۱۱][۱۱۵]

در نوامبر ۲۰۱۲، اسرائیل گزارش داد که یک کشتی ایرانی در حال بارگیری موشک جهت صادرات به کشورهایی است که در محدوده اسرائیل قرار دارند و اسرائیل «حمل و نقل اسلحه را از بین خواهد برد».[۱۱۶]

۲۰۱۳

ویرایش

در ژانویه ۲۰۱۳ شایعاتی مبنی بر انفجار تأسیسات هسته‌ای فردو، یک کارخانه غنی سازی سوخت هسته ای منتشر شد. آژانس بین‌المللی انرژی هسته ای به این نتیجه رسید که چنین حادثه ای رخ نداده است.[۱۱۷]

در ۲۵ آوریل ۲۰۱۳، هواپیماهای اسرائیلی یک هواپیمای بدون سرنشین را در سواحل حیفا که ظاهراً متعلق به حزب‌الله لبنان بود، سرنگون کردند.[۱۱۸]

در ۷ مه ۲۰۱۳، ساکنان تهران گزارش دادند که سه انفجار را در منطقه ای که ایران تحقیقات موشکی و انبارهای خود را در آن نگهداری می‌کند، شنیدند. بعداً، یک وب سایت ایرانی ادعا کرد که این انفجارها در یک کارخانه خصوصی تولید مواد شیمیایی رخ داده است.[۱۱۹]

در ۱۰ دسامبر، حماس اعلام کرد که پس از قطع مختصر درگیری‌های سوریه، روابط خود را با ایران از سر گرفته‌اند.[۱۲۰]

۲۰۱۴

ویرایش

دادگاهی در اورشلیم یک مرد اسرائیلی، ییتزاک برگل را به اتهام پیشنهاد جاسوسی برای ایران به چهار سال و نیم حبس محکوم کرد. او عضور یک فرقه یهودی ارتدکس و ضد صهیونیستی به اسم ناتوری کارتا بود که به شدت با دولت اسرائیل مخالف است.[۱۲۱]

در ۵ مارس ۲۰۱۴، نیروی دریایی اسرائیل کشتی باری Klos-C را رهگیری کرد. اسرائیل اظهار داشت که ایران از این کشتی برای قاچاق ده‌ها موشک دوربرد به غزه از جمله موشک‌های ساخت M-302 ساخت سوریه استفاده می‌کند. این عملیات با نام «افشای کامل» توسط نیروهای ویژه شایتت ۱۳ در دریای سرخ، ۱۵۰۰ کیلومتری اسرائیل و ۱۶۰ کیلومتری بندر سودان انجام شد.[۱۲۲]

رسانه‌های دولتی ایران گزارش دادند که در ۲۴ اوت ۲۰۱۴، سپاه پاسداران یک پهپاد اسرائیلی را در نزدیکی کارخانه غنی سازی سوخت نطنز سرنگون کرده است. ارتش اسرائیل در مورد این گزارش توضیحی نداد.[۱۲۳]

در انفجاری که در یک کارخانه تولید مواد منفجره نظامی در جنوب شرقی تهران، نزدیک رآکتور هسته ای مشکوک در پارچین رخ داد، دو کارگر کشته شدند.[۱۲۴] به نظر می‌رسید این انفجار پاسخی به ایران است،[۱۲۵] حزب‌الله یک وسیله منفجره در مرز بین لبنان و مناطق تحت کنترل اسرائیل در کشتزارهای شبعا قرار داد و دو سرباز اسرائیلی را زخمی کرد. اسرائیل با شلیک توپخانه به سمت دو موضع حزب‌الله در جنوب لبنان پاسخ داد.[۱۲۶]

۲۰۱۹

ویرایش

در ۲۲ اسفند ۱۳۹۹ (مارس ۲۰۲۱)، روزنامه وال استریت جورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد که اسرائیل در اواخر سال ۲۰۱۹، دست‌کم به ۱۲ کشتی که بیشتر آن‌ها حامل نفت ایران به سوریه بودند، حمله کرده است. این حملات در دریای سرخ و در نقاط دیگر روی داده‌اند و تعدادی از آنان که مورد حمله قرار گرفتند، حامل تسلیحات ایرانی بودند. بر اساس این گزارش هیچ کشتی غرق نشد و فقط ۲ کشتی مجبور به بازگشت به ایران شدند. اسرائیل تلاش کرده بود که تجارت نفت ایران را متوقف کند، چون از نظر آنان، جمهوری اسلامی با درآمد این نفت‌ها، برای گروه‌های افراطی در منطقه هزینه می‌کند.[۱۲۷][۱۲۸]

ایران برای بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه، در کنار تحریم‌های بین‌المللی به سوریه سلاح، بنزین، نفت و… صادر می‌کند.[۱۲۹][۱۳۰]

جنگ سایبری و خرابکاری ۲۰۲۰

ویرایش

همچنین ببینید: آتش‌سوزی‌ها و انفجارهای ایران در ۲۰۲۰، حادثه نطنز، و محسن فخری‌زاده § ترور

گفته می‌شود که در تاریخ ۹ مه سال ۲۰۲۰، اسرائیل پشت حمله سایبری بود که بندر شهید رجایی در تنگه هرمز را مختل کرد و باعث ایجاد ترافیک در کامیون‌های تحویل و تأخیر در حمل و نقل شد. گفته می‌شود این حمله پاسخی به حمله سایبری ناموفق ایران به تأسیسات آب اسرائیل در منطقه مرکزی شارون در ماه آوریل بود.[۱۳۱]

در ماه ژوئن و ژوئیه، یک سری انفجارها برنامه‌های هسته ای و موشکی ایران و زیرساخت‌های مختلف دیگر را هدف قرار داد. در ۲۶ ژوئن در مجتمع نظامی پارچین نزدیک تهران، کلینیک سینا در شمال تهران در ۳۰ ژوئن منفجر شد و خساراتی نیز گزارش شد،[۱۳۲]تأسیسات هسته ای نطنز در ۲ ژوئیه، نیروگاه شهید مدحاج (زرگان) در اهواز و مرکز پتروشیمی کارون در شهر ماهشهر در ۴ ژوئیه. اعتقاد رسانه‌ها بر این است که اسرائیل در این ماجرا دست داشته است،[۱۳۳] به گفته مقامات اطلاعاتی و خسارت فقط در کارخانه سانتریفیوژ در نطنز می‌تواند برنامه سلاح‌های هسته ای ایران را یکی دو سال به تأخیر بیندازد.[۱۳۴] در تاریخ ۶ ژوئیه، انفجار دیگری در کارخانه سپاهان بورش در شهر باقرشهر رخ داد.[۱۳۵] در تاریخ ۹ ژوئیه، انفجارهایی در انبار موشکی متعلق به سپاه پاسداران ایران در غرب تهران گزارش شد.[۱۳۶] در تاریخ ۱۱ ژوئیه، انفجاری در زیرزمین یک خانه قدیمی دو طبقه حاوی سیلندرهای گاز در شمال تهران رخ داد.[۱۳۷] در تاریخ ۱۲ ژوئیه، آتش‌سوزی در شرکت پتروشیمی شهید تندگویان در جنوب غربی ایران رخ داد.[۱۳۸] در ۱۳ ژوئیه، یک انفجار در یک کارخانه میعانات گازی منطقه صنعتی کاویان فریمان در استان خراسان رضوی رخ داد.[۱۳۹] در تاریخ ۱۵ ژوئیه، آتش‌سوزی بزرگی در یک کارخانه کشتی سازی در شهر بوشهر رخ داد و آتش به ۷ قایق چوبی گسترش یافت.[۱۴۰] در تاریخ ۱۸ ژوئیه، یک خط لوله انتقال نفت در منطقه اهواز در جنوب ایران منفجر شد.[۱۴۱] در تاریخ ۱۹ ژوئیه، یک انفجار دیگر در یک ایستگاه برق در اصفهان رخ داد.[۱۴۲] در اواخر روز، یک آتش‌سوزی بزرگ در یک کارخانه تولید سلفون یا نخ در نزدیکی شهر تبریز در شمال غربی ایران ثبت شد.[۱۴۳]

محسن فخری زاده، رئیس برنامه سلاح‌های هسته ای ایران و از دانشمندان رتبه بالا برنامه هسته ای، در ۲۷ نوامبر سال ۲۰۲۰ در منطقه آبسرد ترور شد.[۱۴۴]

۲۰۲۱

ویرایش

در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۱، یک انفجار کوچک در نزدیکی سفارت اسرائیل در دهلی‌نو روی داد ولی در این حادثه کسی آسیب ندید. رسانه‌های هند گزارش دادند که یک گروه به نام «جیش الهند» مسئولیت انفجار در نزدیکی سفارت اسرائیل در دهلی نو به عهده گرفته است. این بمب دست‌ساز بوده و پلیس هند در مکان حادثه نامه ای پیدا کرد که در آن تهدید می‌کند انتقام قاسم سلیمانی، ابومهدی المهندس و محسن فخری‌زاده گرفته خواهد شد. در ادامه نامه آمده: «این فقط یک نمایش کوچک بود. ما می‌توانیم شما را در هنگام غذا خوردن تا کارهای دیگر رصد کنیم. توجه داشته باشید، بازی برای اسرائیل» به پایان رسیده و تهدید کرده که اسرائیل آماده انتقام «قهرمانان ما» باشد.[۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷]

بعد از این حادثه، رسانه‌های اسرائیل گزارش دادندند که «توطئه جدید» ایران برای حمله به اماکن دیپلماتیک در شرق آفریقا، در ژانویه ۲۰۲۱ کشف و خنثی شده است. رسانه‌های اسرائیل گفتند که جمهوری اسلامی در حال شناسایی اهداف اسرائیلی، آمریکایی و اماراتی در این کشور و حمله به آنها بوده است. شبکه کان ۱۱ اسرائیل در گزارشی پیرامون این ماجرا از دستگیری عوامل وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در چند کشور در ارتباط با این «توطئه» خبر داد و گف این افراد در کشورهای اروپای شرقی ساکن بوده و ایرانی بوده‌اند. این شبکه گفت که این حملات قرار بوده که در واکنش به ترور محسن فخری‌زاده و انفجار نطنز صورت گیرد.[۱۴۸][۱۴۹]

در اسفند ۱۳۹۹، روزنامه هندوستان تایمز، گزارش داد که این حمله کار یک گروه تروریستی تحت حمایت نیروی قدس سپاه پاسداران بوده و عوامل این حمله، شواهد را طوری طراحی کرده بودند که این حمله از طرف گروه داعش به نظر برسد ولی مقام‌های هندی اطمینان یافته‌اند که یک گروه شیعه تحت حمایت سپاه که «جیش‌الهند» نام گرفته، عامل اجرای این حمله بوده است. به نوشته این روزنامه، این یک بمب ساده نبود و آن بمب مجهز به یک دستگاه کنترل از راه دور بوده و احتمالاً از مواد انفجاری کشنده پینتریت یا آنفو در آن بمب موجود بوده است. مقامات هندی یک فهرست از مظنونان تهیه کردند ولی در این مقاله به آن اشاره نشد.[۱۵۰][۱۵۱]

برنامه‌ریزی برای حمله به سفارت امارات

ویرایش

اطلاعات بیشتر: پیمان ابراهیم و توافقنامه صلح اسرائیل–امارات متحده عربی

در ۱۵ بهمن ۱۳۹۹، رسانه‌های دولتی اتیوپی خبر دادند که مقامات این کشور ۱۵ نفر را به اتهام طرح‌ریزی برای حمله به سفارت امارات متحده عربی در آدیس آبابا دستگیر کرده‌اند و یک انبار اسلحه و مواد منفجره نیز از آنها کشف شده است. روز ۱۴ بهمنُ رسانه‌های اسرائیل بدون اشاره به کشور اتیوپی، خبر دادند که «توطئه جدید» ایران برای حمله به اماکن دیپلماتیک اسرائیلی، آمریکایی و اماراتی در شرق آفریقا، ماه گذشته کشف و خنثی شده است.[۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷]

روزنامه نیویورک‌تایمز در ۲۷ بهمن به نقل از مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد که وزارت اطلاعات ایران برای انجام این عملیات، «سلول خفته‌ای» را در آدیس آبابا را فعال کرده است. وزارت اطلاعات ایران به این سلول، دستور جمع‌آوری اطلاعات در مورد سفارتخانه‌های ایالات متحده و اسرائیل را داده بود و «عملیات اتیوپی» بخشی از تلاش گسترده‌تر جمهوری اسلامی، برای یافتن «اهداف نرم در کشورهای آفریقایی» است. به گفته این مقامات، هدف ایران از این «عملیات» به احتمال زیاد انتقام‌گیری از کشته شدن محسن فخری‌زاده و قاسم سلیمانی است. دریادار هیدی کی. برگ، مدیر اطلاعات فرماندهی پنتاگون در آفریقا، با انتشار بیانیه‌ای خبر داد که ایران «پشت اقدامات ۱۵ نفر دستگیرشده در اتیوپی است» و نفر شانزدهمی هم که در سوئد دستگیر شده و «احمد اسماعیل» نام دارد «طراح این توطئه» بوده است. احمد اسماعیل، سرکرده این تیم دستگیرشده، «با همکاری دوستانه سرویس‌های اطلاعاتی آفریقایی، آسیایی و اروپایی» در سوئد بازداشت شد.[۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷]

حمله به کشتی اسرائیلی

ویرایش

در ۸ اسفند ۱۳۹۹، یک کشتی حامل خودرو متعلق به شرکت «هلیوس رِی» اسرائیل که با پرچم باهاما حرکت می‌کرد، در دریای عمان دچار انفجار شد.[۱۵۸][۱۵۹] روز بعد روزنامه کیهان، این انفجار را مربوط به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه دانست و حمله به این کشتی را «حرفه‌ای» توصیف کرد.[۱۶۰] «مقامات رسمی اسرائیل» معتقدند که عامل بروز سانحه جمهوری اسلامی ایران بوده و کشتی متعلق به رامی اونگار، یک دوست نزدیک رئیس موساد است.[۱۶۱] در ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، بنی گانتز، وزیر دفاع اسرائیل گفت که براساس برآوردهای اولیه، ایران مظنون اصلی حمله به یک کشتی باربری اسرائیلی در نزدیکی دریای عمان است و افزود: «باید به تحقیقات خود ادامه دهیم، اما به‌طور قطع می‌توان گفت که ایران در تلاش است تا به زیرساخت‌های اسرائیل صدمه بزند و به شهروندان اسرائیلی آسیب برساند.»[۱۶۲][۱۶۳] در نهایت پس از ۳ روز، کشتی جهت تعمیرات در بندر «راشد» دوبی پهلو گرفت.[۱۶۴]

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در این باره گفت: «این، کار ایران بود و این امر، واضح است» اما پاسخ نداد که اسرائیل تلافی می‌کند یا خیر.[۱۶۵] جمهوری اسلامی ایران قویا دخالت در این حادثه را رد کرد.[۱۶۶]

آلودگی عمدی محیط زیست

ویرایش

روز ۱۳ اسفند ۱۳۹۹، گیلا گاملی‌اِل، وزیر محیط زیست اسرائیل، گفت که ایران عامل «ترور زیست‌محیطی» از طریق ایجاد آلودگی نفتی در سواحل اسرائیل بوده و اسرائیل «پی برده» نفتکشی که باعث نشت عظیم نفت در آب‌های دریای مدیترانه در نزدیکی سواحل اسرائیل شد، از ایران حرکت کرده بود.[۱۶۷][۱۶۸]

او گفت که این نفتکش نفت خود را از ایران بار کرد، از خلیج فارس به حرکت درآمد و در شب ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، پس از عبور از کانال سوئز با نزدیک شدن به سواحل اسرائیل رادار خود را «خاموش» کرد و در پی ریختن نفت، با رسیدن به نزدیکی سواحل سوریه رادار خود را دوباره روشن کرد. وی گفت که اتفاق صورت گرفته یک بزهکاری دریایی نیست بلکه «یک ترور زیست‌محیطی است» که اسرائیل «شواهد قوی» در مورد ارتباط ایران با آن دارد. ولی شواهدی ارائه نکرد.[۱۶۷]

او اظهار داشت که نفتکش «اِمِرالد» در مالکیت خصوصی طرف لیبیایی است و با پرچم پاناما حرکت می‌کند.[۱۶۷]

حمله به کشتی سپاه

ویرایش

در ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، رسانه‌های اسرائیل گزارش کردند که به یک «کشتی سپاه پاسداران» در دریای سرخ حمله شده و خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه، این موضوع را تأیید کرد و نوشت «کشتی ساویز به دلیل انفجار مین‌های چسبان در بدنه کشتی دچار آسیب شده است».[۱۶۹][۱۷۰] ساعتی بعد نیویورک تایمز به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که در ساعت ۷:۳۰ دقیقه بامداد به وقت محلی، اسرائیل به آمریکا اطلاع می‌دهد که به یک کشتی حمله کرده و اسرائیل «این حمله را اقدامی تلافی جویانه در واکنش به حمله ایران به کشتی‌های اسرائیلی» می‌داند.[۱۷۱][۱۷۲][۱۷۳] سعید خطیب زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت که «آسیب جزئی» بود.[۱۷۴]

تسنیم نوشت که کشتی ساویز «در دریای سرخ به‌منظور پشتیبانی از تکاورهای ایرانی که به مأموریت اسکورت شناورهای تجاری اعزام می‌شوند مستقر بوده است.»[۱۷۵] اما به گفته مؤسسه نیروی دریایی ایالات متحده «ساویز یک کشتی تجسسی نظامی مخفی تحت خدمت سپاه پاسداران است.»[۱۷۱] روزنامه اسرائیلی هاآرتس گزارش داد که کشتی ساوین «از نوع تجسسی و در خدمت سپاه پاسداران بوده است.».[۱۷۰]

جنگ داخلی سوریه (۲۰۱۳–۲۰۲۱)

ویرایش

اطلاعات بیشتر: مداخله حزب‌الله در جنگ داخلی سوریه و مداخله ایران در جنگ داخلی سوریه

اسرائیل و سوریه از زمان تأیید اسرائیل جهت کنترل بیشتر مناطق بلندی‌های جولان در جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳، در آتش‌بس بودند، اما جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، منجر به چندین مورد مبادله آتش در مرزهای مسالمت آمیز شد. گفته می‌شود در صورت ایجاد خلأ قدرت در سوریه، ارتش اسرائیل خود را برای تهدیدهای احتمالی آماده می‌کند. یک مقام اسرائیلی در ژانویه ۲۰۱۴ به آسوشیتدپرس گفت: «پس از اسد و پس از ایجاد یا تقویت جای پای خود در سوریه، آنها قصد حرکت و تغییر مسیر خود جهت حمله به اسرائیل را دارند.» برخی از کارشناسان می‌گویند اگرچه تجاوز به نیروهای شبه نظامی در مرز اسرائیل اقدامات امنیتی را افزایش می‌دهد، اما این پیشرفت‌ها به احتمال زیادی تغییرات مهمی را در سیاست از بین بردن سیاست اسرائیل در بحران سوریه ایجاد نمی‌کند.[۱۷۶]

در جنگ داخلی سوریه، به امید تقویت توانایی‌های لجستیکی و پیش‌بینی نیرو در منطقه، تهران قصد دارد مسیری را از پایتخت ایران به دمشق و سواحل مدیترانه پاک کند.[۱۷۷][۱۷۸] دولت اسرائیل متقاعد شده که ایران علاقه‌مند به ایجاد همسایگی سرزمینی از ایران به دریای مدیترانه و انتقال نیروهای نظامی - از جمله شناورهای دریایی، هواپیماهای جنگنده و هزاران نیرو - به پایگاه‌های دائمی در سوریه است و در تلاش است تا «لبنان» سوریه را به‌دست‌آورد و بر آن مسلط شود. ایران با استفاده از شبه نظامیان شیعه (همان‌طور که با حزب‌الله در لبنان انجام داد) قصد انجام این کار را دارد.[۱۷۹] همان‌طور که آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل هشدار داد که «همه کارها برای جلوگیری از وجود یک راهرو شیعه از تهران به دمشق انجام خواهد شد».[۱۸۰] در سال ۲۰۱۷، اطلاعات اسرائیل یک پایگاه ایرانی در حال احداث را در سوریه را کشف کرد که فقط ۵۰ کیلومتر از مرز اسرائیل فاصله داشت.[۱۸۱]

عملیات پنهانی (۲۰۱۳–۲۰۱۷)

ویرایش

گزارش شده که اسرائیل در چندین موارد بین سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۷ حملاتی را به اهداف حزب‌الله و ایران در داخل خاک سوریه یا لبنان انجام داده یا از آنها پشتیبانی کرده است. یکی از اولین حوادث گزارش شده به‌طور موثق در ۳۰ ژانویه ۲۰۱۳ رخ داد، زمانی که هواپیماهای اسرائیلی به کاروان سوریه حمله کردند که گفته می‌شود در حال انتقال سلاح‌های ایرانی به حزب‌الله بود.[۱۸۲] اسرائیل از اظهارنظر در مورد حادثه خودداری کرد، موضعی که اعتقاد بر این است که دولت سوریه خود را ملزم به تلافی نمی‌کند.[۱۸۲]

حوادث بیشتری در ماه مه ۲۰۱۳، دسامبر ۲۰۱۴ و آوریل ۲۰۱۵ گزارش شد. برخی از این گزارش‌ها توسط جمهوری عربی سوریه تأیید شد، در حالی که برخی دیگر رد شدند. اسرائیل به‌طور سیستماتیک از اظهار نظر در مورد هدف قرار دادن اهداف حزب‌الله و حزب بعث سوریه در خاک سوریه خودداری کرد. در سال ۲۰۱۵، شبه نظامیان مظنون حزب‌الله در پاسخ به حمله هوایی اسرائیل به جولان سوریه که منجر به کشته شدن عوامل ارشد حزب‌الله و سپاه شد، حمله تلافی جویانه ای به نیروهای اسرائیلی در مزارع شبا آغاز کردند. در مارس ۲۰۱۷، سوریه موشک‌های ضدهوایی را به سمت قسمت تحت کنترل اسرائیل از بلندی‌های جولان پرتاب کرد، که ادعا می‌شود هواپیماهای اسرائیلی را هدف قرار می‌دهد، سوریه ادعا می‌کند که در حال حمله به اهداف در پالمیرا در سوریه هستند. پس از این حادثه، دولت اسرائیل اظهار داشت هدف حملات سمت نیروهای ضد اسرائیلی، به ویژه حزب‌الله واقع در لبنان است. اسرائیل ادعای سوریه مبنی بر سرنگونی یک جنگنده جت و آسیب دیدن جنگنده دیگر را انکار کرد. اسرائیل گزارش نکرد که خلبانان یا هواپیماها در سوریه یا دیگر مناطق در پی این حادثه مفقود شده‌اند. به گفته برخی منابع، این حادثه اولین باری بود که مقامات اسرائیلی حمله به کاروان حزب‌الله در طول جنگ داخلی سوریه را به روشنی تأیید کردند.[۱۸۳] از سپتامبر ۲۰۱۷، این تنها زمان صدور چنین تأییدی بود.

اعلام مستقیم (۲۰۱۷–۲۰۱۸)

ویرایش

از ژانویه ۲۰۱۷، نیروی هوایی اسرائیل حملات هوایی تقریباً روزانه را علیه اهداف ایرانی در سوریه آغاز کرد و فقط در سال ۲۰۱۸ حدود ۲۰۰۰ بمب را پرتاب کرد. برخی از اهداف ایرانی نیز توسط موشک سطح‌به‌سطح اسرائیلی یا در حملات نیروهای ویژه اسرائیلی مورد حمله قرار گرفتند. به گفته رئیس سابق ستاد ارتش اسرائیل گادی ایزنکوت، تصمیم برای حمله به پایگاه‌های ایران در سوریه پس از تغییر استراتژی ایران در سال ۲۰۱۶ صورت گرفت. در ۲۰۱۶ مداخله نظامی تحت رهبری آمریکا علیه داعش به پایان رسید و ایران برای بهره‌برداری از خلأ قدرت برای ایجاد سلطه در سوریه، ایجاد پایگاه‌ها و آوردن جنگجویان شیعه خارجی برنامه‌ریزی کرده بود. اگرچه دامنه کامل این کارزار تا سال ۲۰۱۹ فاش نشده بود، اما در اوایل دسامبر ۲۰۱۷ نیروی هوایی اسرائیل تأیید کرد که در طول بیش از شش سال درگیری در سوریه، تقریباً ۱۰۰ بار به کاروان‌های تسلیحاتی در سوریه و حزب‌الله لبنان حمله کرده است. در ژانویه ۲۰۱۹، رئیس ستاد مستعفی اسرائیلی گادی ایزنکوت ادعا کرد که تا آن زمان، فقط چند ده نفر از پرسنل نظامی ایران در این حملات کشته شده‌اند، زیرا اسرائیل مراقبت کرده بود که فقط زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهد ولی پرسنل را نزند یا از کشتن آنان دوری کند، چون ایران هر بهانه ای جهت حمله دوباره به دست می‌آورد.[۱۸۴][۴۹]

سوریه، عراق و لبنان (۲۰۱۹–۲۰۲۱)

ویرایش

در ژوئیه سال ۲۰۱۹، گزارش شد که اسرائیل حملات خود را علیه حملات موشکی ایران به عراق گسترش داده است، گفته می‌شود هواپیماهای جنگنده F-35 اسرائیلی دو بار به اهداف ایران در عراق حمله کرده است.[۱۸۵] گفته می‌شود حملات هوایی اسرائیل شبه نظامیان مورد حمایت ایران در عراق را طی سال ۲۰۱۹ هدف قرار داده است.[۱۸۶]

در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹، با حملات هوایی، سه موقعیت سپاه پاسداران ایران و شبه نظامیان متحد عراقی را هدف قرار داد، حداقل ۱۰ شبه نظامی طرفدار ایران در آلبو کمال سوریه کشته شدند. گفته می‌شود این حملات به عهده اسرائیل بوده است.[۱۸۷]مطابق با زمان، افزایش تنش ایران و اسرائیل با بحث در مورد ایجاد روابط احتمالی میان ایران و آمریکا همزمان می‌شود.[۱۸۸]

بر اساس گزارش رسانه‌های لبنانی، هواپیماها یا هواپیماهای بدون سرنشین اسرائیلی یکشنبه شب، ۲۶ اوت ۲۰۱۹ به موقعیت جبهه خلق برای آزادی فلسطین در قوسایا واقع در دره بقاع لبنان، نزدیک به مرز با سوریه حمله کردند. این حمله یک روز پس از انفجار دو هواپیمای بدون سرنشین در بیروت، پایتخت لبنان صورت گرفت.[۱۸۹][۱۹۰]

به گفته یک مقام از موضع فلسطین در این شهر، سه حمله هوایی به موقعیت نظامی PFLP-GC در کوازایا در اوایل صبح ۲۶ اوت ۲۰۱۹ رسید که فقط خسارت مادی به بار آورد.[۱۹۱]

در نیمه اول سال ۲۰۲۰، اسرائیل به هدف قرار دادن انبارهای سلاح‌های ایرانی در سوریه ادامه داد.[۱۹۲]

در ۲۷ ژوئیه سال ۲۰۲۰، در جریان «حادثه امنیتی» در مرز بلندی‌های جولان تحت اشغال اسرائیل و لبنان، انفجارها و تبادل آتش شنیده شد.[۱۹۳] این حادثه شامل سربازان اسرائیلی و چهار مبارز حزب‌الله بود که گفته می‌شد از مرز عبور کرده‌اند و چند روز پس از کشته شدن یکی از اعضای حزب‌الله توسط حملات هوایی اسرائیل در سوریه و سقوط یک هواپیمای بدون سرنشین اسرائیلی در لبنان رخ داد.[۱۹۴] نیروهای دفاعی اسرائیل گفتند که هیچ نیروی اسرائیلی کشته نشده و چهار مبارز حزب‌الله پس از شلیک به لبنان فرار کرده‌اند. با این حال، حزب‌الله طی بیانیه ای حمله نیروهایشان به ارتش اسرائیل را انکار کرد و گفت که جنگجویان آنها از مرز عبور نکرده‌اند. حزب‌الله گفت که ابتدا اسرائیل آتش گشود. دو انفجار در لبنان شنیده شد. یک گلوله اسرائیلی در یک خانه غیرنظامیان عبور کرد اما هیچ‌کس آسیب ندید.[۱۹۵][۱۹۳][۱۹۶][۱۹۷]

در ژانویه ۲۰۲۱، دیده‌بان حقوق بشر سوریه، خبر داد که در حمله هوایی اسرائیل به یک انبار مهمات، ۹ سرباز سوری و ۳۱ تن از نیروهای خارجی متحد حکومت بشار اسد (نیروهای سپاه پاسداران، لشکر فاطمیون و حزب‌الله لبنان) کشته شده‌اند. در این حمله اسرائیل ۱۸ بار اهداف را بمباران کرد و این یکی از مرگ بارترین حملات از ژوئن ۲۰۱۸ بوده است.[۱۹۸]

در ۴ فوریه ۲۰۲۱، جنگنده‌های اسرائیلی در آخرین ساعات ۱۵ بهمن ۱۳۹۹، به اهدافی در جنوب سوریه حمله کردند. سایت خبری اسرائیلی وای.نت نوشت که حملات اسرائیلی پس از آن بوده که دو فروند هواپیمای باربری ایرانی روز چهارشنبه محموله‌هایی را در دمشق فرود آورد و سپس به سوی تهران بازگشتند. گزارشی از کشته شدن افراد منتشر نشد و رسانه‌های دولتی سوریه گفتند که حملات اسرائیل صرفاً آسیب مالی وارد کرده است.[۱۹۹][۲۰۰]

در ۱۴ فوریه ۲۰۲۱، خبرگزاری رویترز، گزارش داد که اسرائیل به اهدافی در حومه دمشق، پایتخت سوریه، حمله هوایی کرده ولی پدافند هوایی ارتش سوریه بیشتر موشک‌ها را نابود کرد. به گفته ارتش سوریه، موشک‌ها از بلندی‌های جولان شلیک شده است. رویترز گزارش داد که موشک‌ها قصد برخورد به مقر یک لشکر ارتش سوریه واقع در ۱۴ کیلومتری دمشق را داشتند. در این موقعیت، شبه نظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران به شدت حضور دارند.[۲۰۱]

در ۱ مارس ۲۰۲۱، ارتش سوریه اعلام کرد که اسرائیل نقاطی را در حومه جنوبی دمشق هدف حملات راکتی خود قرار داده است. این حمله از بلندی‌های جولان انجام شده و پدافند هوایی سوریه توانست اغلب موشک‌های شلیک شده را رهگیری کند و مورد هدف قرار دهد. جروزالم پست گمانه‌زنی کرد که این حمله واکنشی به سانحه انفجار کشتی اسرائیلی در دریای عمان باشد.[۲۰۲][۲۰۳]

حامیان ایران و جنگندگان نیابتی

ویرایش

اطلاعات بیشتر: محور مقاومت

سوریه

ویرایش

مقاله‌های اصلی: روابط ایران و سوریه و مداخله ایران در جنگ داخلی سوریه

دیدار علی خامنه‌ای و بشار اسد

ایران و سوریه متحدان استراتژیک نزدیکی هستند و ایران پشتیبانی قابل توجهی از دولت سوریه در جنگ داخلی سوریه می‌کند از جمله پشتیبانی لجستیکی، فنی و مالی و همچنین آموزش و برخی از ارسال نیروهای رزمی. ایران بقای دولت سوریه را برای منافع منطقه ای خود بسیار مهم می‌داند.[۲۰۴][۲۰۵] علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سپتامبر ۲۰۱۱ به صراحت اعلام کرد که طرفدار دولت سوریه است. هنگامی که جنگ داخلی سوریه آغاز شد، گزارش‌ها فزاینده ای در مورد حمایت نظامی ایران و آموزش نیروری نظامی ایرانی در سوریه وجود داشت.[۲۰۶]

سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی ایران برای حفظ قدرت بشار اسد به ارتش سوریه مشاوره و کمک کردند.[۲۰۴] این کمک‌ها شامل آموزش، پشتیبانی فنی و نیروهای رزمی است.[۲۰۴][۲۰۷] هزاران عامل ایرانی - تا پایان سال ۲۰۱۳ حدود ۱۰ هزار نفر[۲۰۵] از طرف دولت در جنگ داخلی سوریه شرکت کرده‌اند. این افراد شامل نیروهای منظم و اعضای شبه نظامیان است. در سال ۲۰۱۸، تهران گفت که طی هفت سال گذشته ۲۱۰۰ سرباز ایرانی در سوریه و عراق کشته شده‌اند.[۲۰۸] ایران همچنین مشارکت شبه نظامیان شیعه را از سراسر منطقه برای جنگ در سوریه، از جمله حزب‌الله لبنان ،لشکر فاطمیون، لشکر زینبیون، جنبش مقاومت اسلامی نجباء، کتائب سید الشهداء، حشد شعبی و کتائب حزب‌الله و سرایا المختار بحرین حمایت و تسهیل کرده است.[۲۰۹][۲۱۰][۲۱۱][۲۱۲][۲۱۳][۲۱۴][۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷]

حزب‌الله لبنان

ویرایش

همچنین ببینید: منابع مالی حزب‌الله

حزب‌الله لبنان با حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران به سازمانی دارای کرسی‌هایی در دولت لبنان، رادیو و تلویزیون ماهواره ای (شبکه المنار)، برنامه‌هایی برای تبلیغ جایگاه اجتماعی و استقرار گسترده نظامیان در خارج از مرزهای لبنان تبدیل شد.[۲۱۸][۲۱۹][۲۲۰]این سازمان را «دولت پنهان» نامیده‌اند.[۲۲۱] ائتلاف ۱۴ مارس و ائتلاف ۸ مارس در مقابل حزب‌الله ایستادند. حزب‌الله پشتیبانی قاطعی را در بین جمعیت شیعیان لبنان حفظ کرده است،[۲۲۲] در حالی که اهل سنت با دستور کار این گروه اختلاف نظر داشته‌اند.[۲۲۳][۴۵] پس از پایان اشغال اسرائیل در جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، قدرت نظامی آن رشد چشمگیری یافت،[۲۲۴][۲۲۵] به گونه ای که شاخه شبه نظامی آن قدرتمندتر از ارتش لبنان تلقی می‌شود.[۲۲۶][۲۲۷] حزب‌الله از ایران آموزش نظامی، اسلحه و حمایت مالی دریافت می‌کند و در سوریه از حمایت سیاسی برخوردار است.[۲۲۸] حزب‌الله همچنین در جنگ ۲۰۰۶ لبنان علیه اسرائیل جنگید.

حزب‌الله یکی از مبارزان اصلی در جنگ داخلی سوریه بوده و به تضمین بقای دولت اسد مورد حمایت ایران کمک کرده است. پشتیبانی فعال و استقرار نیروها از سال ۲۰۱۲ آغاز شد و پس از آن به‌طور مداوم افزایش یافت.[۲۲۹] حزب‌الله چندین هزار جنگجو در سوریه مستقر کرد و تا سال ۲۰۱۵ تاکنون ۱۵۰۰ جنگنده را در جنگ از دست داد.[۲۳۰] حزب‌الله همچنین برای جلوگیری از نفوذ شورشیان از سوریه به لبنان بسیار فعال بوده است، زیرا یکی از فعال‌ترین نیروهای درگیر جنگ داخلی سوریه در لبنان است. گفته می‌شود تا مارس ۲۰۱۹، ۶۷۷ مبارز حزب‌الله لبنان در سوریه کشته شده‌اند.[۲۳۱]

جبهه خلق برای آزادی فلسطین

ویرایش

اطلاعات بیشتر: جبهه خلق برای آزادی فلسطین

حماس (۲۰۰۵–۲۰۱۱)

ویرایش

اطلاعات بیشتر: حکومت حماس در نوار غزه

بین سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۱۱، ایران یکی از تأمین کنندگان و تأمین کنندگان اصلی حماس بود. اسرائیل تخمین می‌زند که تیپ‌های حماس دارای چند صد عضو هستند که آموزش نظامی دیده‌اند، از جمله آموزش در ایران و سوریه (قبل از جنگ داخلی سوریه).[۲۳۲] در سال ۲۰۱۱، پس از آغاز جنگ داخلی سوریه، حماس از دولت سوریه فاصله گرفت و اعضای آن شروع به ترک سوریه کردند. از سال ۲۰۱۲، حماس به دلیل حمایت حماس از اخوان‌المسلمین در سوریه، دیگر از ایران پشتیبانی نمی‌کند. سخنران حماس طی یک سخنرانی در سال ۲۰۱۴ در ۲۷ مین سالگرد تأسیس حماس، از ایران برای کمک در امور مالی و تسلیحاتی تشکر کرد.[۲]

سودان (۲۰۰۵–۲۰۱۵)

ویرایش

مقالهٔ اصلی: روابط ایران و سودان

در سال ۲۰۰۸، سودان و ایران توافق‌نامه همکاری نظامی امضا کردند. این توافق‌نامه توسط مصطفی محمد نجار وزیر وقت دفاع ایران و عبدالرحیم محمدحسین، همتای سودانی وی امضا شد.[۲۳۳]

در سال ۲۰۱۱، سودان پس از آغاز جنگ داخلی سوریه همکاری خود را با ایران کاهش داد.

در سال ۲۰۱۵، سودان با شرکت در مداخله نظامی در یمن به رهبری عربستان سعودی به نمایندگی از اتحاد عرب سنی، روابط خود را با ایران به‌طور کامل قطع کرد.[۲۳۴]

جهاد اسلامی فلسطین

ویرایش

ایران یکی از حامیان اصلی مالی جهاد اسلامی فلسطین (PIJ) است.[۲۳۵][۲۳۶][۲۳۷][۲۳۸] در پی فشار اسرائیل و مصر به حماس در اوایل سال ۲۰۱۴، جهاد اسلامی فلسطین شاهد افزایش قدرت خود با حمایت مالی ایران بوده است.[۲۳۹] اعتقاد بر این است که از سوریه هم حمایت مالی می‌شود.

حشد شعبی

ویرایش

مقالهٔ اصلی: حشد شعبی

حامیان اسرائیل و جنگندگان نیابتی

ویرایش

ایالات متحده آمریکا

ویرایش

مقالهٔ اصلی: روابط اسرائیل-آمریکا

نزدیکترین متحد نظامی اسرائیل، ایالات متحده آمریکا است که از سال ۱۹۶۷، پشتیبانی همه‌جانبه و تمام‌عیار از اسرائیل دارد.[۲۴۰][۲۴۱][۲۴۲][۲۴۳][۲۴۴]

عربستان سعودی

ویرایش

مقاله‌های اصلی: روابط ایران و عربستان سعودی، روابط عربستان سعودی و اسرائیل، و جنگ نیابتی ایران و عربستان

در حالی که ایران اصلی‌ترین قدرت تحت رهبری مسلمانان شیعه در جهان است، عربستان سعودی خود را به عنوان قدرت اصلی مسلمان سنی می‌داند.[۲۴۵] این درگیری‌ها که جنگ سرد هم نامیده می‌شود، جنگ نیابتی ایران و عربستان در چندین سطح بر سر نفوذ ژئوپلیتیک، اقتصادی و فرقه ای جهت دستیابی به سلطه منطقه‌ای است، این درگیری از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) تاکنون یکی از ویژگی‌های اصلی غرب آسیا است.[۲۴۶][۲۴۷] حمایت آمریکا از عربستان سعودی و متحدانش و همچنین حمایت روسیه و چین از ایران و متحدانش، با دوران جنگ سرد مقایسه می‌شود و برخی به آن «جنگ سرد جدید» لقب داده‌اند.[۲۴۸][۲۴۹][۲۵۰][۲۵۱] این رقابت امروز در درجه اول یک مبارزه سیاسی و اقتصادی است که با اختلافات مذهبی تشدید می‌شود و فرقه گرایی به عنوان بخشی از درگیری، توسط هر دو کشور برای اهداف ژئوپلیتیک مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.[۲۴۷][۲۵۲][۲۵۳]

اسرائیل و عربستان سعودی هیچ‌گونه روابط رسمی دیپلماتیک ندارند. با این حال، گزارش‌های خبری حاکی از همکاری گسترده دیپلماتیک و اطلاعاتی بین کشورها در پشت صحنه جهت دستیابی به اهدافی علیه ایران در منطقه است.[۲۵۴][۲۵۵]

جمهوری آذربایجان

ویرایش

مقاله‌های اصلی: روابط جمهوری آذربایجان و اسرائیل و روابط جمهوری آذربایجان و ایران

سازمان مجاهدین خلق ایران

ویرایش

  • مقامات آمریکایی تأیید می‌کنند که سازمان مجاهدین خلق ایران توسط اسرائیل جهت ترور شخصیت‌های هسته‌ای ایران تأمین مالی، آموزش و مسلح شده است.[۴۷]
  • براساس گزارش مجله نیویورکر، اعضای مجاهدین خلق برای عملیات خود علیه دولت ایران از ایالات متحده و اسرائیل بودجه مالی و آموزش دریافت می‌کنند.[۲۵۶]
  • برخی معتقدند به‌طور کلی همسو شدن مجاهدین خلق با اسرائیل به عنوان یک فرصت طلبی تلقی می‌شود، نه به عنوان مشارکت واقعی.[۲۵۷][۲۵۸]

جندالله

ویرایش

علی خامنه ای اسرائیل را به کمک به جندالله در انجام حملات به ایران متهم کرده است.[۲۵۹]

نقش روسیه

ویرایش

اطلاعات بیشتر: روابط خارجی روسیه

بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل و ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه در سال ۲۰۱۸

سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه در اوایل دهه ۲۰۰۰، با توجه به درگیری‌های نیابتی ایران و اسرائیل تغییر کرد و پس از سال ۲۰۰۱ دولت ولادیمیر پوتین با حمایت از برنامه‌های هسته ای ایران و بخشش ۷۳ درصد از بدهی ۱۳ میلیارد دلاری سوریه، درگیری روسیه در منطقه را تشدید کرد.[۲۶۰]

میخائیل مارگلوف، رئیس شورای روابط خارجی فدراسیون روسیه، در مقاله خود در ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۴ به اسم «افق‌های خاورمیانه در سیاست خارجی روسیه: روسیه به یکی از مناطق کلیدی جهان بازمی‌گردد»، نوشت:

رئیس‌جمهور پوتین خواستار تجدید تماس با کشورهایی شد که روسیه با آنها روابط دوستانه طولانی مدت داشت و بسیاری از منابع مادی و معنوی را سرمایه‌گذاری کرده است. کشورهای عربی قسمت عمده ای از این کشورها را تشکیل می‌دهند. … به‌طور کلی، مواضع روسیه و اکثر کشورهای عربی در مورد موضوعات کلیدی، توسعه اوضاع سیاسی منطقه است.[۲۶۱]

بر اساس مقاله آریل کوهن (مؤسسه امور معاصر

در مارس ۲۰۰۷ به اسم «سیاست جدید خاورمیانه روسیه: بازگشت به بیسمارک؟»:

سوریه … حزب‌الله را با سلاح روسی تأمین می‌کرد. در سال ۲۰۰۶، نیروهای اسرائیلی شواهدی از سیستم‌های ضد تانک Kornet-E و Metis-M ساخت روسیه را در اختیار حزب‌الله در جنوب لبنان یافتند. روسیه در پاسخ به اتهام «تأمین سلاح برای گروه‌های تروریستی» در فوریه ۲۰۰۷ اعلام کرد که ارتش روسیه با هدف جلوگیری از رسیدن سلاح اتمی به مشتریان ناخواسته، بازرسی از مراکز ذخیره‌سازی سلاح سوریه را انجام خواهد داد. به‌طور قابل پیش‌بینی، چنین تحولاتی فشار قابل توجهی را بر روابط رو به وخیم روسیه و اسرائیل که قبل تر هم به زوال بود، تحمیل کرد. روسیه برای چندین سال تلاش کرد تا با اسرائیل و سوریه همکاری نظامی داشته باشد. با این حال، سطح همکاری با دو کشور رابطه عکس دارد و افزایش فروش سلاح به سوریه فقط می‌تواند به روابط با اسرائیل آسیب برساند. همکاری‌های نظامی روسیه و سوریه مراحل متعددی را پشت سر گذاشته است: سطح بالایی از همکاری‌ها در دوران اتحاد جماهیر شوروی، که تقریباً تا سال ۲۰۰۵ متوقف شده بود، و اکنون روسیه در تلاش برای ایجاد تعادل در روابط خود با اسرائیل و سوریه است. با این حال، گرایش‌های اخیر روسیه به سمت شرق ممکن است نشان دهد که مسکو آماده ورود به مرحله جدیدی جهت همکاری نظامی با سوریه است، حتی اگر این به ضرر روابط آن با اسرائیل باشد.[۲۶۲]

روابط اسرائیل-روسیه پس از مداخله نظامی روسیه در سوریه در سپتامبر ۲۰۱۵ بهبود یافت. از آن زمان تا ژوئیه ۲۰۱۸، نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو و ولادیمر پوتین در مجموع ۹ بار دیدار کردند.[۲۶۳] قبل و بلافاصله پس از انتخابات ۲۰۱۶ ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا، اسرائیل شروع به لابی کردن ایالات متحده برای منع توافق با روسیه جهت محدود کردن «حضور نظامی ایران در سوریه» در ازای حذف تحریم‌های ایالات متحده علیه روسیه کرد.[۲۶۴]

در سال ۲۰۱۹، روسیه درخواست ایران برای خرید سیستم دفاع موشکی S-400 را رد کرد. روسلان پوخوف، رئیس مرکز تجزیه و تحلیل استراتژی‌ها و فناوری‌ها در مسکو گفت: «اگر روسیه تصمیم بگیرد S-400 را در اختیار ایران قرار دهد، این یک چالش مستقیم برای عربستان و اسرائیل خواهد بود، بنابراین این اقدام علیه منافع ملی روسیه بدل خواهد گشت».[

ورود آمریکا جنگ ایران و اسراییل

پس‌لرزه‌های حمله موشکی ایران: آمریکا در دوراهی جنگ یا دیپلماسی

۰۲:۳۲

۱۴ مهر ۱۴۰۳

۷۲۹۰۴

سیاست ایران

دانلود ویدیو

ایران در واکنش به ترور فرماندهان مقاومت در تهران و بیروت توسط اسرائیل، در ۱ اکتبر با یک حمله موشکی بزرگ به سرزمین‌های اشغالی پاسخ داد. هم‌زمان، بنیامین نتانیاهو تحت فشار داخلی برای واکنش قاطع است، در حالی که آمریکا او را از ورود به جنگ تمام‌عیار برحذر می‌دارد.

به گزارش اکوایران، در واکنش به ترور فرماندهان مقاومت در تهران و بیروت توسط اسرائیل در ۲۷ سپتامبر، ایران در ۱ اکتبر با یک حمله موشکی گسترده شامل پرتاب حدود ۲۰۰ موشک بالستیک به اسرائیل پاسخ داد.

پس از این حمله، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با فشار داخلی شدید برای واکنش قاطعانه روبه‌رو شده است. با این حال، آمریکا از نتانیاهو خواسته است از ورود به جنگ تمام‌عیار خودداری کند و به پاسخ‌های محدودتر اکتفا کند. کاخ سفید اعلام کرده که حق واکنش برای اسرائیل محفوظ است، اما باید متناسب باشد.

اسرائیل در حال بررسی گزینه‌های مختلفی از جمله حمله به زیرساخت‌های نظامی ایران، ترور مقامات ارشد ایرانی و حمله به تأسیسات هسته‌ای و نفتی ایران است. با این حال، جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا، به اسرائیل هشدار داده که حمله به تأسیسات هسته‌ای و نفتی ایران می‌تواند عواقب وخیمی داشته باشد، از جمله افزایش بهای جهانی نفت و ایجاد بحران انرژی.

نگرانی‌های واشنگتن همچنین حول این محور است که ایران در پاسخ به هر حمله جدید، ممکن است اقداماتی مانند حمله به تأسیسات نفتی و نظامی کشورهای خلیج فارس یا حتی بستن تنگه هرمز را در دستور کار قرار دهد.

این وضعیت باعث شده که آمریکا تلاش کند تا از گسترش درگیری‌ها جلوگیری کند. در داخل آمریکا، جمهوری‌خواهان به بایدن فشار می‌آورند تا حمایت بیشتری از اسرائیل در مقابل ایران نشان دهد و از عملکرد ضعیف او در قبال درگیری‌های اخیر خاورمیانه انتقاد می‌کنند. در عین حال، کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی در تلاش هستند تا از تشدید تنش‌ها و ورود به یک جنگ گسترده جلوگیری کنند. ایران با تأکید بر مواضع خود، هشدار داده که در صورت هرگونه اشتباه از سوی اسرائیل، پاسخ قاطعی خواهد داد

دیپلماسی ایران نیز فعال است؛ مسعود پزشکیان و دیگر مقامات ایرانی در دیدارهایی در قطر و سایر کشورها، ضمن تأکید بر موضع ایران، سعی دارند تا فشار بر آمریکا را افزایش دهند و از وقوع جنگ منطقه‌ای جلوگیری کنند. ایران با استفاده از این راهبردها، همزمان که قدرت نظامی خود را به نمایش می‌گذارد، به دنبال حفظ ثبات در منطقه و جلوگیری از گسترش درگیری است.

نقش آمریکا در جنگ ایران و عراق

.

کمک‌های آمریکا به عراق در جنگ با ایران به مجموعه کمک‌های اطلاعاتی و نظامی گفته می‌شود که ایالات متحده آمریکا در جهت جلوگیری از صدور انقلاب ۱۳۵۷[۲][۳] و شکست نخوردن صدام حسین[۴] در مقابل جمهوری اسلامی ایران به وی اعطا کرده بود. این کمک‌ها از سال ۱۹۸۰ شروع شده بود. این کمک‌ها غالباً شامل اطلاعات محرمانه از درون مرزهای ایران، تا کمک‌های مستقیم تسلیحاتی و فروش تکنولوژی‌های پیشرفتهٔ نظامی را شامل می‌شود.[۵] این کمک‌ها شامل اطلاعات ماهواره‌ای و تسلیحاتی به عراق در طول جنگ بوده‌اند.[۶][۷] آمریکا به‌طور موازی از ایران نیز حمایت می‌کرد.[۸]

دیدار دونالد رامسفلد با صدام حسین در جریان جنگ ایران و عراق در تاریخ ۲۰ دسامبر ۱۹۸۳ در جهت ادامه روابط دوستانه دو کشور و ارسال تجهیزات به عراق[۱]

این کمک‌ها در مقاطعی، حتی با وجود اطلاع آمریکا از قصد عراق برای استفاده از تسلیحات شیمیایی علیه نیروهای ایرانی انجام می‌گرفت.[۹] بسیاری از ایرانیان بر این باورند که آمریکا نقشی «محرک» و «تشویق‌کننده» در حمله صدام به ایران و آغاز جنگ داشته‌است.[۱۰][۱۱][۱۲] در نهایت در آخرین سال جنگ، نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس به منظور حفاظت از منافع خود و کشورهای دیگر در مقابل ناامن کردن خلیج فارس توسط جمهوری اسلامی، با نیروی دریایی ایران درگیر شد و عملاً آن را نابود کرد.[۱۳]

روابط دیپلماتیک

ویرایش

ملاقات رونالد ریگان و طارق عزیز در سال ۱۹۸۴ در راستای ادامه کمک‌های آمریکا به عراق

آمریکا از سال ۱۹۷۲ تا اواسط جنگ ایران و عراق در بغداد صرفاً یک دفتر حفاظت منافع با ۱۴ دیپلمات داشت.[۱۴] در نوامبر ۱۹۸۴ آمریکا رسماً سفارتی در عراق گشود.[۱۵] بدین ترتیب بعد از گذشت ۱۷ سال از قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور، این دو کشور مجدداً شروع به برقراری مناسبات سیاسی نمودند.[۱۴] دولت ریگان عراق را از فهرست دولت‌های حامی تروریسم خارج کرد تا عراق بتواند از وام‌های بانک صادرات واردات آمریکا استفاده کند.[۱۶]

کنت تیمرمن، کارشناس مسائل سیاسی ایران در همین زمینه می‌نویسد:[۱۷]

برژینسکی اجازه داد صدام در حمله به ایران چراغ سبزی را برای خود تصور کند، چرا که چراغ واضح قرمزی در کار نبود. اما اینکه حمله عراق به ایران را نتیجه نقشه و برنامه‌ریزی آمریکا بدانیم اصلاً صحیح نیست. صدام دلایل خودش را برای حمله به کشور ایران داشت، و همان دلایل برای این اقدامش کفایت می‌کرد.

بر طبق نوشته‌های برژینسکی، آمریکا حتی در واکنش به تحرکات نظامی اتحاد جماهیر شوروی در مرزهای ایران در اوایل جنگ، به مسکو هشدار داده بود که در صورت اشغال ایران توسط شوروی، آمریکا به نفع ایران و علیه عراق وارد جنگ خواهد شد.[۱۸]

برخی از کارشناسان، پدیدار شدن سیاست‌های ضدایرانی آمریکا را واکنشی نسبت به واقعه گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران دانسته‌اند. به‌طور مثال گری سیک از کارشناسان سیاسی خاورمیانه و از اعضای شورای امنیت ملی دولت آمریکا در دولت جیمی کارتر می‌گوید:[۱۹]

پس از واقعه گروگانگیری در تهران (در نوامبر ۱۹۷۹) دیدگاه بسیار قالبی در آمریکا و به ویژه از طرف شخص برژینسکی وجود داشت که ایران را باید به‌طور همه‌جانبه تنبیه کرد. بیانیه‌های عمومی که او صادر می‌کرد بر این مضمون تأکید داشتند که آمریکا مانعی بر سر تحرکات عراق بر ضد ایران نمی‌بیند.

پس از آزادسازی خرمشهر و دیگر نقاط اشغال شدهٔ ایران، و تهاجم نیروهای ایرانی به خاک عراق (در راستای سیاست «آزادسازی کربلا»[۲۰][۲۱]) که نهایتاً تا حد تصرف شبه‌جزیره فاو در خاک عراق پیش رفت، آمریکا تصمیم به اتخاذ سیاست‌هایی به‌نفع عراق به منظور حفظ توازن در جنگ نمود تا مانع از پیروزی ایرانیان و سقوط دولت صدام گردد.[۲۲]

برخی از کمک‌های نظامی

ویرایش

به گفتهٔ دیوید کلی، متخصص سلاح‌های شیمیایی، عراق ۸ سویه از سیاه‌زخم در سال ۱۳۶۴ از شرکتی در آمریکا به نام American Type Culture Collection خریداری کرد.[۲۳]

  • وزارت دفاع آمریکا اطلاعات و مشخصات دیپلمات‌های ایرانی و برنامه‌های تدوین شده برای حمله به ایران، با ذکر نقاط حساس برای بمباران نقاط مختلف ایران را به‌طور دائم در اختیار دولت عراق قرار می‌داد.[۲۴]
  • نوامبر ۱۹۸۳ آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد که «دولت آمریکا هر آنچه لازم، و از نظر قانون موجه، است را انجام می‌دهد تا عراق در جنگ با ایران مغلوب نشود».[۲۵]
  • به گفته وبسایت نشریه فارین پالیسی (سیاست خارجی) چاپ واشینگتن، آمریکا در جریان جنگ ایران و عراق با وجود اطلاع از تصمیم عراق برای استفاده از سلاح‌های شیمیایی، کمک‌های اطلاعاتی در اختیار عراق گذاشت. این کمک‌ها پس از پیش‌بینی پیروزی‌هایی استراتژیک ایران در جبهه‌های نبرد و برای جلوگیری از پیروزی ایران در اختیار عراق گذاشته شد.[۹]
  • خبرگزاری آمریکایی یونایتدپرس پس از دستگیری صدام در گزارشی نوشت "این حقیقت نیز اکنون آشکار شده‌است که برنامه‌های شیمیایی و میکروبی صدام در دههٔ ۸۰ میلادی بدون حمایت آمریکا ممکن نبوده‌است.[۲۶]
  • در این گزارش پیتر گالبری، یکی از کارمندان وقت کمیتهٔ روابط خارجی سنای آمریکا می‌گوید که «حقیقت این است که هر گاه عراق قوانین بین‌المللی را نقض می‌کرد و از جنگ‌افزار کشتارجمعی استفاده می‌کرد، بیش از پیش، کمک‌ها و حمایت‌های مالی و سیاسی از آمریکا دریافت می‌کرد» و می‌افزاید: «قطعاً ما بر رفتار صدام تأثیر داشتیم زیرا او را به این باور رسانده بودیم که بسیار مهم است که به علت قتل‌هایی که داخل کشور خود انجام می‌دهد، تحت تعقیب قرار نگیرد.»"[۲۷]
  • آمریکا در سال ۱۹۸۴، ۴۸ فروند هلیکوپتر نظامی بل ۲۱۴اس‌تی به عراق تحویل داد.[۲۸] در حالی‌که کارخانه تولیدکننده این هلیکوپتر متعلق به ایران بوده و این هلیکوپتر به سفارش محمدرضا پهلوی و به‌طور انحصاری برای ایران سفارش داده شده بود. با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، دولت وقت آمریکا این کارخانه را مصادره کرد.
  • شرکت علمی American Type Culture Collection یک بار در ۱۹۸۶ مجموعه‌ای از عوامل بیماری‌زا شامل سه سویه باکتری عامل سیاه‌زخم، ۵ نوع سم بوتولینوم و سه‌گونه بروسلا به دانشگاه بغداد فروخت. درخواست عراق برای این عوامل بیماری‌زا بار دیگر در ۱۹۸۸ به دلیل خصومت دو طرف با ایران پذیرفته شد و این‌بار ۱۱ گونه از این عوامل از جمله ۴ نوع سیاه‌زخم به این کشور ارسال شد. نهایتاً در ۱۹۸۹ آمریکا فروش سیاه‌زخم و عوامل بیماری‌زای دیگر را به عراق، ایران، لیبی و سوریه ممنوع کرد.[۲۳]
  • ارائه اطلاعات ماهواره‌ای و الکترونیکی از آرایش نیروهای ایرانی و مواضع آن‌ها و مشاوره جهت تحکیم آرایش نظامی نیروهای عراقی[۲۹]

تأثیر کمک‌های نظامی آمریکا به عراق بر اقتصاد آمریکا

ویرایش

اقتصاد آمریکا در سال‌های آغازین دهه ۸۰ میلادی ارتباط مستقیمی با جنگ ایران و عراق و صادرات تجهیزات نظامی و تکنولوژی به این کشور داشت.

با شروع سال ۱۹۸۰، اقتصاد آمریکا وارد سومین رکود از زمان پیدایش آمریکا گردید.[۳۰] از این سال کاهش تولید ناخالص داخلی آمریکا آغاز گردید. اما با تمهیداتی که توسط سیاستمداران آمریکا اندیشیده شد، اقتصاد آمریکا موفق شد در پایان سال ۱۹۸۱ از حالت رکود خارج شده، میزان بیکاری کاهش و تولید ناخالص داخلی این کشور افزایش یابد. با آغاز جنگ ۸ ساله آمریکا توانست حجم قابل توجهی از مایحتاج نظامی عراق را تأمین کند. این صادرات تجهیزات و تکنولوژی تا سال ۱۹۸۲ که اقتصاد آمریکا توانست از شرایط رکود خارج شود به صورت گسترده ادامه یافت.

در این سال‌ها بر شمار کارخانه‌های اسلحه‌سازی و تولیدکننده تجهیزات نظامی افزوده شد. افتتاح کارخانه‌های جدید نیازمند به خدمت گرفتن میلیون‌ها نیروی کاری بود که این نیرو از میان بیکاران آمریکا جمع‌آوری شد. از این طریق مشکل بیکاری آمریکا تا اندازهٔ زیادی حل شد.

از طرف دیگر آمریکا با تولید سلاح و تجهیزات نظامی، ارزش افزوده زیادی بدست آورد. همین مسئله باعث رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا شد.

آمریکا با کمک درآمدهای صادراتی و درآمدهای ناشی از تولید کارخانه‌های اسلحه سازی، به افزایش سرمایه‌گذاری در بخشهای دیگر اقتصاد پرداخت و باعث از بین رفتن رکود در این بخشها نیز شد.[۳۱]

برخی از کمک‌های اطلاعاتی

ویرایش

نیروی هوایی آمریکا با دستور سازمان سیا اطلاعاتی را که توسط هواپیماهای آواکس این نیرو از مواضع ایران دریافت می‌کرد، در اختیار ارتش عراق قرار می‌داد.

رونالد ریگان شخصاً به ویلیام کیسی (رئیس سازمان سیا) دستور می‌دهد که جهت جلوگیری از شکست عراق در جنگ با ایران، می‌بایست سازمان سیا به این کشور کمک اطلاعاتی نماید.[۳۲]

  • قبل از شروع جنگ، آمریکا اطلاعات حساس نظامی ایران را که شامل نقاط ضعف ارتش ایران و مراکز حساس نظامی بود، در ملاقاتهایی با بعضی رجال سیاسی و نظامیان مخالف سید روح‌الله خمینی دریافت و آن‌ها را از طریق عربستان سعودی به دست سازمان اطلاعات عراق می‌رساند. ابوالحسن بنی‌صدر یکی از افرادی بود که در اوایل ژوئیه ۱۹۸۰ چندین ملاقات با نمایندگان آمریکا در پاریس انجام داد.[۳۳]
  • در ۳۰ سپتامبر ۱۹۸۰ نیروی هوایی آمریکا ۵ فروند هواپیمای شناسایی آواکس را جهت شناسایی عملیات‌های هوایی نیروی هوایی ایران و اطلاع‌رسانی آن‌ها به ارتش عراق، به عربستان سعودی منتقل کرد.[۳۴]
  • سازمان سیا از سال ۱۹۸۰ شروع به در اختیار گذاردن تصاویر هوایی به رژیم بعث عراق کرد. این تصاویر توسط ماهواره‌های جاسوسی آمریکا از مواضع نیروهای نظامی ایران و تأسیسات نفتی ایران گرفته شده بود.[۳۵] این کمک‌رسانی اطلاعاتی تا برقراری آتش‌بس میان ایران و عراق ادامه پیدا کرد.[۳۲]
  • بر اساس اسناد تازه افشا شده CIA دولت آمریکا با در اختیار قرار دادن اطلاعات به صدام او را به‌طور گسترده در حملات شیمیایی یاری کرده‌است. به دنبال اینکه ایران توانست حفره ای در خطوط دفاعی عراق پیدا کند که با استفاده از آن بتواند بصره را فتح کند و احتمال سقوط ارتش عراق وجود داشت، ریگان رئیس‌جمهور وقت آمریکا در پاسخ به گزارش سیا نوشت: پیروزی ایران غیرقابل قبول است. آمریکا تصاویر ماهواره ای دقیق از تحرکات نیروهای ایرانی را به ارتش عراق ارائه کرد. طبق اسناد اطلاعات ارائه شده به قدری دقیق بود که به عنوان بسته‌های هدف‌گیری یاد می‌شد. آمریکا چگونگی استفاده از سلاح‌های شیمیایی را هم به عراق آموزش داد. در یکی از گزارش‌های سیا آمده‌است: «اگر عراقی‌ها مقادیر زیادی گاز خردل تولید کنند به قطع از آن علیه ایران استفاده می‌کنند.»[۳۶]

اعترافات خلبان‌های وی آی پی عراق

ویرایش

در یکی از عملیات‌های نیروی هوایی عراق در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۳ دو گروه چهار فروند سوخوی ۲۲ از اسکادران ۶۹ ام به سردستگی سرگرد رجبیان و کاپیتان المکفی به عنوان فرمانده گروه، آغاز به عملیات هوایی برای بمباران و از بین بردن رادار تشخیص زود هنگام نیروی هوایی ایران در کرج کردند. آن‌ها توسط چهار فروند میگ ۲۳ از اسکادران هوایی ۷۳ ام نیروی هوایی عراق اسکورت می‌شدند. این گروه عملیاتی کوتاه زمانی پس از نفوذ به حریم هوایی ایران، توسط دو فروند هواپیمای اف ۴ پایگاه سوم شکاری نیروی هوایی ایران رهگیری شدند و فرماندهی هر دو دسته هوایی توسط هواپیماهای ایرانی مورد هوف قرار گرفته و ساقط شدند. خلبان‌های هواپیماهای ساقط شده سرگرد رجبیان، باجناغ ژنرالعدنان خیرالله وزیر دفاع وقت عراق و کاپیتان المکفی یکی از ستاره‌های نیروی هوایی عراق بود که بارها مورد تشویق شخص صدام قرار گفته بود. هر دو این خلبان‌ها به دلیل موقعیت نظامی ویژه اشان پس از دستگیری با احترام نظامی برخورد شدند و مورد بازجویی افسران ویژه ارتش ایران قرار گرفتند. بر خلاف تصور بازجویان هر دو این فرماندهان بشدت از شیوه فرماندهی جنگی عراق و شخص صدام ناراضی بودند. از یافته‌های این بازجویی علاوه بر آنکه ایرانی‌ها از جزءیات عملیات‌های توپولوف ۲۲ نیروی هوایی عراق مطلع شدند آن‌های دریافتند که مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی عراق در نخیب در نزدیکی مرز عربستان سعودی به صورت روزانه گزارش‌های اطلاعاتی از طرف ایالات متحده دریافت می‌کنند که شامل است بر محل گشت زنی جنگده‌های رهگیر نیروی هوایی ایران، و اینکه کدام سایت سام ایرانی فعال است. با این اطلاعات ایرانی‌ها از نحوه اینکه چگونه هواپیماهای جنگی عراقی‌ها از مناطقی که نیروی هوایی و پدافند هوایی ایران فعال است خودداری می‌کنند.[۳۷] این اطلاعات فرماندهان عالی نیروی هوایی را چندان متحیر نکرد. آن‌ها مدعی شدند از مدت‌ها پیش از ازاینکه‌خلبانان‌عراقی به نحوی مروموز از پرواز در مناطق سیستم‌های راداری فعال ایرانی اجتناب می‌کنند. همچنین به نظر می‌رسید آن‌ها از محل پرواز هواپیماهای اف-۱۴ ایرانی آگاهی دارند و همواره پروازهای عملیاتی آن‌ها در خارج از محدوده گشت اف-۱۴های ایرانی طراحی و اجرا می‌شد.

تفکر توحیدی

آرشیو سال‌ها | موضوعی

بیانات > فهرست موضوعی > تفکر توحیدی

تفکر توحیدی

طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.

۱۳۹۸

رسیدن کمک الهی به هرکس که تلاش کند


شما اگر بخواهید برای کشورتان به معنای واقعی کلمه مفید باشید، باید نگاه انقلابی را، نگاه و نگرش انقلابِ بنیانی‌ای را که مبتنی بر تفکّر اسلامی است، در خودتان حفظ کنید و تقویت کنید. امروز خوشبختانه میبینم [با توجّه به] آنچه در حرفهایتان احساس میشود، این نگاه در شما هست؛ این را هر چه میتوانید تقویت کنید. بصیرت که بنده روی آن این همه تکیه کرده‌ام و بحث کرده‌ام، به خاطر همین است؛ اگر چنانچه ما این نگاه انقلابی را دنبال نکنیم، عقب خواهیم ماند، پیشرفتِ ما متوقّف خواهد شد؛ اگر پیشرفتی هم در اشخاص ما و افراد ما به وجود بیاید، به سود کشور نخواهد بود کما اینکه در گذشته، در دوران طاغوت همین‌ جور بود. آن روز هم ما نخبگانی داشتیم امّا این نخبه‌ها به کار کشور نمی‌آمدند؛ حالا علاوه بر اینکه ظرفیّتها بُروز نمیکرد و استعدادها بُروز و ظهور نمیکرد، آن مقدار اندکی هم که بُروز میکرد، به نفع دیگران تمام میشد، در خدمت دیگران قرار میگرفت. فکر انقلابی، نگاه انقلابی را حتماً در خودتان تقویت کنید، حفظ کنید.
و توکّل به خدا را و استمداد از پروردگار را هم فراموش نکنید؛ این توصیه‌ی مؤکّد من است؛ خداوند توفیق میدهد. البتّه قرآن به ما میگوید هر کس تلاش کند، خدا کمکش میکند: کُـلًّا نُمِدُّ؛ یعنی کمک خدا صرفاً مال مؤمنین نیست؛ حتّی خدای متعال آن کسانی را هم که برای دنیا دارند کار میکنند، وقتی تلاش بکنند، به خاطر تلاششان کمک میکند. کُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هؤُلاءِ؛(۱) امّا کمکهای ویژه‌ی الهی مال مؤمنین است و آنجایی که کسی با خدا ارتباط دارد. دلهای شما دلهای پاکیزه‌ای است، شما جوانید، دلهایتان پاکیزه است؛ ارتباط شما با خدای متعال و توکّل شما به خدای متعال و استمداد شما از خدای متعال، به شما کمک میکند که بتوانید بهتر پیش بروید، راحت‌تر مشکلات را پشت سر بگذارید و امیدوارانه‌تر با مشکلات دسته و پنجه نرم کنید و پیش بروید؛ این هم نکته‌ی بسیار مهمّی است. و این ارتباط قلبی با خدا را که من همیشه به جوانها توصیه میکنم و به شما هم توصیه میکنم: در درجه‌ی اوّل، اجتناب از گناه، آشنایی دل با خدای متعال، توجّه به نماز، توجّه به ذکر؛ اینها توصیه‌های حتمی ما است که ان‌شاء‌الله به شما کمک میکند و شما را در این راه پیش میبرد؛ و امیدواریم که خداوند به شماها توفیق بدهد. بله، من هم حتماً دعا میکنم شما را و امیدوارم که دعای من هم درباره‌ی شماها مستجاب بشود. شماها فرزندان این کشور و نورچشمان این کشور هستید و ان‌شاء‌الله چشم کشور به شما روشن خواهد شد.۱۳۹۸/۰۵/۱۶

بیانات در دیدار مدال‌آوران المپیادهای علمی و اعضای تیم ملی والیبال جوانان
تلاشگری, نصرت الهی, تفکر دینی, تفکر انقلابی, تفکر توحیدی
قرآن

۱ ) سوره مبارکه الإسراء آیه ۲۰
كُلًّا نُمِدُّ هٰؤُلاءِ وَهٰؤُلاءِ مِن عَطاءِ رَبِّكَ ۚ وَما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحظورًا
ترجمه:
هر یک از این دو گروه را از عطای پروردگارت، بهره و کمک می‌دهیم؛ و عطای پروردگارت هرگز (از کسی) منع نشده است.

لینک ثابت

۱۳۹۷

بدون مبارزه با ظالمان، حق پیش نمیرود


در بعثت آنچه لبّ مطلب است عبارت است از توحید؛ توحید یعنی عبودیّت خدای متعال به‌صورت انحصاری؛ یعنی هواها، هوسها، شهوتها، غضبها بر زندگی انسان حاکم نباشد؛ یعنی دیکتاتوری‌ها، استبدادها، منیّتها اداره‌کننده‌ی زندگی انسان نباشند؛ منشأ مدیریّت زندگی انسان عبارت باشد از علم الهی و قدرت الهی و رحمت الهی و فیض الهی و هدایت الهی؛ این معنای توحید است. در درجه‌ی اوّل همه‌ی آن کسانی که با منیّت خود، با تکبّر خود، با استبداد خود، با ظلم خود میخواهند بر امور جامعه‌ی بشری و جوامع بشری تسلّط پیدا کنند، با شعار توحید عقب‌زده میشوند، لذا دشمنی میکنند. وَ کَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الإِنسِ وَالجِنِّ یوحی بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا؛(۱) همه‌ی پیغمبران با صاحبان زر و زور،‌ با مستبدّان عالم،‌ با زورگویان عالم، ‌با فراعنه‌ی عالم روبه‌رو شدند، مواجه شدند و با‌ آنها مبارزه کردند. بدون مبارزه‌ی حق، باطل مجبور به عقب‌نشینی نمیشود. اینکه بشریّت روزبه‌روز از اوّل تاریخ بشر تا امروز به معارف الهی نزدیک شده و نزدیک‌تر شده است، به‌خاطر مبارزه است؛ چون حق باید مبارزه کند. الَّذینَ آمَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَالَّذینَ کَفَروا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوتِ؛(۲) بدون مبارزه‌ی با مستبدّان و زورگویان و بدخواهان بشر و ظالمین و ستمگران نمیشود حق را پیش برد؛ مبارزه لازم است و پیغمبران این کار را کردند؛ و توحید، متضمّن کلّیّات و اصول و خطوط اصلی این مبارزه است.۱۳۹۷/۰۱/۲۵

بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی
بعثت پیامبر اسلام, تفکر توحیدی, جهاد نظامی, توحید
قرآن

۱ ) سوره مبارکه الأنعام آیه ۱۱۲
وَكَذٰلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الإِنسِ وَالجِنِّ يوحي بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا ۚ وَلَو شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلوهُ ۖ فَذَرهُم وَما يَفتَرونَ
ترجمه:
اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری (و درگوشی) سخنان فریبنده و بی‌اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می‌گفتند؛ و اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ (و می‌توانست جلو آنها را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار!

۲ ) سوره مبارکه النساء آیه ۷۶
الَّذينَ آمَنوا يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذينَ كَفَروا يُقاتِلونَ في سَبيلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا أَولِياءَ الشَّيطانِ ۖ إِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفًا
ترجمه:
کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.

لینک ثابت

۱۳۹۷

اعتقاد به توحید باید منشأ اثر و عمل باشد


«لااله‌الّا‌الله» صرفاً یک مسئله‌ی اعتقادی و ذهنی محض نیست؛ «لااله‌الّا‌الله» منشأ اثر است، منشأ عمل است. همین دولت اسلامی‌ای که آقای رئیس‌جمهور اشاره کردند که در مدینه به وجود آمد، ناشی از «لااله‌الّا‌الله» است؛ یعنی حکومت جز به دست خدای متعال و مبعوثین خدا، در ادیان الهی معنی ندارد؛ برای همین هم به‌مجرّدی که پیغمبر فرمود: قولوا لا اِلٰهَ‌ اِلَّا ‌اللهُ تُفلِحوا،(۱) صاحبان زر و زور در همان محیط محدود و کوچک مکّه در مقابل او صف‌آرایی کردند؛ بعد در مدینه که دولت اسلامی تشکیل شد، باز حکومتها و امپراتوری‌ها و قدرتهای جهانی در مقابل اسلام صف‌آرایی کردند؛ این صف‌آرایی از روز اوّل تا امروز وجود داشته است و از روز اوّل تا امروز، عقب‌نشینی در این مصاف، سرنوشت باطل بوده است و پیشروی، سرنوشت حق بوده است. همان جمعیّت محدودی که در مکّه با آن فشار زندگی میکردند، امروز یک جامعه‌ی عظیم بشری است با افتخارات فراوان، با امکانات فراوان و با امید فراوان و با آینده‌ی روشن. این را باید فهمید: امّت اسلامی باید از بُن دندان به توحید برگردد.۱۳۹۷/۰۱/۲۵

بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی
تفکر توحیدی, زندگی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم), دعوت به توحید, رستگاری انسان, توحید
حدیث

۱ )

مسند الإمام أحمد بن حنبل ؛ ج‏۲۵ ؛ ص۴۰۴.


رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَصرَ عَيْنِي بِسُوقِ ذِي الْمَجَازِ، يَقُولُ:" يَا أَيُّهَا النَّاسُ قُولُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، تُفْلِحُوا".
ترجمه:
ربیعة بن عباد –از افراد جاهلی بود که اسلام آورده بود- گفت: رسول خدا(ص) را با چشم بینای خود در بازار «ذی مجاز» دیدم که میگفت: «ای مردم بگوييد: "معبودى جز خدا نيست" تا رستگار شويد.»
لینک ثابت

۱۳۶۸

تفکر توحیدی


شما آقایان میدانید که امروز نیاز به معارف اسلامى در دنیا، با آنچه در گذشته وجود داشته است، تفاوتهاى خیلى زیاد و فاصله‌هاى عجیب و ژرفى دارد. در گذشته، ارتباطات این‌قدر نبود؛ تهاجم افکار غلط و انحرافى این همه نبود؛ تأثیرش بر روى افکار مردم این‌قدر نبود؛ طلب و خواهش و آمادگى فکر درست و فکر دینى و اسلامى این همه نبود؛ امکان گسترش فکر توحیدى این همه نبود.
امروز اوضاع جور دیگرى است. امروز در داخل کشور خودمان و مرزهاى خودمان، ملّت بزرگى زندگى میکنند که براى آنها دیگر اسلام یک امر زائد، یک امر تشریفاتى، یک امر خارج از بناى زندگى و موازین زندگى و رفتار زندگى نیست؛ اسلام همه‌چیزِ زندگى است، مبناى زندگى و نظام اجتماعى است. امروز توحید در زندگى عمومى و اجتماعى ملّت ما و کشور ما قاعده‌ی زندگى است؛ مبناى حکومت، مبناى اداره‌ی کشور و مدیریّت امور، مبناى زندگى همه‌جانبه‌ی مردم، توحید و معارف اسلامى است. مردم به فراگرفتن دین و اطّلاع از حقایق دین شائقند

آیین نقش وزارت اطلاعات در تامین امنیت جامعه

اطلاعات است. دشمن با استفاده از این ناحیه با مطالبه جدی مردم جهت مقابله با این توطئه‌ها و گروه‌های افراطی و تروریستی قومی –مذهبی وابسته روبه‌رو بوده است. وزارت در این خصوص نیز دستاوردهای مهمی داشته است و احساس رضایت عمومی در قبال این اقدامات هوشمندانه وزارت به‌ ویژه در مناطق قومی مشاهده می‌شود.

و: وزارت اطلاعات و شناسایی مشکلات و مسائل مرتبط با زندگی روزمره مردم

شناسایی مشکلات و مسائل مرتبط با زندگی روزمره مردم، مشکلات سازمان‌ها و دستگاه‌های خدمت‌رسان و... اخبار جمع‌بندی شده به مسئولان ذی‌ربط، اثر مستقیمی در کاهش نارضایتی‌های عمومی داشته است، بنابراین وزارت اطلاعات، نقش موثری در احصای مشکلات عمومی و ارائه راهکارهای اجرای آن به دستگاه‌های ذی ربط داشته است .

نتیجه‌گیری

از آنجا که کار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران برای مردم است نه بر مردم ، برای دانشگاه‌هاست نه بر دانشگاه‌ها و برای فعالان اقتصادی است نه علیه آنان و برای فعالان فرهنگی است نه علیه آنها، وزارت اطلاعات کوشش می‌کند برای جامعه و افراد جامعه و برای کسانی که با خلاقیت فکری‌شان آثار هنری و فرهنگی می‌آفرینند آرامشی را فراهم کند که موجب شکوفایی فکر و اندیشه آنها شود و بتواند در عرصه فرهنگ با نوآوری‌ها، ابتکارات و خلاقیت‌های فرهنگی خود بالندگی فرهنگی ایجاد و امنیت را فراهم کند. مقام معظم رهبری از تلاش‌های کارکنان وزارت اطلاعات به عنوان مجاهدت خاموش یاد کردند. این است که این تلاش‌ها در همه جا قابل ارائه نیست .

وزارت اطلاعات در خدمت مردم است و پشتوانه اصلی آن را مردم تشکیل می‌دهند. این وزارت دستمایه اصلی کار خود را از مردم می‌گیرد و اگر گزارش‌ها و همراهی‌های مردمی را از وزارت اطلاعات جدا کنیم بخش عظیمی از بسترهای کاری وزارت اطلاعات گرفته می‌شود. کارکنان وزارت اطلاعات با این سرمایه علمی، یافته‌هایی را که توسط مردم به آنها می‌رسد در کار پرورش اطلاعاتی به کار می‌گیرند و آنها را پردازش می‌کنند و ثمره آن، برقراری امنیت است .

قرآن جدا کننده حق از باطل

​​​​​​

موضوع: قرآن، جداکننده حق از باطل

تاریخ پخش: 11/04/93

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

ماه خدا در خانه ولی خدا سر سفره کتاب خدا، بحث ما راجع به معرفی قرآن بود که یکی از اسم‌های قرآن فرقان است. فرقان می‌گوید: خیر چیست، شر چیست؟ خیلی وقت‌ها ما یک چیزی را خیر می‌دانیم. مثلاً ابلیس خودش را خیر می‌دید. وقتی گفتند: به آدم سجده کن. گفت: من به او! من بهتر هستم. «قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ» (اعراف/12) من بهتر هستم. من فوق لیسانس هستم، به این سیکل سلام کنم. با اینکه سفارش این است که سواره‌ها به پیاده‌ها سلام کنند. افرادی که پول خرج نمی‌کنند، فکر می‌کنند پول جمع کردن خیر است. قرآن می‌گوید: فکر نکنید اینهایی که بخل می‌کنند، این بخل برایشان خیر است. متوجه نیستند. در جامعه اسمشان این است فلانی مشتش بسته است و بخیل است. یعنی هویت و شخصیت خودش را پایین می‌آورد برای اینکه یک مبلغی پول داشته باشد. یعنی در جامعه به جای اینکه یک انسان با شخصیت است، می‌گویند: یک گاو صندوق گوشتی است. قرآن می‌گوید: فکر نکنند «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ» (انفال/59) فکر نکنند آنهایی که بخل دارند، خیر است. برایشان شر است. «بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ»

1- شناخت خیر از شرّ و حق از باطل

بعضی‌ فکر می‌کنند هرچه پول و بچه داشته باشند، من چند تا اولاد دارم، چند تا خانه دارم، باغ دارم، کاخ دارم، مال دارم، بعضی فکر می‌کنند ثروت و فرزند برایشان خیر است. قرآن می‌گوید: اینها هم خیر نیست. اصلاً بعضی اولادها دشمن انسان هستند. بعضی‌ همسرها دشمن هستند. یعنی گاهی زن دشمن مرد است. گاهی مرد دشمن زن است، متوجه نیست. این فرقان به تو می‌گوید: چشمت را باز کن. حق چیست و باطل چیست.

در روایت هم داریم. «لیس البر این و لکن البر آن». این نیکی نیست، نیکی این است. علم این نیست که تو می‌خوانی، علم چیز دیگری است. شجاعت این نیست که خودت را از ده متری پرت کنی. این بی‌عقلی است. شجاعت آن است. سخاوت این نیست که بریز و بپاش کنی، سخاوت این است که خمس و زکاتت را بدهی. یتیم کسی نیست که پدر بالای سرش نباشد. یتیم کسی است که ادب بالای سرش نباشد. چون گاهی وقت‌ها ما نمی‌دانیم خیر و شرمان چیست. یک رفیقی را می‌گیریم، فکر می‌کنیم خیر است. می‌گوید: اگر می‌خواهی ببینی رفیق خوب و رفیق بد کیست، اگر عیب‌هایت را به تو گفت و حال تو را گرفت، معلوم می‌شود رفیق خوبی است. اگر هرچه چرت و پرت گفتی خندید، معلوم می‌شود این رفیقی است که تو را غافل می‌کند.اینکه خیر و شر چیست، خیلی مهم است. قرآن به ما می‌گوید خیر چیست.

2- تحلیل درست حوادث، بر اساس قرآن

گاهی وقت‌ها پیش خودمان تحلیل‌هایی می‌کنیم. می‌گوییم: به این دلیل اینطور شد. می‌گوید: نخیر، تحلیل‌های تو کشک است. قرآن می‌گوید: بعضی‌ها را همین که نعمت می‌دهیم «فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ» (فجر/15) می‌گوید: خدا به من اکرام کرده، خدا مرا دوست دارد. اینجا اینطور شدیم. اگر برنده شدی و بردی، نگو خیر درونش بود که من برنده شدم. گاهی خیر این است که آدم ببازد. گاهی خیر این است که آدم بیمار باشد.

امام سجاد(ع) وقتی بیمار می‌شود، یک دعا دارد می‌گوید: خدایا نمی‌دانم سلامتی به نفع من است، یا بیماری؟ گاهی ممکن است یک کسی خانه‌اش برج شده باشد، اما می‌دانی چقدر گناه کرد تا این بالا رفت؟ حضرت دید یک کسی خانه‌اش بالا رفته است، فرمود: «رَفَعَ الطِّینَ وَ وَضَعَ الدِّینَ» (مستدرک/ج3/ص467) یعنی گِل بالا رفت، دین پایین آمد.

یک قسم دروغ می‌خورد و یک چیزی گیرش می‌آید. چه دادی، دین. چه گرفتی؟ پول. این خیلی مشکل است که انسان، اینقدر درس می‌خوانیم به خیال اینکه اینها علم است. حضرت عباسی علم نیست. یعنی نه دانستن آن جایی را آباد می‌کند، نه ندانستن آن جایی را خراب می‌کند. فلان کوه چند متر است؟ سلجوقیان چند نفر بودند؟ ساسانیان چند نفر بودند؟ حالا یا پانزده نفر، یا شانزده نفر، من چه خاکی بر سرم کنم بعد از چند هزار سال؟ اطلاعات است.

3- شناخت علم واقعی از جمع اطلاعات

در همین مشهد حدود چهل سال پیش، طلبه نویی بودم. علامه طباطبایی و استاد مطهری تابستان‌ها مشهد می‌آمدند. پشت سر آیت الله العظمی میلانی نماز می‌خواندند. من رفتم کنار آنها نشستم، گفتم: آقا قرآن یک آیه دارد که عالم از خدا می‌ترسد. «إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» (فاطر/28) علما از خدا می‌ترسند. آیه قرآن است؟ گفت: بله. گفتم: من اول طلبگی که عالم نبودم، سر نماز گریه می‌کردم. حالی داشتم، حالا که یک مقدار عالم شدم، سر نماز حواس من پرت است. پس این آیه چه می‌گوید؟ گفت: از این آیه و از عمل تو معلوم می‌شود آنچه خواندی محفوظات است. علم نبوده است. اگر علم واقعی بود، اشکت زیاد می‌شد.

شما الآن باسواد هستی، می‌خواهی ببینی علمت مفید است یا نه؟ اگر هرچه باسوادتر شدی، سلامت به پدر و مادر و مردم بیشتر شد، حضورت در مردم و جامعه بیشتر شد خدمتت به مردم بیشتر شد، معلوم می‌شود این علم مفید است. اما اگر هرچه باسوادتر شدی، تکبر بیشتر شد، ژست و غرور بیشتر شد، دیگر مسجد نمی‌آید، به پدر و مادرش بی‌اعتنا است. باید دید این علم مفید است یا مضر است؟ من بارها این را گفتم. ادب راهنمایی‌ها بیشتر است، یا دبیرستانی‌ها؟ ادب دبیرستانی‌ها به استاد بیشتر است یا دانشجوها؟ حضرت امیر می‌فرماید: اگر می‌خواهی ببینی، علمت مفید است یا مفید نیست، «ثمره العلم العبودیه» ثمره‌ی علم این است که تواضعت بیشتر شده یا نه؟ ما در ستاد نماز، در آموزش و پرورش، می‌بینیم بچه‌های راهنمایی و دخترهای راهنمایی حضورشان در نماز بیش از دبیرستانی‌ها است. یعنی همین که فهمید کوه هیمالیا چند متر است، دیگر مسجد نمی‌رود. اینکه انسان بفهمد علم مفید، علم مضر، دوست مفید، دوست مضر، غذای مفید، غذای مضر، فکر مفید، فکر مضر، همسر مفید، همسر مضر.

4- شفاعت قرآن در حق عاملان به قرآن

یکی از لقب‌های قرآن «شافعٌ مشفع» است. این هم در نهج‌البلاغه هست. قرآن هم شفاعت می‌کند و هم شفاعتش گیرا است. انسان‌ها شفاعت می‌کنند، اما گاهی شفاعتشان گیرا است و گاهی گیرا نیست. یک آیه داریم «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَهُ الشَّافِعینَ» (مدثر/48) شافع هست، شفاعت کننده هست. اما «فَما تَنْفَعُهُمْ» شفاعت می‌کند اما شفاعتش فایده ندارد. مثل حضرت نوح که شفاعت کرد و گفت: خدایا پسرم غرق نشود. فرمود: این حرف‌ها را نزن. پسر تو هم باید غرق شود. شفاعت تو درباره‌ی پسرت گیرا نیست. پس شفاعت انسان‌ها ممکن است بگیرد، ممکن است نگیرد. اما شفاعت قرآن حتماً می‌گیرد. «شافعٌ مشفع» یعنی قرآن هم شفاعت می‌کند، هم شفاعتش رد خور ندارد. حالا شفاعتش نسبت به ما می‌گیرد یا نمی‌گیرد؟ ما بالاخره اینجا آمدیم. در حرم امام رضا هستیم. کربلای امام حسین می‌رویم، مدینه امام صادق و پیغمبر می‌رویم. بالاخره اینها شفاعت ما را می‌کنند یا نه؟ یکجاهایی گفته معطل نشو. اگر نماز را سبک بشماری، ما شفاعت نمی‌کنیم. این هم دقیقه آخر، این دقیقه آخر خیلی مهم است. یک کسی پنج جلد کتاب نوشته، کلمات آخر بزرگان. مثلاً فلان دانشمند، حرف آخری که زد و مرد چه بود؟ چون کلمات آخر قطعنامه کل عمر انسان است. این چکیده عمرش را در دقیقه آخر می‌گوید. امام صادق دقیقه آخر فرمود: به فامیل‌ها بگویید: ما شفاعت کسانی که نماز را سبک شمارند، نمی‌کنیم. حالا در کشور ما نماز سبک است یا سنگین؟ نسبت به گذشته سنگین است. نسبت به آنچه باید باشد، سبک است. ما الآن چقدر روستا و شهرک داریم، مسجد ندارند. چند منطقه داریم که تا چند کیلومتری‌اش مسجد نیست. جمعیت هزار نفری به بالا هم دارد. نماز را سبک شمردیم.

5- شناخت اولویت‌ها در زندگی

قرآن می‌گوید: اگر می‌خواهید یک جایی را بسازید، اول مسجد را بسازید، بعد خیابان کشی کنید مردم بیایند. «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ» (آل‌عمران/96) یعنی خداوند اول کعبه را درست کرد، بعد باقی چیزها را ساخت. حضرت در مدینه که هجرت کرد، اولین کاری که از پیغمبر سر می‌زند، تأسیس مسجد النبی بود. مسجد قوا بود. اول مسجد، بعد خیابان کشی کنیم. الآن توجه ما به مدرسه، بیش از مسجد است. اگر یک شهرکی مدرسه نداشته باشد، صد تا طومار می‌نویسند. سرویس نداشته باشد، اتوبوسرانی شهرداری اتوبوس نداشته باشد، تاکسی و درمانگاه نداشته باشد، هرچه نداشته باشد، مردم قیام می‌کنند. اما مثلاً مسجد ندارند، بگذریم که بعضی‌ها هم می‌گویند: نه، مسجد جایی باشد که در خانه ما نباشد و دورتر باشد. شما مهمان امام رضا، خانه امام رضا هستید. رویت می‌شود دست بلند کنی بگویی: من در عمرم دو رکعت نماز با توجه خواندم. ما با غیر خدا که حرف می‌زنیم، حواسمان جمع است. بنده الآن با شما صحبت می‌کنم، حواسمان جمع است. اما سر نماز حواس ما پرت است. یعنی شما برای من مهمتر از خدا هستی. با خلق خدا حواسم را جمع می‌کنم. با خدا حواس من پرت می‌شود. یعنی چه؟ اصلاً نماز خواندیم چه می‌گوییم؟ «غیر المغضوب علیهم» خدایا ما جزء غضب شده‌ها نباشیم. غضب شده‌ها چه کسانی هستند؟ آیا شده یک پدر و مادر، شبی که برای دخترشان گوشواره می‌خرند، بگوید: اگر نمازت را درست خواندی، گوشواره می‌خرم؟ چقدر پول کفش برای بچه‌مان می‌دهیم و چقدر پول قرآن می‌دهیم؟ نماز را سبک شمردیم، یا جدی گرفتیم؟ پول کفش بچه‌هایت را بنویس، پولی هم که برای آموزش قرآن می‌دهی، بنویس. برای مخ بچه‌ات و قرآن بیشتر هزینه کردی، یا برای کفش بچه‌ات هزینه کردی؟ خانه و مبل و ماشین را عوض می‌کنی. آیا اگر فکر بچه ما کج شد، حاضر هستیم صد هزار تومان به کسی بدهیم بگوییم: شما یک ماه روی بچه من کار کن. فکرش کج شده، دلیل بیاور که فکرش صاف شود. میلیون‌ها تومان برای تغییر خانه و مبلمان می‌دهیم. اما فکر بچه‌مان که می‌رسد می‌گوییم: اول خوب بود. الآن بد شده، نمی‌دانم چرا. دیگر روزگار است، چایی‌ات را بخور! یک حواله به روزگار می‌دهیم و اصلاً هیچی به هیچی. انگار یک مگس پریده است! اگر یک وقتی فکر بچه ما کج شد، ببینیم بچه به چه کسی عقیده دارد؟ ممکن است گوش به حرف ما ندهد یا شما نتوانی بچه‌ات را قانع کنی. اما این بچه بالاخره روی کره زمین به یک کسی علاقه دارد. یک استاد دانشگاهی، یک آخوندی، یک معلمی، یک دوستی، ببینید چه کسی مورد علاقه بچه شما است. او را ببین و بگو: بچه‌ی من فکرش این رقمی شده است. ممکن است گوش به حرف من هم ندهد یا توان نداشته باشم. من دلم می‌خواهد یک مبلغی در اختیار شما بگذارم یا خودت یا اسلام شناس فکر بچه مرا عوض کنید. یک چیز غلطی در فکر او رفته است.

بعضی وقت‌ها هم روی خیال‌ها فکر کج می‌شود. یادم نمی‌رود یکبار در خیابان یک نفر مرا دید، چنان به من تشر زد و گفت: آقای قرائتی! ما دیگر از تو این توقع را نداشتیم. آقازاده‌ی شما چنین کرده و چنان کرده است. کلی شکایت کرد که آقازاده‌ی من در فلان سازمان و اداره و شرکت چه کارهایی کرده است. گفتم: من اصلاً پسر ندارم. من همه بچه‌هایم دختر هستند و شوهرشان هم دادم. این همینطور یخ کرد! گاهی وقت‌ها براساس یک چیزی، یک چیزی را می‌بافیم. بردند، خوردند! بیا ببینیم چه کسی برد؟ گاهی وقت‌ها کسی پشت سر کسی نماز نمی‌خواند بخاطر اینکه دخترش چنین است. خوب دخترش اینطور باشد. اگر دختر آدم بد شود، آدم از عدالت می‌افتد؟ خوب اگر اینطور است ما پشت سر حضرت نوح هم نباید نماز بخوانیم، چون پسرش بد بود. پشت سر بعضی از پیغمبرها هم نمی‌شود نماز خواند، چون بچه‌هایشان بد بودند. اگر بچه کسی بد بود، دیگر نباید پشت سر پدر نماز خواند؟

6- خطر دنیاپرستی و دلبستگی به دنیا

نه اینها خانه‌شان شیک است. من دیگر به این آقا عقیده ندارم. ساده زیستی یک ارزش است. اگر یک کسی ساده‌زیست نبود، یک خرده کلاس زندگی‌اش بالا بود، این فاسق است؟ ما دو پیغمبر داشتیم وضعشان خوب بود. یکی حضرت یوسف و یکی حضرت سلیمان بود. اینها ضمن اینکه پیغمبر بودند، حکومت هم داشتند. خوب ما باید این دو پیغمبر را خفه کنیم، آتش بزنیم. پول داشتن عیب نیست، از کجا آوردن عیب است. ممکن است کسی از راه حلال پول داشته باشد. من و شما کنار رودخانه می‌رویم، تور می‌اندازیم. تور را بالا می‌کشم و صد تا ماهی می‌گیرم. شما هم تو را بالا می‌کشی و دو تا ماهی می‌گیری. من پولدار می‌شوم و شما فقیر می‌شوی. چه کسی استعمار کرده است؟ نه کم فروشی است، نه اختلاس است، نه پورسانت است. نه پول شویی است. هیچی نیست! خدا می‌خواهد در یک امتحانی یک پولدار شود و یکی فقیر شود تا ببیند چه می‌کنیم. پولدار چه می‌کند، بد مستی می‌کند. فقیر چه می‌کند. خدا هم به ما گفته مثل کارمندهای بانک باشید. کارمندهای بانک یک روز یک قسمت می‌ایستند و پول می‌گیرند، آن روزی که پول می‌گیرند، خوشحالی نمی‌کنند. پول گرفتم، پول گرفتم! یک روز هم رئیس بانک می‌گوید: شما این قسمت بایست، پول بده. نه آن روزی که پول می‌دهد، سکته می‌کند. نه آن روزی که پول می‌گیرد، جفتک می‌زند. ما باید مثل کارمندهای بانک باشیم. دادن‌ها و گرفتن‌ها برای ما فرقی نداشته باشد.

ممکن است افرادی یک دوچرخه داشته باشند، اما دنیا پرست باشند. افرادی ممکن است ماشین قیمتی داشته باشند ولی دنیا پرست نباشند. دوچرخه قراضه دارد ولی به برادرش نمی‌دهد. اما یک نفر یک ماشین نو هم دارد، دوستش می‌گوید: ما می‌خواهیم عروسی کنیم. می‌شود ماشینت را به ما بدهی یک مقدار بوق بوق کنیم و آخر شب مردم را از خواب بیدار کنیم؟ می‌گوید: بگیر. یعنی او ماشینش را می‌دهد، این دوچرخه‌اش را نمی‌دهد. دنیا پرستی به ماشین داری است یا دوچرخه داشتن؟ داشتن دنیا پرستی نیست، دل بستن دنیا پرستی است. اینکه می‌گویند: فرقان، آدم بفهمد داشتن عیب نیست، دل بستن عیب است.

مرحوم مجلسی وضع مالی‌اش خوب بود. یک درویشی به او رسید و گفت: تو هم آیت الله شدی، این دنگ و فنگ و زندگی مرفه داری! مرحوم مجلسی گفت: می‌آیی با هم یک سفر به مشهد برویم؟ گفت: برویم. درویش گفت: بگذار من کشکولم را بردارم و بیایم. گفت: ببین تو یک کشکول داری به این دل بستی. من کل اموالم را گفتم مشهد برویم، گفتی برویم. من از کل اموال کذشتم، تو از کشکولت نگذشتی. داشتن عیب نیست، دل بستن عیب است. زنده باد کسی که دارد ولی دل نبندد.

علم هم همینطور است. آدم است یک مطلبی دارد به هیچ‌کس نمی‌دهد. شاعر است، یک شعر گفته به کس دیگر نمی‌دهد. آدم هم هست نه، آیت الله سبحانی می‌گفت: امام یک کتابی نوشته بود با دست خودش راجع به علوم غریبه بود. حالا نمی‌دانم علوم غریبه چه بوده است. می‌گوید: کتاب که تمام شد، یک کسی به حضرت امام گفت: این کتاب را به ما هدیه کن. امام فرمود: بگیر، برای تو! اصلاً انگار یک قند بود، یک چای بود. کتابی که روی کره‌ی زمین منحصر به فرد است. در هیچ کتابخانه‌ای مشابه آن نبود. با دست خود امام بود، تازه علمش هم علم قرآن و حدیث و تاریخ و اینها نبود. علوم غریبه بود. یعنی کتابی که روی کره زمین یکی بود، وقتی گفت: بده، گفت: برای تو!

آدم هست پا روی موکتش بگذاری، می‌گوید: انشاءالله پایت بشکند، خدا مرگت بدهد. مگر کور هستی. صد تا فحش حواله می‌کند که موکتش خاکی شده است. آدم هست که پا روی دستش می‌گذاری و دستش خونی می‌شود، می‌گوید: طوری نیست. حلال است، برو! دستش را خونی می‌کنی، حلالت می‌کند، موکتش را خاکی می‌کنی، صد تا فحش می‌دهد. کدام یک دنیا پرست هستند؟ این آدم باید بفهمد که حق چیست و باطل چیست؟ این خیلی هم مشکل است. چون گاهی وقت‌ها انسان در دنیا خیال فکر می‌کند راهش درست است.

7- نماز، شرط عبور از گذرگاه قیامت

شفاعت شامل چه کسانی می‌شود؟ اگر نماز را سبک شماریم، یک مثل هم از قدیم هست. من این را تکرار کنم. پلیس راه جلوی ما را می‌گیرد، می‌گوید: آقا گواهی نامه رانندگی! شما بگویی: ببخشید، گواهی نامه رانندگی ندارم. اما من پزشک هستم. گواهی نامه پزشکی من است. نظام پزشکی، نظام مهندسی، پروانه ساختمان، گذرنامه سیاسی، شناسنامه، کارت ملی، کارت کشتارگاه، فیش غذای حضرت، پایان کار شهرداری، هرچه بگویی، هرچه پرونده و پایان نامه و مدرک بدهی، پلیس راه می‌گوید: آنچه من می‌خواهم گواهی‌نامه رانندگی است. حالا به شما بگویند: نماز؟ بگویی: من نماز نخواندم. به فقرا کمک کردم. نماز نخواندم ولی شاگرد اول بودم. نماز نخواندم ولی جهیزیه چهار دختر را درست کردم. هرکاری کنی، تا گواهی‌نامه رانندگی‌ات نباشد، نمی‌گذارد رد شوی. صد تا گواهی‌نامه دیگر هم نشان بدهی، نمی‌گذارد رد شوی. «فإن قبلت قبل ما سواها و إن ردت رد ما سواها» (بحارالانوار/ج10/ص393)

یکی از صفات قرآن این است که می‌گوید: قرآن یک چیزهایی به شما یاد می‌دهد که در هیچ دانشگاهی نیست. نمی‌گوید: «یعلمکم ما لا تعلمون»، می‌گوید: «وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ» (بقره.151) یک خرده دقت کنید. یک خرده دقیق است. «یعلمکم ما لا تعلمون» یعنی ان چیزی که بلد نیستی یادت می‌دهد. این را یک معلم هم می‌تواند انجام بدهد. یک طلبه هم می‌تواند انجام بدهد. این کاری ندارد. شما یک چیزی را بلد نیستی، می‌گوییم: فلان شهر کجاست؟ فلان محله کجاست؟ اگر چیزی بلد نبودی و من یادت بدهم، این کار یک آدم عادی است. اما می‌گوید: «وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ» یعنی یک چیزهایی را خدا به تو یاد می‌دهد، که تا آخر عمرت هم اگر وحی نباشد، بلد نیستی. مثلاً قیامت چه خبر است؟ اخبار قیامت جایی هست که برویم بررسی کنیم؟ آزمایشگاه است. علامتی دارد؟ فقط از غیب است. برنامه قبل چطور بوده است؟ نه از تاریخ گذشته خبر داریم، نه از تاریخ آینده خبر داریم؟ قرآن خبر گذشته را می‌دهد. از آینده خبر می‌دهد. انسان را وصل به همه چیز می‌کند. به گذشته و آینده وصل می‌کند.

قرآن عزت ما است. شما می‌دانید چند بار تا به حال قانون اساسی آمریکا عوض شده است؟ شنیدم 25 بار تا به حال قانون اساسی آمریکا عوض شده است. یکی از کشورهای غربی 119 بار قانون اساسی‌اش عوض شده است. ما کتابی داریم که یک واو، یک حرف آن، یک نفر نیست که بگوید: این آیه تاریخ مصرف دارد. همه چیز همیشه هست. می‌گوییم: نه این دیگر تاریخ مصرف ندارد. دین برای قدیم است؟ «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا» (بقره/83) برای قدیم است؟ «و اعلموا» برای قدیم است؟ «واعبدوا» برای قدیم است؟ وفای به عهد برای قدیم است؟ غیبت نکن برای قدیم است؟ شما روی یک حکمی دست بگذار، بگو: این تاریخ مصرفش تمام شده است. قرآن یک آیه‌ای دارد، می‌فرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً فیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (انبیاء/10)، «فیهِ ذِکْرُکُمْ» تفسیر به «فیه شرفکم» شده است. ما با قرآن در دنیا عزیز هستیم. افتخار ما این است که کتاب ما دست نخورده است. کتاب ما تاریخ مصرف ندارد. یک قانون پیدا نمی‌شود که تاریخ مصرفش گذشته باشد.

8- قرآن، عامل عزت و وحدت جامعه

قرآن وسیله وحدت ما است. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران/103) امیرالمؤمنین می‌فرماید: حبل الله چیست؟ قرآن است. همه در قرآن متحد هستیم. وسیله وحدت ما است. همین نماز وسیله وحدت ما است. نماز وسیله انسجام ما است. الآن من منبر می‌روم، شما نمی‌دانید من چه می‌خواهم بگویم. اما اگر پشت سر من نماز بخوانید، همه شما می‌دانید اول کلمه الله اکبر است و آخر هم «والسلام علیکم» است. کسی که منبر می‌رود نمی‌داند چند دقیقه حرف می‌زند. ولی همه می‌دانیم نماز مغرب چهار دقیقه می‌کشد و نماز ظهر هم پنج دقیقه طول می‌کشد. سر و ته آن معلوم است. همه می‌گویند: «ایاک نعبد، اهدنا ‌الصراط المستقیم» همه یکسان خم می‌شوند، همه یکسان سجده می‌کنند، کلمات یکی، قبله یکی، وضو یکی، نیت یکی، پیشنماز یکی، نماز همه ما را جمع می‌کند. اگر می‌گفتند: هرکسی یک طور از خدا تشکر کند، چه می‌شد؟ نماز ما را جمع می‌کند. قرآن ما را جمع می‌کند. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» یک صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)

اهل‌بیت هم حبل الله هستند. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ» یعنی همه دور اهل‌بیت جمع شویم. اهل بیت را خدا گفته است: «وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» (احزاب/33) این آیه برای غیر اهل‌بیت نیامده است. اهل‌بیت هم معلوم است چه کسانی هستند. کسی بی‌خود سوار شتر نشود. برود جنگ جمل راه بیاندازد، بگوید: من هم زن پیغمبر هستم. هر زنی و هر بچه‌ای اهل‌بیت نیست. اهل‌بیت گروه خاصی هستند. فرمود: «هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی» (کافی/ج1/ص286) امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا، امام حسن، امام حسین، این نسل، نسل اهل‌بیت هستند. «یطهرکم» مربوط به اینهاست. نه شیعه، نه سنی! هیچ‌کس نگفته اهل‌بیت غیر از اینها هستند. چون کسی که خدا می‌گوید: «وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» دیگر نمی‌تواند سوار شتر شود و بیاید با علی بجنگد. «وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» بود، «وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُن‏» (احزاب/33)

حرف‌هایم را جمع کنم. بیش از نیم ساعت نمی‌خواهم صحبت کنم.

ماه رمضان ماه قرآن است. بعضی از آیات قرآن اینقدر معنا دارد. یادم نمی‌رود علامه طباطبایی در تفسیر آیه 101 سوره بقره می‌فرماید: این آیه یک میلیون و دویست هزار رقم معنا دارد. ما الآن وقتی می‌گوییم: شیر، می‌گوییم: شیر شش معنی دارد. شیر سماور، شیر گاو که می‌خوریم، شیری که در جنگل است، شیر فلکه و غیره. مثلاً شیر ده معنا دارد. یک آیه یک میلیون و دویست رقم معنا دارد. تاریخ مصرف ندارد. وسیله وحدت ما است. هرچه علم پیش می‌رود، ارزش قرآن بیشتر معلوم می‌شود. کتابی است که یک نقطه و واو آن تغییر پیدا نکرده است. قانون اساسی کشورهای دیگر ده‌ها بار عوض شده است. سرچشمه‌اش علم بی‌نهایت است. آورنده‌اش فرشته معصوم است. گیرنده‌اش پیغمبر معصوم است. بیان از کسی است که از روی هوا و هوس یک کلمه نمی‌گوید. همه چیز در قرآن هست. بنده اگر می‌خواستم در این 34 سال به هر کتابی تکیه کنم، بیش از صد تا و دویست سخنرانی بیشتر نمی‌توانستم بکنم. الآن 34 سال است در تلویزیون هستم، یک شب جمعه از طرف من تعطیل نشده است. چند هزار ساعت صحبت کردم، سه هزار سخنرانی هم برای بعد از مرگم آماده کردم. از زن‌ها یاد گرفتم که سبزی را سرخ می‌کنند و برای شش ماه دیگر می‌گذارند. من هم سه هزار نوار پر کردم برای بعد از مرگم! صبح نگاه می‌کنی یک چیزی از قرآن می‌فهمی و عصر یک چیز دیگر می‌فهمی. اصلاً یک منبع جوشانی است. منتهی حالا تا بچشیم طول دارد. یک مقدار همت کنیم یک خرده قرآن را در جامعه مطرح کنیم. حالا یک شب انشاءالله می‌گویم که قرآن برای خانه‌سازی چه می‌گوید؟ شاید ده نفر پیدا نشود بگوید: حرف قرآن راجع به خانه‌سازی چیست؟ برای تجارت حرف قرآن چیست؟ برای انتخاب همسر قرآن چه می‌گوید؟ نام بچه‌مان را چه بگذاریم. قرآن در مورد انتخاب نام چه می‌گوید؟ با چه کسی خشن و با چه کسی مهربان باشیم؟ مقدار سخاوت و مقدار پول خرج کردن و کمک چقدر باشد؟ کجا برویم و کجا نرویم؟ تمام زندگی ما باید از قرآن برخاسته باشد. به امید روزی که به آنجا برسیم.

خدایا توفیق تلاوت، تدبر، عمل، قرآنی شدن و اهل‌بیتی شدن را به ما مرحمت بفرما.

«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

افزایش کشف حجاب بعد از اعتراضات

افزایش كشف حجاب بعد از اعتراضات

افزایش كشف حجاب بعد از اعتراضات

گروه سیاسی: شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان یک نهاد بالادستی مسوول سیاستگذاری در حوزه‌های فرهنگی است؛ اما معمولا کارکرد و برون‌داد این شورا مانند برخی شورا‌های عالی دیگر، مشخص و واضح نیست. با این وجود، پس از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، شورای عالی انقلاب فرهنگی بیش از قبل نامش شنیده شد؛ البته از بابت برخورد با معترضین نبود. این شورا درباره عفاف و حجاب توصیه‌ها و سیاستگذاری‌های کلانی دارد که معمولا آنچنان رسانه‌ای نمی‌شود.
به گزارش اعتماد، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، معمولا دولت به دولت تغییر می‌کند؛ اما «عبدالحسین خسروپناه» دی‌ماه گذشته پس از آرام شدن خیابان‌ها، از ابراهیم رییسی، حکم دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی را دریافت کرد. او می‌گوید که قائل به کار فرهنگی است، اما با جریمه کردن بابت اقدامی که او «کشف حجاب» می‌نامدش، موافق است و می‌گوید: «حجاب قانون کشور است و قانون هم پرچم هر کشوری.» در ادامه مشروح گفت‌وگو با «عبدالحسین خسروپناه»، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌آید.
نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی در لوایح و طرح‌های مربوط به عفاف و حجاب چه بوده است؟
شورای عالی انقلاب فرهنگی چند مصوبه در سیاست‌های عفاف و حجاب داشته و ابلاغ هم کرده است. مصوبه قبل از مصوبه اخیر، ستاد عفاف و حجاب را هم به وزارت کشور واگذار کرده است؛ در واقع مسوولیت راهبردی و سیاستگذاری عفاف و حجاب به عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی است و ستاد راهبری دستگاه‌های مختلف فرهنگی و انتظامی بر عهده وزارت کشور است و تصمیمات آنجا گرفته می‌شود. اما با توجه به اینکه وزارت کشور بیشترین ارتباط را با نیروی انتظامی دارد، در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی از وزارت کشور و ستاد عفاف و حجاب این وزارتخانه، حمایت راهبری فرهنگی می‌کنیم، چون دبیرخانه و شورای عالی انقلاب فرهنگی بر این باور است که مساله عفاف و حجاب در جامعه یک مقوله فرهنگی و اجتماعی است؛ گرچه دشمنان با نقشه و تدبیر و برنامه‌ریزی و حتی برخی فعالیت‌های امنیتی، تلاش می‌کنند که جامعه ایران به سمت بدحجابی برود، اما کسانی که در ایران به این قانون کشور عمل نمی‌کنند، عمدتا مساله شناختی و فرهنگی دارند. یعنی باورمندی آن‌ها نسبت به حجاب ضعیف شده است. هرچند در کشور برخی باند‌های گردشگری غیرمجاز، باند‌های مدلینگ یا باند‌های فضای مجازی هستند و تلاش دارند جامعه را به سمت بی‌حجابی پیش ببرند.
این‌ها چقدر تاثیر دارند؟
در جامعه تاثیرگذاری فضای مجازی، تاثیرگذاری بالایی است. هرچند مردم ایران مردم خانواده‌دار هستند و نظام خانواده بر جامعه حاکم است و حتما از فرهنگ برهنگی و ابتذال بیزار است.
رعایت حجاب نسبت به بعد از اعتراضات پاییز پارسال تا الان تغییری کرده است؟
[کشف حجاب]بعد از اغتشاشات سال گذشته یک سیر صعودی پیدا کرد.
چقدر؟ آماری دارید؟
مثلا در تهران از ۶ درصد به ۱۲ درصد رسید. اما در شهرستان‌ها خیلی کمتر بود.
یعنی در تهران دو برابر شده است؟
تقریبا؛ اما بعد از آن تا ماه رمضان که شاید فضای معنوی این ماه، سیر صعودی را کاهش داد یک مدتی توقف داشت. الان آمار‌ها نشان می‌دهد که حتی در دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی و دانشگاه‌های دیگر سیر نزولی پیدا کرده است. این نشان می‌دهد که اغتشاشات سال گذشته، در بخشی از این آمار تاثیرگذار بوده است، اما برکت معنویت ماه مبارک رمضان خیلی تاثیر داشت که دوباره کاهش پیدا کرد.
طرحی که الان از سوی فراجا اجرا می‌شود و پیامک می‌دهند و ماشین توقیف می‌شود، از سوی شورا ابلاغ یا توصیه شده است؟
در شورای عالی انقلاب فرهنگی سیاست‌هایی را ابلاغ کرده است. اما طرح‌های ناظر ۱، ناظر ۲، ناظر ۳ براساس تصمیمات ستاد عفاف و حجاب وزارت کشور بوده است. وظیفه شورا تعیین قانون در هیچ مقوله‌ای نیست، بلکه تعیین سیاست‌هاست. مهم‌ترین دغدغه شورای عالی انقلاب فرهنگی این است که مساله حجاب را باید از طریق کار فرهنگی دنبال کرد. متاسفانه سال‌ها دستگاه‌های حوزه عفاف و حجاب تعطیل بوده است. به عنوان مثال رسانه‌ها چقدر درباره تقویت و ترویج عفاف و حجاب و آثار مثبت آن و آثار منفی بی‌حجابی مطلب منتشر کرده‌اند؟ متاسفانه اصولا در حوزه‌های علمی مثل دانشگاه‌ها تا رسانه‌ها و دستگاه‌های فرهنگی در مورد تبیین عفاف و حجاب کاری نکرده‌اند. از آن سوسریال‌هایی که پلتفرم‌های نمایش‌های خانگی منتشر می‌کنند گاهی اوقات به ترویج بدحجابی تشویق می‌کردند.
فکر نمی‌کنید این ذائقه جامعه نیست که به این سمت می‌رود؟
خیر؛ این‌ها ذائقه جامعه را تغییر می‌دهند. اینکه برخی فیلم می‌سازند و یک خانواده را با نظامی آشفته نشان می‌دهند که مثلا پدر نسبت به فرزندان بی‌اعتماد است و فرزندان به پدر توهین می‌کنند و خانواده‌ای متزلزل و شلخته‌ای را به جامعه معرفی می‌کنند.
منظورتان فیلم برادران لیلاست؟
حالا نمی‌خواهم اسم بیاورم. منظور اینکه به جای آنکه تحکیم خانواده را دنبال کنند و خانواده اصیل ایرانی- اسلامی را دنبال کنند، عکس آن را دنبال می‌کنند؛ خب ذائقه طی مرور زمان تغییر پیدا می‌کند.
شما که قائل به کار فرهنگی هستید به نظرتان برخورد‌هایی که مثلا تحت عنوان آمر به معروف با برخی خانم‌هایی که حجاب ندارند، می‌شود، تنش‌زایی در جامعه را به دنبال ندارد؟
برخی افراد در جامعه رفتار نادرستی انجام می‌دهند که باید هر دو رفتار را منعکس کرد. یکی این است که اراذل و اوباشی هستند که شروع می‌کنند به بداخلاقی و آزار رساندن به زنان و امنیت خانم‌ها را به خطر می‌اندازند که گاهی اوقات حتی روسری و چادر از سر خانم‌ها می‌کشند و توهین می‌کنند. از آن طرف هم برخی ممکن است به اسم امر به معروف و نهی از مکر تندخویی داشته باشند که هر دو غلط است. ما در اسلام امر به معروف و نهی از منکر داریم، اما در این کار نباید با منکر، نهی از منکر کرد بلکه باید با معروف، امر به معروف و نهی از منکر را انجام داد. یک وقت کسی هم که نهی از منکر شد و بداخلاقی و توهین کرد، بی‌اخلاقی خودش را نشان می‌دهد.
در راستای همین موضوع که گفتید قائل به کار فرهنگی هستید، توقیف خودرو‌هایی که اصطلاحا «کشف حجاب» کرده‌اند چه ضرورتی دارد؟
حجاب قانون کشور است. شما باید این‌طور سوال کنید که چرا عده‌ای از خانم‌ها خلاف قانون عمل می‌کنند. مثلا اگر کسی در رانندگی تخلف کند و جریمه شود، سوال پرسیده می‌شود که چرا جریمه شده یا اینکه چرا تخلف صورت گرفته است؟ لذا اگر یک وقتی یک خانم بی‌حجابی جریمه شود، اینکه پلیس چرا جریمه کرده سوال درستی نیست باید سوال پرسید که چرا تخلف رخ داده است. اما باز هم اگر عده‌ای از رانندگان قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی‌کنند و پلیس آن‌ها را جریمه می‌کند، باز هم با فرهنگ‌سازی و گفتمان‌سازی قانون را ترویج دهیم. جریمه سر جای خودش، درست؛ اما مساله جریمه تنها راهکار رفع یک آسیب اجتماعی نیست. مثلا الان فرض کنید توزیع‌کنندگان مواد مخدر را حتما باید پلیس برخورد کند؛ اما آیا برخورد نیروی انتظامی کافی است؟ قطعا نه؛ باید فرهنگ دوری از مواد مخدر وارد کتب درسی شود و سبک زندگی انسانی و اسلامی را در تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش قرار دهیم.
علت اینکه درصد بی‌حجابی پس از اعتراضات سال گذشته بالا رفت، چیست؟
عوامل روانشناختی و جامعه‌شناختی فراوانی دارد. یک عامل آن جنگ‌شناختی است که رسانه‌های بیگانه همه‌شان متحد شدند که تمرد اجتماعی شکل بگیرد. اما خیلی از خانم‌ها حمایت نکردند و حتی خیلی از خانم‌هایی که ضعیف‌الحجاب بودند، همراهی و کشف حجاب نکردند. به هر حال دشمن خیلی کار کرد. متاسفانه برخی روزنامه‌ها و رسانه‌های داخلی هم با اینترنشنال و رسانه‌های معاند همزبان شدند. وقتی شما می‌بینید بی‌بی‌سی یا اینترنشنال مطلبی را منتشر می‌کند، نباید روزنامه اعتماد همان راه را برود.
وقتی خبر مثلا برخورد نامناسب پلیس باشد، نباید منتشر کرد؟ خب خبر است!
شما ببینید یک خبر ناقصی را از بنده منتشر می‌کنند و شما این خبر نادرست را از قول من پخش می‌کنید. بنده به عنوان یک شخصیت علمی مثلا گفته‌ام پدر بنده در دوران کودکی ما را سینما نمی‌برده و سینما نمی‌رفتیم. این را پررنگ می‌کنند که خسروپناه سینما نرفته؛ خب این چه حرفی است و چه چیزی را می‌خواهند ثابت کنند؟ ببینید، این خبر نیست بلکه بی‌اخلاقی است. خبر اینترنشنال و بی‌بی‌سی برای روزنامه اعتماد معتبر باشد، اما خبر جمهوری اسلامی را اعتماد نکنید، خوب نیست!
البته که تمام اخبار روزنامه، از خبر‌های رسمی داخل کشور است که اگر این‌طور نباشد...
البته بنده تشکر می‌کنم از اینکه در عرصه رسانه تلاش می‌کنید، تشکر می‌کنم. کار رسانه ارزشمند است و باید از همه دوستانی که در روزنامه‌ها فعالیت دارند تشکر کنم. روزنامه و رسانه یک ابزار دموکراسی است و به هیچ‌وجه نباید تضعیف شود، بلکه باید تقویت شود.
فشار‌ها که زیاد است؛ اما بگذریم. اینکه گفتید بی‌حجابی پس از اعتراضات پارسال افزایش داشته، فکر نمی‌کنید لایه‌هایی از جامعه وجود دارد که حاکمیت از آن اطلاع و با آن ارتباطی ندارد؟
آماری که خیلی افزایش پیدا کند واقعا نبوده است. یک مدتی متوقف شد و بعد سیر کاهشی پیدا کرده است. آماری که ما از دانشگاه‌ها داریم، سیر کاهشی پیدا کرده است. در دانشگاه‌های شهرستان‌ها که تقریبا الان مکشفه (خانمی که کشف حجاب کند) نداریم، اما در شهر‌های بزرگ و تهران در دانشگاه‌ها به ۴-۳ درصد رسیده است.
فکر می‌کنید بگیر و ببند‌ها جواب داده؟
به نظرم فرهنگ مردم ما فرهنگ بی‌حجابی و برهنگی نیست؛ حالا ممکن است ضعیف‌الحجاب هم باشد. بعد از حوادث پارسال خانم‌هایی که ضعیف‌الحجاب بودند، مکشفه نشدند و همراهی نکردند.
اما اینکه همه به دشمن نسبت داده شود، پاک کردن صورت مساله نیست؟
اگر کسی فعالیت دشمن را باور نکند، کوته‌فکری است. دشمن کار خودش را می‌کند. اما نباید یک پدیده اجتماعی را تنها به عامل و دشمن بیرونی منحصر کنیم.
بالاخره یک طیفی یک خواستی وجود دارد.
یکی از نقد‌هایی که به کوتاهی‌ها داریم نقش مهمی داشته که مثلا کار‌های فرهنگی و جهاد تبیین در عفاف و حجاب انجام نشده است که خیلی ضروری و لازم است.

بی‌حجابی در ایران از کجا آغاز شد

» جامعه

در نشست «کشف واقعیت‌های حجاب» مسئله آغاز بی‌حجابی در ایران مورد بررسی قرار گرفت و مطرح شد که نهادهای فرهنگی باید پاسخگوی عدم موفقیت خود در این زمینه باشند.

بی‌حجابی در ایران از کجا آغاز شد

به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای اندیشه، جدیدترین جلسه از سلسله نشست‌های گپ‌وگفت درباره حجاب با عنوان «کشف واقعیت‌های حجاب» در فرهنگسرای اندیشه برگزارشد. در این جلسه، مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و محسن بدره، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س) به بحث و بررسی درباره ابعاد فرهنگی و اجتماعی مقوله حجاب پرداختند.

جمشیدی در مقدمه سخنان خود، گفت: وقتی به پزشک مراجعه می‌کنید، اگر اهل گفت‌وگو باشد، از تاریخ بیماری شما می‌پرسد، تحولات آن را جویا شده و سپس تجویز می‌کند، حال اگر بگوییم بدحجابی یا کشف حجاب آسیب است، برای درمان این مرض فرهنگی باید به تاریخ تولدش برگردیم و ببینیم ریشه‌های آن از چه زمانی بوده است. وقتی به تاریخ برمی‌گردم می‌بینم که تا زمان مشروطیت، معضلی به نام کشف حجاب و بدحجابی نداشتیم، اما تاریخ ۲۰۰ سال آخر دارای نقاط عطف زیادی است و به نظر می‌رسد که همه چیز از همان جا آغاز شده است. بنابراین سرچشمه‌های وضع فرهنگی امروزمان را باید در همین گذشته جست‌وجو کنیم.

بی‌حجابی از کجا آغاز شد

وی اضافه کرد: اصل ماجرا به پهلوی اول و تلاش او برای کشف حجاب برمی‌گردد. این کار او باعث ایجاد یک طبقه غرب‌گرا شد که در پهلوی دوم نیز بسط پیدا کردند. همین موضوع، ساختار اجتماعی جامعه ما را در ابعاد مختلف دچار تغییرات جدی کرد و به نوعی باعث بریده شدن ما از گذشته‌مان شد. به عبارت دیگر، جامعه ما از نظر فرهنگی توسط غربی‌ها دستکاری شد. اینکه می‌گویند انقلاب اسلامی ماهیت فرهنگی دارد، به همین دلیل است. جالب است بدانید که براساس گزارش ساواک، در سال ۱۳۵۶، تعداد محجبه‌ها افزایش پیدا می‌کند. این موضوع بدین معناست که جریان مبارز اسلامی دریافت که باید اتفاقی در عمق سبک زندگی‌اش روی بدهد. بعد از انقلاب اسلامی نیز امام خمینی حجاب را اجباری کرد، چرا که چنین چیزی از دل خود انقلاب برآمده بود.

وی تأکید کرد: از دهه ۱۳۷۰ به بعد، شاهدیم که آرام آرام بیماری بدحجابی در جامعه ما رشد پیدا کرد؛ باید این سؤال را بپرسیم که ریشه‌های این موضوع چیست؟ رشد سبک زندگی غربی، کم‌کاری دستگاه‌ها و حاکمیت،‌ موضوعات اقتصادی و ...؟ بنابراین می‌توان گفت که جامعه ما اصالتاً جامعه عفیفی بوده، رضاشاه یک خانه تکانی فرهنگی راه انداخت، سپس انقلاب اسلامی موج گرایش به حجاب را تقویت کرد اما پس از گذشت یک دهه، در بخشی از بدنه جامعه ورق برمی‌گردد.

بدره، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س) ضمن اشاره به پیشینه حجاب در بین ایرانیان، گفت: به نظرم بهتر است کمی فراتر از آن تاریخی برویم که آقای دکتر جمشیدی بدان اشاره کردند؛ در تاریخ چندهزار سال اخیر تمدن، بشر متمدن همیشه لباس داشته و لباس‌های زنان و مردان شباهت‌های زیادی به همدیگر داشته است. دو تا از مؤلفه‌های جدی در این شباهت این بوده که هم سر و هم میانه بدن را می‌پوشاندند. در حقیقت، در طول تاریخ، بی‌حجابی سر هم برای زنان و هم برای مردان عار بوده است. در مورد میانه بدن نیز همین است که نمونه آن را می‌توان در لباس‌های سنتی چینی‌ها، هندی‌ها، ایرانی‌ها و ... دیدیم. اما با گذر زمان، به دلیل تغییرات فرهنگی،«نوع لباس پوشیدن دچار تغییرات جدی شد. در ایران، لباس مردان خیلی سریع تغییر کرد و لباس زنان با کمی فاصله، دچار تغییراتی شد.

جمشیدی درباره استفاده از ابزار قدرت برای ترویج حجاب در جامعه، گفت: دقت داشته باشید دولت اسلامی، حاکمیتی است که در پی تحقق ارزش‌های دینی در جامعه است. باید این سوال را بپرسیم که مگر تحقق دین در جامعه محتاج دولت و قدرت سیاسی است؟ در پاسخ باید گفت پاره‌ای از ارزش‌های دینی مستلزم در دست داشتن قدرت سیاسی است. یعنی اگر قدرت سیاسی در دست ما نباشد، بخش عظیمی از ارزش‌های دینی محقق نمی‌شود. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی رخ داد تا یکسری ارزش‌ها را در جامعه ترویج دهد. اگر قرار بود ارزش‌های دینی خود به خود در جامعه رواج پیدا کند، دیگر نیازی به حاکمیت و قدرت و انقلاب نبود.

آیا دیانت را باید از طریق زور حاکم کرد؟

وی ادامه داد: حال باید این سوال را بپرسیم که آیا حکومت دینی، باید دیانت را از طریق زور و اکراه باید در جامعه حاکم کند؟ رهبر انقلاب می‌فرمایند که حکومت دینی، زمینه‌سازی کرده و بستر را فراهم می‌کند. در اینجا خبری از زور نیست. در حقیقت، جامعه اسلامی باید به‌گونه‌ای باشد که اگر فرد در آن رها شود، خود به خود متدین بشود. بنده معتقد به دخالت حاکمیت هستم اما اصالتا زور را نمی‌پذیرم. یعنی حکومت دینی باید ارزش‌ها را محقق کند، اما این کار فقط باید با سازوکارهای اخلاقی رخ دهد.

بدره در پاسخ به سخنان جمشیدی درباره گشت ارشاد، گفت: مسئله حجاب در جامعه فراتر از یک حکم است و نباید آن را ظاهری دید. مثلا می‌گوییم که نوجوانان ما بدحجاب‌اند؛ سوال این است که آیا با آنان گفت‌وگو کرده‌ایم و جهان‌بینی‌شان را می‌شناسیم؟ آیا سراغ زنان رفته‌ایم تا تجربه زیستی آنان درباره این موضوع را بدانیم؟ من اصلا موافق دوگانه الزام و اختیار نیستم و به نظرم این دوگانه، جعلی است. من حجاب را از نظر مردم‌شناسی تاریخی می‌بینیم و می‌گویم که قبل از اسلام نیز وجود داشته است. حجاب مسئله هویتی و تاریخی ماست و نسبتی با زیست جنسی دارد. به نظرم باید تأمل دیگری درباره آن صورت‌بندی که آقای جمشیدی اشاره کردند، داشت.

از دستگاه‌های فرهنگی مطالبه کنیم

وی کارنامه دستگاه‌های فرهنگی در این مقوله را نقد کرد و گفت: مسئله مهم نهادهای رسمی و دستگاه‌های فرهنگی است. منظورم همه نهادهایی است که قرار است متولی امر فرهنگ در جامعه باشند. حوزه‌های علمیه، شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌ها و ... همگی دستگاه‌های فرهنگی هستند که باید در این زمینه کار می‌کردند. باید این سوال را پرسید که این دستگاه‌ها چه قدر از حوزه فرهنگ شناخت دارند؟ به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی نگاه کنید؟ تخصص و کارکرد آنها چیست؟ بنده معتقدم که باید از دستگاه‌های فرهنگی مطالبه جدی بکنیم، چرا که کارنامه قابل قبولی ندارند و ضعیف عمل کردند.

جمشیدی در پاسخ به نقد محسن بدره نسبت به دستگاه‌های فرهنگی گفت: بنده هم به دستگاه‌های فرهنگی انتقادات بسیار جدی دارم، اما نمی‌توان در مورد همه حکم کلی داد. حتما اختلال‌هایی وجود دارد و به همین دلیل است که رهبر انقلاب از عبارت «آتش به اختیار» استفاده کردند. این موضوع نشان می‌دهد که دستگاه‌های فرهنگی دچار اختلال و تعطیلی‌اند. از سویی دیگر، رهبر انقلاب بر «بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی» تاکید دارند که نشان می‌دهد خود ایشان هم از عملکرد دستگاه‌های فرهنگی رضایت ندارند. بنابراین این موضوع انکارناپذیر است اما اما من آن را به اقتصاد سیاسی گره نمی‌زنم. شهید آوینی تعبیری دارد و از عبارت «ندانم کاری فرهنگی» صحبت می‌کنند

تاریخچه بی حجابی در ایران

دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.[۳۷]

جشن کشف حجاب در قم

دختران دانشسرای مقدماتی در روز کشف حجاب

از این رو بخشنامهٔ کشف حجاب جهت تصویب رضاشاه در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۴ از طرف رئیس‌الوزرا به دربار فرستاده شد تا در آغاز دی‌ماه فرمان اجرای رسمی قانون کشف حجاب به تمام ولایات ایران ارسال گردد. رضاشاه در ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ طی جشن فارغ‌التحصیلی دختران بی‌حجاب در دانشسرای مقدماتی رسماً بر کشف حجاب تأکید کرد.

در روز ۱۷ دی ۱۳۱۴ تاج‌الملوک آیرُملو، همسر رضاشاه و دخترانشان شمس و اشرف بدون حجاب به دانشسرای تربیت معلم رفتند. این نخستین‌بار بود که خانواده شاه بدون حجاب و روبنده در مجمعی عمومی ظاهر می‌شدند.
از نزدیکان رضاشاه نقل شده‌است که فرمان کشف حجاب برای رضاشاه دردآور بود، اما برای اعتلای زنان ایرانی این فرمان را ضروری می‌دانست.

امر به معروف و نهی از منکر با بی جحابی

اداره کل روابط عمومی و بین المللی

دیدگاه ها

فریضه امر به معروف و نهی از منکر در مقابل بی‌حجابی

| تاریخ ارسال: ۱۴۰۲/۱/۲۵ |

به گزارش روابط عمومی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، حجت الاسلام حسین زمانیان دانشجوی دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، در یادداشتی که درباره حجاب و عفاف در اختیار روابط عمومی دانشگاه قرار داد، در خصوص رواج و تروجی این گناه در جامعه ایران اسلامی سخن گفت و به دو شبهه مرتبط با نهی از این منکر پاسخ داد.


جنبش فمینیستم و ترک حجاب زنان

یکی از پدیده‌های اجتماعی غرب مدرن که اساساً هم در بستر غرب مدرن امکان تحقق داشت، جنبش‌های حمایت از حقوق زن و جریان‌های فمینیستی بود. بعد از شکل‌گیری جامعه صنعتی در غرب، زن به نازل‌ترین موقعیت خود رسید و ابزار و موضوعی برای تصرف مرد شد. ابتدا زنان به جهت طبیعتشان که نیروی کاری ارزان و بی‌دردسر بودند، به‌عنوان برده‌هایی در خدمت سرمایه‌داران و بعد هم‌ ابزار عیش و نوش و لذات جنسی مردان و زینتی برای تبلیغ کالا و فروش بیشتر و تکاثر سرمایه شدند. در چنین موقعیتی بود که جنبش‌های اولیه فمینیستی شکل گرفت تا برای حقوق ابتدایی زنان مبارزه کند. حقوقی مانند، لغو برده‌داری، حق مالکیت داشتن زن و محافظت در برابر تعرض و خشونت مردان.
ظاهر این جنبش‌ها حمایت از حقوق زن بود، اما فمینیسم خواسته یا ناخواسته در باطنْ ماهیتی ضد زن داشت؛ زیرا تفاوت‌های ذاتی زن و مرد را در نظر نمی‌گرفت و با مطالباتی مانند همسان‌سازی پوشش زن و مرد، او را در معرض خطرات بیشتر قرار می‌داد؛ نکته‌ای که یکی از اصلی‌ترین فلسفه‌های حکم حجاب از نگاه قرآن محسوب می‌شود. خداوند در آیه ۵۹ سوره احزاب بیان می‌کند:
ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانی که مؤمن هستند، بگو: چادرهایشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد]. این [پوشش] به اینکه [به عفت و پاک‌دامنی] شناخته شوند، نزدیک‌تر است و در نتیجه [از سوی اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.

جنبش‌های آزادخواهی زنان در کشور ایران

اگرچه پای این جریان‌ها به کشورهای اسلامی -به‌خصوص ایران- از قبل انقلاب هم کشیده شده بود؛ اما به برکت انقلاب اسلامی و نگاهی که انقلاب به جایگاه حقیقی زن داشت، آن‌ها نتوانستند نقشه‌های استعماری خویش را نسبت به بانوان ایرانی پیاده سازند. اکنون و پس از گذر بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی در جامعه اسلامی ایران، دوباره این جنبش‌ها با رهبری خارج‌نشینان و از طریق فضای مجازی ظاهر شده و با حمایت قدرت رسانه‌ای غرب توانسته‌اند طبقه‌ای از زنان غرب‌گرای ایرانی را با خود همراه نمایند.
طبیعی است فضای ایجادشده که با فرهنگ اسلامی ضدیت دارد، فکر و جان دغدغه‌مندان دینی را به خود مشغول سازد و ایشان را در پی راهی برای اصلاح جامعه سوق دهد. در این بین، فارغ از وظایف مسئولین و اقدامات سیاسی و فرهنگی ضروری آنان، جامعه مؤمنین نیز وظایفی دارند که اصلی‌ترین آن‌ها عمل به فریضه امر به‌ معروف و نهی از منکر است؛ اما ممکن است سؤالات و شبهاتی اذهان را مشوش ساخته و مانع از عمل به این فریضه مهم الهی شود. در این نوشتار سعی می‌شود به دو شبهه اصلی پاسخ داده شود: ۱- شبهه عدم تأثیر؛ ۲- شبهه ضرری بودن امر و نهی.

شبهه عدم تأثیر امر به معروف و نهی از منکر

[می‌دانیم که] یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر است و در شرایط کنونی کشور امر به معروف و نهی از منکر تأثیری ندارد. ابتدا می‌بایست فرهنگ‌سازی کرد تا حجاب به‌عنوان یک امر معروف شناخته شود و سپس اگر کسی رعایت نکرد، او را نهی از منکر نمود.
[در پاسخ گفتنی است که] شرط دوم از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر در کلمات فقهاء، احتمال تأثیر امر به معروف و نهی از منکر است. این شرط فی‌الجمله موردقبول همگان است؛ اما می‌بایست در حدودوثغور آن مفصل‌تر بحث کرد تا اولاً، مراد از احتمال تأثیر و ثانیاً، مخاطب این تأثیر مشخص شود. برای یافتن [پاسخ] به دو پرسش اصلی باید به سراغ دلیلی رفت که وجوب فریضتین را منوط به احتمال تأثیر کرده است. به نظر، اصلی‌ترین دلیلی که فقهاء به آن استناد نموده و حتی روایات موجود در این باب را نیز ارشاد به آن دانسته‌اند، محذور لغویت است.
توضیح مطلب آن [است] ‌که جعل هر تکلیفی اگر لغو باشد، از شارع حکیم صادر نخواهد شد. امر به معروف و نهی از منکر، واجب توصلی هستند؛ به این معنا که برای رسیدن به هدفی جعل‌ شده‌اند و آن، از بین بردن منکر و تحقق معروف است. اگر امر و نهی چنین فایده و ثمره‌ای را نداشته باشد، دستور به آن لغو خواهد بود. با این توضیح، روشن می‌شود که مراد از احتمال در ترکیب «احتمال تأثیر»، صرف احتمال -حتی اگر بسیار اندک هم باشد- نیست؛ بلکه احتمالی است عقلایی که محذور لغویت را بردارد.
بعد از روشن شدن استدلال، به نظر می‌رسد که برای دفع محذور لغویت لزومی ندارد حتماً بر هر امر و نهی منفرداً تمام اثر -که عبارت از تحقق معروف و قلع منکر باشد- مترتب شود؛ بلکه احتمال تأثیر تدریجی نیز عقلایی است. پس اگر چنین احتمالی نیز در میان باشد، فریضتین واجب خواهند بود. با توجه به توضیح بالا، پاسخ پرسش دوم نیز آشکار می‌گردد. اگر سرّ اشتراط امر و نهی به احتمال تأثیر، دفع محذور لغویت باشد، واضح است که اگر این تأثیر نسبت به فرد مأمور و منهی نباشد، اما نسبت به یک شخص ثالث چنین کارکردی را داشته باشد، برای جعل وجوب کفایت می‌کند. مؤید این مطلب هم قیام سیدالشهداء علیه‌السلام است که در بیان خود حضرت، از باب امر به معروف و نهی از منکر بود. واضح است که درباره یزید احتمال تأثیر نیست؛ اما قیام حضرت آثاری را در خصوص جامعه داشت که روح مرده مردم عصر خویش را زنده کرد و سبب قیام‌های دیگری علیه ظلم و طاغوت شد که بیانگر اثرگذاری امر و نهی حضرت نسبت به افرادی غیر از مأمور و منهی بود.
نکته پایانی در احتمال تأثیر آن است که اگرچه ما در ابتدای سخن، غرض امر به معروف و نهی از منکر را قیام معروف و قلع منکر بیان کردیم، اما با توجه به آیات الهی در قرآن کریم می‌توان آثار دیگری را برای فریضتین در نظر گرفت. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیات مربوط به امر به معروف و نهی از منکر در سوره آل‌عمران می‌فرماید: تجربه نشان داده است اگر انسان بر آن معلوماتی که برای خود ذخیره کرده است، استمرار نداشته باشد و آن‌ها را تکرار نکند، از بین خواهد رفت. جامعه صالح، آن جامعه‌ای است که با امر به معروف و نهی از منکر چنین کارکردی را -یعنی تداوم و تکرار را- در جامعه محقق می‌کند. در نتیجه، در این جامعه عمل صالح و علم محفوظ می‌ماند.
سپس ایشان در ادامه به نکته مهم دیگری در این آیات اشاره می‌کنند. علامه طباطبایی بیان می‌کند: این آیات در ادامه آیه قبل وارد شده است که مضمونش امر به اعتصام به حبل الهی است. مراد از حبل الله هم کتاب خداوند و اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌باشند. پس جامعه صالح قرآنی -یعنی آن جامعه‌ای که با محوریت ثقلین علیهم‌السلام گرد هم آمده باشد- ارزش‌هایی خواهد داشت که مطابق با شریعت است. در نتیجه، معروف در آن جامعه خیر و منکر شر خواهد بود.
از این بیان، یک نکته بسیار مهم روشن می‌گردد. توضیح آن‌که امروزه شاهد هستیم که برخی از روشن‌فکران بیان می‌کنند که محوریت در تحقق معروف و منکر، عرف جامعه است نه دستورات دینی و در واقع این دستورات طبق مقتضیات عرف تغییر خواهند کرد. با تفسیری که از آیه گذشت، روشن شد که سرّ نام‌گذاری معروف به معروف و منکر به منکر، تبعیت از عرف هر جامعه‌ای نیست؛ بلکه محوریت با عرف جامعه‌ای است که آن جامعه بر اساس حبل الله بنا شده باشد. از قضا، امر به معروف و نهی از منکر دقیقاً همین کارکرد را دارد که با تغییر عرفیات ارزش‌های جامعه تغییر نکند. لذا علامه طباطبایی به این نکته اشاره می‌کنند که کارکرد امر فریضتین، تذکر و تداوم بر دارایی‌های انسانی است.
در [کتاب] کافی شریف، روایت صحیحی مؤید همین معنا است: امام صادق علیه‌السلام از رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل می‌کنند که ایشان خطاب به اصحاب فرمودند: شما چگونه‌اید زمانی که زنان شما فاسد و جوانانتان فاسق شوند، درحالی‌که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید؟ اصحاب عرض کردند: آیا به‌راستی چنین زمانی فرارسد؟ حضرت فرمودند: بله و بدتر از آن؛ شما چگونه‌اید زمانی که امر به منکر و نهی از معروف خواهید کرد؟ اصحاب عرض کردند: آیا به‌راستی چنین زمانی فرارسد؟ حضرت فرمودند: بله و بدتر از آن. شما چگونه‌اید زمانی که از نگاه شما معروف منکر و منکر معروف شده باشد؟
همان‌گونه که از ترجمه روایت معلوم می‌شود، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مراحل جابه‌جا شدن ارزش‌ها در جامعه را بیان می‌کنند که اگر فساد و فسق در جامعه گسترش یافت ولی مردم امر به معروف و نهی از منکر نکردند، بلکه برعکس، سعی کردند آن را توجیه کنند، بلکه تشویق کنند به انجام کارهای زشت و بازدارند از انجام کارهای نیک، ثمره‌اش تغییر در فرهنگ و عرف جامعه است؛ [یعنی] آن چیزی که معروف است، در نظر عرف تبدیل به منکر و آن چیزی که منکر است، تبدیل به معروف خواهد شد.
ازاین‌رو است که حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای، رهبر انقلاب، یکی از مهم‌ترین فواید امر به معروف و نهی از منکر را معروف ماندنِ معروف و منکر ماندنِ منکر می‌دانند و معتقدند که در هر حالتی احتمال تأثیر وجود دارد.

شبهه ضرر در امر به معروف و نهی از منکر

[می‌دانیم که] یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، ضرری نبودن آن است و در این زمانه که به‌کرات مشاهده کرده‌ایم جان آمران به معروف در خطر می‌افتد، وجوب فریضتین منتفی است.
[در پاسخ گفتنی است که] باید توجه نمود شرط چهارم از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، نبود مفسده است. در صورت به خطر انداختن جان جهت امر به معروف و نهی از منکری که ارزشش کمتر از حفظ جان است، صحیح نمی‌باشد؛ اما این مطلب بستگی به شرایط و موقعیت‌های مختلف دارد. واضح است که هم‌اکنون نیز در بسیاری از موارد اگر امر و نهی با بیان لیّن و لطیف و سنجیدن موقعیت و شرایط باشد، خطر جدی‌ای را به همراه ندارد. نکته مهم آن است که اساساً امر به معروف و نهی از منکر دو واجبی هستند که همراه با هزینه دادن می‌باشند و نباید انتظار داشت که هیچ خطر و هزینه‌ای وجود نداشته باشد.
در [کتاب] کافی از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است که حضرت فرمود: در آخرالزمان، مردمی می‌آیند که در بین آن‌ها مردمی تبعیت شوند که آن‌ها اهل ریا و قرائت ظاهری قرآن و زهدفروشی هستند. تازه به دوران رسیده و سفیه و سبک‌مغزند. امر به معروف و نهی از منکر را لازم نمی‌شمرند، مگر زمانی که ایمن از ضرر باشند (امر به معروف و نهی از منکر مایه‌ی زیان جانی و یا مالی آنان نشود!) هماره در تلاش‌اند تا برای اعمال و آرزوهای خود راه توجیه و عذر و بهانه‌ای پیدا کنند و در این راستا می‌کوشند تا لغزش‌ها و فساد عالمان را بیابند و افشا کنند (و با این کار نادرستی‌های خود را موجه سازند و ارج عالمان را فروریزند).
از میان تکالیف دینی به نماز و روزه و اموری که خدشه‌ای به جان و مالشان وارد نیاورد، رومی‌آورند؛ چه اگر نماز هم مایه آسیب به سایر امور اقتصادی و رفاهی ایشان شود، از آن نیز روی برخواهند تافت؛ همان‌گونه که از بارزترین واجبات -امر به معروف و نهی از منکر- روی برگردانده‌اند. همانا امر به معروف و نهی از منکر فریضه بزرگ الهی است که سایر فرائض با آن محقق شود؛ در این هنگام که امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، غضب الهی تمام گردد و همه مردم مورد عقوبت الهی واقع شوند. پس نیکان در سرزمین بدکاران و افراد عادی در سرزمین بزرگان و نخبگان جامعه هلاک می‌شوند.
در این روایت بیان می‌گردد افرادی اهل امر به معروف و نهی از منکر خواهند بود که حاضر باشند برای دین‌داری خود هزینه کنند. لذا یکی از وجوهی که این واجب را به اشرف فرائض تبدیل کرده است، همین نکته می‌باشد.

حمله به مراکزی که اسراییل را فلج می کند

حمله به 15 مرکز اقتصادی که رژیم صهیونیستی را فلج می‌کند

اسرائیل به دلیل محدودیت وسعت جغرافیایی، 15 مرکز اقتصادی مهم دارد که اگر هدف قرار بگیرد رژیم صهیونیستی کاملا فلج می‌شود.

به گزارش کیهان، رژیم صهیونیستی در پی عملیات وعده صادق 2 تهدید کرده که به زیربناهای اقتصادی ایران حمله خواهد کرد. با این‌ حال، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای درخصوص عملیات وعده صادق ۲ تأکید کرد؛ «اخطار داده می‌شود چنانچه رژیم صهیونیستی به این عملیات که منطبق بر حقوق قانونی کشور و قوانین بین‌المللی است واکنش نظامی نشان دهد، با حملات کوبنده و ویرانگر بعدی مواجه خواهد شد.»

این در حالی است که نتیجه حمله یک رژیم جعلی که یک سرزمین 22 هزار کیلومتر مربعی را اشغال کرده و تقریباً همه هفت میلیون نفر جمعیت خود را از جای دیگری آورده و با وعده امنیت و رفاه با غصب سرزمین دیگران همراه کرده، به کشوری با مساحت یک میلیون و 648 هزار و 195 کیلومتر مربع و نزدیک به 90 میلیون نفر جمعیت که 95 درصد مردم آن متعلق به همین سرزمین هستند، جز نابودی اسرائیل چیز دیگری نیست. البته این تنها مقایسه با ایران است، وگرنه در مقایسه با جغرافیای مقاومت جای هیچ حرفی باقی نمی‌ماند.

هیچ مهاجری در اسرائیل برای کشته شدن در راه دیوانگی‌های نتانیاهو به این سرزمین نیامده اما در ایران چند برابر کل جمعیت اشغالگران صهیونیست؛ یعنی میلیون‌ها نفر حاضرند برای کشورشان و آزادی منطقه از دست آمریکا و اسرائیل جانشان را فدا کنند. تعداد کسانی که حالا حاضرند با کمترین امکانات، فلسطین را آزاد کنند بسیار بیش از زمان فتح خرمشهر و در مقابل، رژیم صهیونیستی بسیار ضعیف‌تر از آن زمان است.

هیچ صهیونیست مهاجری، برای زندگی در ناامنی مستمر، خاموشی، بی‌بنزینی، بی ‌آبی و فقدان وسایل ارتباطی به سرزمین‌های اشغالی نیامده است. بنابراین، درگیر شدن اسرائیل با ایران و نابودی امنیت و زیرساخت‌های اقتصادی، به فرار «همه» صهیونیست‌ها از سرزمین‌های اشغالی، منجر می‌شود.

یک میلیون نفر‌گریخته‌اند

کابوس صهیونیست‌ها، مهاجرت معکوس افرادی است که با هزاران وعده از کشورهای دیگر در پادگان بزرگی به نام اسرائیل جمع شده‌اند. طبق گزارش‌های رسمی مراکز رژیم صهیونیستی، از ابتدای طوفان الاقصی تاکنون، یک میلیون نفر؛ معادل 14 درصد جمعیت صهیونیست‌ها از اسرائیل فرار کرده‌اند. سرنوشت ساکنان شمال سرزمین‌های اشغالی که ماههاست آواره شده‌اند یا به خارج‌گریخته‌اند در انتظار همه ساکنان صهیونیست سرزمین‌های اشغالی است.

به‌خصوص که روزنامه عبری کالکالیست، گزارش داده که «مشمولان خدمت سربازی که به خارج رفته‌اند حاضر به بازگشت به اسرائیل نیستند.» دلیل آن معلوم است؛ فلسطین سرزمین آنها نیست و نه تنها حاضر نیستند برای یک رژیم جعلی غاصب، کشته شوند بلکه نمی‌خواهند عیاشی‌های شبانه خود در اروپا و آمریکا را ترک کنند. مرگ، بزرگ‌ترین کابوس کسانی است که با امید رفاه از شرق اروپا و دیگر مناطق به اسرائیل آورده شده‌اند اما در طرف مقابل، نیروهایی حضور دارند که عاشق شهادت هستند و خون شهدای مقاومت، خونشان را به جوش آورده است.

بهترین راه برای جلوگیری از جنگ، دادن درس‌های عبرت‌آموز از طریق ریختن سیلاب موشک در سرزمین اشغالگران و همزمان، عملیات‌های امنیتی علیه شخص نتانیاهو و رفقای متوهم اوست. البته اشغالگران، برای خلاصی از بدبختی‌های فوق‌الذکر، بهتر است نتانیاهو را روانه زندان کنند یا خودشان او را بکشند.

15 مرکز اقتصادی مهم در اسرائیل

استراتژیست‌ها و کارشناسان جغرافیای سیاسی معتقدند هدف قرار دادن مراکز اقتصادی و زیربناها، اقتصاد اسرائیل را فلج می‌کند که موضع درستی است. البته برخی نیز اعتقاد دارند زدن مراکز عیاشی، سرعت مهاجرت معکوس و نابودی اسرائیل را افزایش می‌دهد چرا که برای بسیاری از غاصبان احمقی که از جاهای دیگر به فلسطین آمده‌اند، این مراکز مهم‌تر از نیروگاه است.

اسرائیل به دلیل محدود بودن وسعت جغرافیایی، به چند میدان نفتی و گازی، نیروگاه برق و پالایشگاه اندک وابسته است. کوچک‌ترین ضربه‌ به این زیرساخت‌ها، اسرائیل را با چالش جدی رو به رو خواهد کرد. 15 مرکز مهم اقتصادی اسرائیل شامل؛ سه میدان گازی کاریش، تامار و لویاتان، دو پالایشگاه نفت حیفا و اشدود، شش نیروگاه برق ‌هاگیت، اوروت رابین، اشکول، روتنبرگ، گزر و رامت هواف، دو میدان نفتی حلتس و مجد و دو پایانه و انبار نفتی اشکلون و ایلات است. همچنین زدن بنادر اسرائیل، خطوط انتقال برق، پمپ بنزین‌ها و...، امکان انتقال برق و سوخت و... از خارج را هم از بین می‌برد و زندگی در سرزمین‌های اشغالی را غیرممکن می‌کند.

در صورت سرزدن کوچک‌ترین خطائی از صهیونیست‌ها، بی‌درنگ این بانک اهداف، هدف موشک و پهپاد قرار می‌گیرند تا حساب کار دست رژیم صهیونی بیاید؛ همان‌طور که سردار فدوی؛ جانشین فرمانده سپاه پاسداران هم تصریح کرده است: اگر رژیم صهیونیستی اشتباه کند همه منابع انرژی، ایستگاه‌ها و همه پالایشگاه‌های آن را هدف قرار می‌دهیم. رژیم صهیونیستی فقط سه نیروگاه و چند پالایشگاه دارد اما ایران کشوری پهناور است.

پاشنه آشیل اقتصاد رژیم صهیونیستی

اسرائیل به تعبیر شهید سید حسن نصرالله، حقیقتاً از خانه عنکبوت هم ضعیف‌تر است. زیرساخت گاز رژیم صهیونیستی در برابر درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر، آسیب‌پذیر است و هرگونه آسیبی، پیامدهایی در داخل اراضی اشغالی فلسطین خواهد داشت و همچنین بازار صادرات این رژیم را مختل خواهد کرد.

سایت واللا در مارس به نقل از یک منبع نظامی اسرائیلی مدعی شده بود زرادخانه حزب‌الله شامل موشک‌های ساحلی است که می‌تواند کشتی‌ها و سکوهای گازی را تهدید کند. روزنامه اسرائیلی «گلوبز» هم دو ماه قبل، در افشاگری که از پیامدهای فزاینده جنگ بر اقتصاد رژیم صهیونیستی حکایت داشت، هشدار داد این رژیم در معرض آسیب دیدن شدید تولید گاز قرار دارد.

«کاریش»؛ تنها سکوی تولیدی است که تولید آن کاملاً برای بازار داخلی است. این سکوی گازی در سال میلادی گذشته، ۳۴ درصد از مصرف داخلی را تأمین کرد اما خطر واقعی برای سکوی «لویاتان»، بسیار جدی‌تر خواهد بود.

رکوردشکنی کسری بودجه اسرائیل

صهیونیست‌ها در حالی ایران را به زدن زیرساخت‌ها تهدید می‌کنند که در یکی از ضعیف‌ترین شرایط عمر 76 ساله خود قرار دارند. پایگاه خبری الجزیره گزارش داد رژیم صهیونیستی با گشودن جبهه جنگ با لبنان نه تنها به هدف خود در احیای اقتصاد در شمال سرزمین‌های اشغالی نرسید بلکه قطب‌های تجاری خود در تل‌آویو و قدس اشغالی را در تیررس موشک‌های ایران و لبنان قرار داد.

داده‌های بانک مرکزی اسرائیل و وزارت دارایی این رژیم نشان می‌دهد که هزینه جنگ از هفتم اکتبر گذشته تا پایان مارس سال ۲۰۲۴ بیش از ۲۷۰ میلیارد شِکِل (۷۳ میلیارد دلار) با نرخ متوسط ۴۲۷ میلیون دلار در روز بود. در برآورد دیگری، اسرائیل در ژوئن گذشته بودجه جنگ را از 88 میلیارد شکل (۲۳ میلیارد و 520 میلیون دلار) به 99 میلیارد شکل (۲۶ میلیارد و 560 میلیون دلار) رساند که تقریباً معادل ۷۲.۷۶ میلیون دلار در روز است.

روزنامه اقتصادی اسرائیلی کالکالیست نیز هفته گذشته گزارش داد که ارتش رژیم اشغالگر پیش‌بینی‌های خود را به‌روز کرده و برآورد کل هزینه جنگ را از ۱۳۰ میلیارد شِکِل (۳۷ میلیارد دلار) به بین ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیارد شِکِل (حدود 40 میلیارد دلار) افزایش داده است. این هزینه‌ها شامل امکان آغاز عملیات زمینی در لبنان یا رویارویی مستقیم با ایران نمی‌شود و این بدان معناست که در صورت تشدید تنش‌ها ممکن است هزینه‌ها بیشتر شود.

در نتیجه پیامدهای اقتصادی و پیامدهای جنگ، دولت اسرائیل مجبور شد بودجه عمومی سال 2024 را افزایش دهد و به 584 میلیارد شِکِل (158 میلیارد دلار) برساند که در مقایسه با سقف بودجه اولیه که سال گذشته به عنوان بخشی از بودجه 2023-2024 تعیین شده بود، حدود 14 درصد افزایش داشت.

به دلیل هزینه‌های نظامی و خسارات مستقیم به اقتصاد اسرائیل، هزینه‌های بدهی دولت نتانیاهو نیز افزایش یافت و به ۶۲ درصد تولید ناخالص داخلی اشغالگران رسید. وزارت دارایی اسرائیل اعلام کرد که حجم کسری بودجه اسرائیل نیز تا پایان مارس گذشته به شش و دو دهم درصد از تولید ناخالص داخلی رسیده بود اما انتظار می‌رود کسری به رشد خود ادامه دهد و تا پایان سال 2024 به حدود 6.6 درصد برسد.

از ابتدای سال جاری تاکنون کسری ۲۶ میلیارد شِکِلی (هفت میلیارد دلار) در بودجه عمومی اسرائیل ثبت شده است که در ۱۲ ماه گذشته این کسری به رکورد جدید ۱۱۷ میلیارد شِکِل (32 میلیارد دلار) رسیده که بالاترین کسری بودجه در تاریخ این رژیم است.

دیگر کسی به اسرائیل سفر نمی‌کند

یک سال پس از عملیات طوفان ‌الاقصی که به گفته مسئولان امنیتی این رژیم بزرگ‌ترین شکست اطلاعاتی اسرائیل است، دولت نتانیاهو از محل کاهش گردشگران خارجی و داخلی پنج میلیارد و 300 میلیون دلار؛ معادل یک‌پنجم کسری بودجه اسرائیل، زیان ثبت کرد.

ضربه طوفان ‌الاقصی به اقتصاد اسرائیل تنها شامل گردشگری نیست و کشاورزی، مسکن و صنایع فناور این رژیم نیز بر اساس گزارش وزیر دارایی کابینه نتانیاهو با مشکلات فراوان اقتصادی از جمله بحران نیروی انسانی، تورم و سرمایه‌گذاری مواجه شدند.

۳۰۰ اقتصاددان اسرائیلی از جمله رئیس سابق بانک مرکزی این رژیم بعد از آغاز عملیات طوفان ‌الاقصی در نامه‌ای خطاب به نتانیاهو از او خواستند که اسرائیل را «به هیچ عنوان درگیر جنگ بلندمدت نکند».

نتایج منفعت‌طلبی نتانیاهو

روزنامه صهیونیستی «جروزالم ‌پست» طی گزارشی نوشته است: در میان جبهه‌هایی که اسرائیل از هفتم اکتبر در آن می‌جنگد، جبهه‌ای وجود دارد که آشکارا در مقابله با چالش‌های آن ناکام مانده و آن جبهه اقتصاد است. این جبهه از جبهه نظامی خطر کمتری ندارد؛ هیچ کشوری نمی‌تواند بدون اقتصادی که به‌اندازه کافی برای حمایت از آن قوی باشد، بدون سیستم پزشکی، سیستم رفاهی، سیستم آموزشی و هر یک از کارکردهای ضروری دیگر که یک دولت باید برای شهروندان خود فراهم کند، عمل کند؛ همچنین هیچ کشوری نمی‌تواند بدون اقتصاد کارآمد، کار کند.

این روزنامه افزوده است: این جنگ، هیزم به آتش تهدیدهای اقتصادی که اسرائیل با آن مواجه است، ریخته است. این تهدیدها فرار مغزها را تسریع می‌کند و به اعتماد سرمایه‌گذاران آسیب جبران‌ناپذیری وارد می‌کند و کسری بودجه اسرائیل را بیشتر می‌کند.

«جروزالم ‌پست» با اشاره به ترجیح منافع الیگارشی حاکم بر امنیت صهیونیست‌های ساکن اسرائیل ادامه داده است: چالش‌های اقتصادی ناشی از سیستمی که هم مشارکت نیروی کار و هم خدمت سربازی را برای بخش سریع‌الرشد این رژیم از بین می‌برد قابل‌توجه است. این یک نمونه از بسیاری منافع بخشی ا‌ست که به قیمت از بین رفتن منافع ملی تحت سیاست اقتصادی ائتلاف‌محور ترویج می‌شود.

این روزنامه صهیونیستی افزوده است: درحالی‌که وضعیت اقتصادی اسرائیل در حال بدتر شدن است این رژیم در حال لغزش به چرخه‌ای ا‌ست که کیفیت زندگی اسرائیلی‌ها را پایین می‌آورد و فرار مغزها که خود کُندکننده رشد اقتصادی‌ است را سرعت می‌بخشد.

ناکامی اسرائیل در کنترل تاثیرات جنگ

«جروزالم پست» ادامه داده است: مقامات اسرائیل در نخستین واکنش‌های خود برای رسیدگی به تاثیر جنگ بر اقتصاد ناکام بوده‌اند. دولت هنگام تنظیم بودجه ۲۰۲۴ برای تأمین هزینه‌های جنگ، بودجه‌های بخشی را کاهش نداد یا وزارتخانه‌های اضافی را تعطیل نکرد. پیشنهادات لازم برای سیاست‌های اقتصادی برای مقابله با پیامدهای جنگ، مانند افزایش مالیات، متوقف شده است. خدمات گسترده نیروی دفاعی اسرائیل و نیروهای ذخیره ارتش آن که توسط دولت پیشنهاد شده، بار سنگین‌تری بر جمعیت مولد این رژیم و فشار بیشتری را بر خانوارها، مشاغل آزاد و مشاغل کوچک وارد کرده است. برنامه‌ کمک‌های دولتی برای آسیب‌دیده‌های جنگ کُند و ناکافی بوده است. آماده‌سازی بودجه ۲۰۲۵ پیشرفتی نداشته و به بی‌اعتمادی در زمانی که ایجاد اطمینان در اقتصاد حیاتی است، منجر شده است.

این روزنامه صهیونیستی افزوده است: واکنش حزبی کابینه اسرائیل در پاسخ به انتقاد از سیاست شکست‌خورده آن، این بوده است که در حال جنگ است و زمانی‌ که جنگ پیروز شد اقتصاد به حالت قبل باز خواهد گشت. مؤسسه رتبه‌بندی مودیز هفته گذشته این اظهارات را «بلوف» نامید و به ‌صراحت اعلام کرد که آسیب جنگ به اقتصاد این رژیم، پایدارتر خواهد بود و وجهه اقتصادی این رژیم با پایان جنگ باز نخواهد گشت.

جنگ روانی در جنگ تحمیلی

جنگ روانی :
جنگ روانی به معنای استفاده طراحی و برنامه ریزی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است در زما ن جنگ یا صلح به منظور تاثیر گذاری بر رفتار و كردار دشمن، گروه بی طرف یا گروههای خودی به منظور پشتیبانی واز اهداف و مقاصد است



سابقه جنگ روانی:
سابقه جنگ روانی به ۵۰۰ سال فبل از میلاد بر می گردد كه "سن تزو"كتابی به نام "هنر جنگ "نوشت و به اصل غافلگیری و استفاده از ابزاری مثل علامتها ،طبلها ،درفش وپرچم و … اشاره كرد.

در سال ۱۹۲۰ برای اولین بار فردی بنام "فولر" بریتانیایی اصطلاح جنگ روانی را به كار برد و هدف از آن را –مغشوش كردن هوش انسانی –ذایل و نابود كردن هوش انسانی –نابود كردن حیات معنوی و اخلاقی اعلام كرد هر چند كه در آن زمان كسی به این نظریه توجهی نكرد اما ۲۷ سال بعد در سال ۱۹۴۷ آمریكایی ها اولین گام عملی در راستای این نظریه را انجام دادند و آن تاسیس مدرسه جنگ روانی بود و در ۱۹۸۴ در سازمان امنیت ملی سندی معروف به سند ۱۳۰ به تصویب رسید كه محورها ،خط مشی،اهداف و ابزار استفاده از جنگ روانی را برای پیشبرد مقاصد و منافع آمریكا را در سطح بین الملل ترسیم می كرد



محور های سند ۱۳۰

۱-تجدید نظر در ساختار های سیاسی ،ارتباطی ،اطلاعاتی

۲-باز سازی و اصلاح شبكه های رادیویی و تلویزیونی برای دسترسی به مخاطبین جهانی

۳-تحقیقات عمیق بر افكار عمومی

۴-تولید و توزیع نشریات در حمایت از اصول آمریكایی

۵-برقراری ارتباط با نخبگان و…



ابزار نیل به اهداف سند ۱۳۰

۱-تاسیس پروژه دمكراسی در دنیا در اواسط ۱۹۸۰

۲-تاسیس سازمان اعطای دمكراسی

۳-توسل به كودتای آنی وزور

۴-كودتای مدنی یا اصلاح طلبی



جنگ روانی در جنگ تحمیلی

از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی استكبار جهانی ودر راس ان امریكای جنایتكار سعی در نابودی انقلاب داشتند ودر این راه متوسل به هروسیله ای شدند یكی از این ابزار همانطور كه در سند ۱۳۰ذكر شد توسل به كوتا بود كه با شكست مواجه شد پس از ان بود كه به تحریك و حمایت امریكا عراق به ایران حمله كرد اما نكته قابل توجه این است كه هشت سال دفاع مقدس صرفا یك تهدید نظامی صرف نبود بلكه دشمن برای دست یابی به مقاصد خود به صورت وسیع از سایر ابزار به خصوص جنگ روانی استفاده كرد تا در سطح داخلی ،منطقه ای و بین المللی موقعیت ایران را تضعیف كند كه اگر رهنمود های امام راحل و اطاعت و حمایت مردم و مسولین نبود مطمئنا نتیجه و مسیر جنگ به نفع دشمن رقم خواهد خورده بود.



برخی از وجوه این جنگ عبارتند از:

۱-تحریك عربها وتبلیغ ناسیونالیسم عربی برای حمایت كشور های عربی از عراق

۲-معرفی ایران بعنوان تهدیدی برای منطقه و جهان

۳-زدن اتهامات گوناگون از قبیل تروریست بودن یا حامی گروههای تروریستی

۴-انتساب هر حادثه خبر ساز بین المللی مثل هواپیما ربایی ،در گیری و اشوبهای داخلی در كشور های مختلف به ایران یا هواداران ان

۵-سعی در وانمود كردن غرب ستیزی مردم ایران تحت فشار گروههای خاص است

۶-تلاش در جهت وانمود كردن غرب ستیزی مسولین شعاری بیش نیست و در خفا با امریكا رابطه دارند(قضیه مك فارلین)

۷-بزرگنمایی اختلافات میان مسولین نظام

۸-القا یاس و نابودی از پیروزی در جنگ بین مردم،مسولین و نظامیان



علاوه بر موارد فوق سعی می شد با جنگ روانی در مسائل نظامی تاثیر گذار باشند مثل

۱. بزرگنمایی قدرت نظامی عراق

۲. تحقیر و ضعیف نشان دادن قدرت و توان نظامی ایران

۳. القا وجود اختلاف میان مسولین سپاه ،ارتش و…

۴. بماران مناطق مسكونی و غیر نظامی برای تضعیف روحیه عمومی مردم

۵. استفاده از سلاحهای شیمیایی در اواخرجنگ هم در مناطق جنگی وهم غیر نظامی (حلبچه) و نشان دادن اینكه درصورت دادن احتمال شكست استفاده از سلاح شیمیایی حتی در مناطق مسكونی مردم كشور خود ابایی ندارد

۶. ورود مستقیم نظامی امریكا به صحنه جنگ و اعلام حمایت همه جانبه برای جلوگیری از شكست و یا لطمه خوردن عراق وسایر كشورهای عربی از جنگ تحمیلی (حمایت از عراق در فتح جزیره فاو _زدن دو كشتی به نام های سهند و سبلان_ زدن هواپیمای مسافر بری ایران، اسكورت نفتكشهای عراقی و یا سایر كشورهای عربی)

۷. تبلیغات روانی سلسله وار در باره تجهیز عراق به ابزار جنگی جدید (مثل تجهیز عراق به هواپیما های سوپر اتاندارد توسط فرانسه )



و بسیاری از اقدامات دیگر بعنوان مثال همانطور كه ذكر شد هر از چند گاهی حتی قبل از اینكه عراق به تجهیزاتی مسلح شود جنگ روانی در مورد احتمال دستیابی و استفاده از این تجهیزات برای تضعیف ایران به را ه میافتاد كه هواپیماهای سوپر اتاندارد از ان جمله بود (هواپیماهای سوپر اتاندارد كه برای استفاده در عملیات هوا به دریاساخته وبه عنوان بهترین جنگنده نیروی درییایی فرانسه شناخته شده با سرعتی معادل ۱۲۰۰ كیلومتر در ساعت قادر به طی یك مسافت ۷۲۰۰ كیلومتری است مجهز به یك رادار كه قابلیت ردیابی كشتیها تا فاصله ۱۳۰كیلومتری است.این جنگنده بدون اینكه نیاز به نزدیك شدن به هدف داشته باشد از فاصله ۱۳۰ كیلومتری اهداف مورد نظر رابا دقت بالا مورد حمله قرار میدهد).در بهمن ۱۳۶۱ بود كه خبرگزاریهای جهان از درخواست عراق از فرانسه مبنی بر دریافت هواپیما سوپر اتاندارد خبر میدهد.رادیو اسراییل در تاریخ ۱۶/۱۱/۶۱ خبر موافقت فرانسه را برای دادن تحویل ۵ فروند از این هواپیماها كه مجهز به موشك اگزوسه هستند را اعلام كرد.پس از اعلام فرانسه دستگاه تبلیغی غرب كوشید تا اولا این اقدام را توجیه كند ثانیا ضربه كاری به ایران وارد كند

صدام در راستای همین تبلیغات بود كه اعلام كرد"دشمن ایرانی اكنون به یك گاو وحشی سر بریده و در حال دست وپا زدن است"

دیگر خبر گزاریها نیز به انخا مختلف روی این موضوع مانور رفته و اعلام می كردند كه

دفاع ضد هوایی ایران در برابر این سلاح ناتوان است،سرنوشت جنگ به نفع صدام شده است،این هواپیما ها می توانند پایانه های نفتی و كشتی های نفتی ایران را نابود و اقتصاد ایران رافلج كنند و…..

با طرح این مسئله احتمال اسیب خوردگی جدی جزیره خارك كه روزانه ۲ میلیون بشكه نفت صادر و ۹۰ درصد منابع ارزی ایران را تامین میكرد مطرح شد كه حضرت امام خمینی در یك واكنش قاطع اعلام كردند "در صورتی كه ایران قادر به صادر كردن نفتش نباشد تنگه هرمز را خواهد بست"همین موضع گیری وقوع بحران جهانی را مطرح ساخت صدور نفت كشورهای حاشیه خلیج فارس قطع می شد و اروپا وغرب فلج شده و دنیا دچار بحران می شد. دراین میان با افزایش قیمت نفت جدی بودن مسئله برای همگان اشكار شد.

پس از به راه افتان جنگ روانی زیادی كه چند فشار زیاد روانی به ایران وارد كرد نتوانست ایران را به سازش واداركند.عراق به هواپیما فوق تجهیز شد ولی مسلمانان خلاق ایرانی توانستند در یك اقدام عملی به تمام یاوه گویی ها پاسخ قاطع دهند.زیرا با یك طرح ابتكاری با تهیه ونصب گویهای فلزی بزرگ روی قایقها و به حركت دراوردن انها در اطراف جزیره خارك عملا موفق به فریب موشكهای اگزوسه شدند.كارشناسان نظامی پنتاگون اعلام كردند كه موشكهای فوق در ایران تنها در ۵۰درصد موارد كارایی داشته

با این اقدامات عملا نفتكشهای ما از خطر در امان ماندندو ملت غیور ایرانی توانست با ابتكار و خلاقیت مثال زدنی خود یكی از این توطئه ها را خنثی كند.

نویسنده: مهدی حق وردی طاقانك

رهبر انقلاب:کشف حجاب حرام سیاسی و شرعی است

متن بیانات


بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خدای متعال را خیلی شاکرم و واقعاً از ته دل خرسندم که خدای متعال بار دیگر چشم ما را به تشکیل این جلسه‌ی مهم و استثنائی روشن کرد؛ مهم است زیرا که مسئولین بخشهای مختلف کشور ــ چه مسئولین کنونی، چه کسانی که قبلاً مسئولیّت داشته‌اند ــ در اینجا حضور پیدا میکنند و میتوان ذهنیّت واحدی را در مجموعه‌ی کارگزاران نظام در این کشور در این مجلس مشاهده کرد و ایجاد کرد؛ میتوان در این جلسه بعضی از سوءتفاهم‌ها را برطرف کرد، [اینکه] با همدیگر ملاقات کنند، با هم صحبت کنند؛ نشانه‌ی وحدت فعّالان سیاسی و اجتماعی و کشوری است و انعکاس مفید و مطلوبی ان‌شاءالله در فضای عمومی و افکار عمومی کشور خواهد داشت. جلسه، جلسه‌ی مهمّی است، جلسه‌ی حسّاسی است.

بنده مطالبی را آماده کرده‌ام که عرض بکنم. اوّلاً از جناب آقای رئیسی، رئیس‌جمهور محترممان واقعاً تشکّر میکنم، خوب گزارشی را ایشان بیان کردند؛ و این‌جور گزارشها لازم است؛ نه فقط برای مردم و افکار عمومی، بلکه برای خود مسئولین بخشهای مختلف هم لازم است. یکی از اشکالات کار ما این است که خیلی اوقات، بخشهای مختلف از کارهای هم خبر ندارند، مطّلع نیستند. اینکه یک وقتی بنده گفتم یک تور گردشگری بگذارند برای بعضی از مسئولین در بخشهای نظامی و غیر نظامی و مانند اینها،[۲] واقعاً همین جور است؛ ما هر از گاهی یک بار احتیاج داریم یک گزارش محسوس، ملموس، دیدنی از مسائل کشور، از پیشرفتهای کشور، از اقداماتی که شده، در مقابل چشم همه قرار بدهیم و مطّلع بشویم. خب بیانات ایشان در این جهت الحمدلله خیلی مفید بود. بنده هم در همین حدودِ مسائلِ ایشان عرایضی را عرض خواهم کرد.

مطلب اوّلی که من میخواهم عرض بکنم، یک مسئله‌ی معنوی است، یک تذکّری است به خودم و شما، و آن، این است که ماه رمضان، ماه ذکر است، ماه یاد است، ماه تابیدن انوار ذکر الهی بر دلها است؛ این را براحتی از دست ندهیم. هیچ‌ وقتِ سال دلها این اندازه آماده‌ی تلقّیِ انوار هدایت الهی، برکات الهی، رحمت الهی نیستند؛ این [خاصیّت] ماهِ رمضان است؛ ماهی که یک شب در آن هست که برتر از هزار ماه است: خَیرٌ مِن اَلفِ شَهر؛[۳] اینها چیزهای مهمّی است. ماهی است که «اَنفاسُکُم فیهِ تَسبیحٌ وَ نَومُکُم فیهِ عِبادَة».[۴] ماه تلطیف دل و جان است. این زندگی مادّی، بخصوص زندگی ماشینی، روابط ما را، درون ما را، باطن ما را، عملکرد ما را از لطافت می‌اندازد؛ مثل چرخی که احتیاج به روغن‌کاری دارد تا راحت بچرخد و سایشِ مضر نداشته باشد، ذکر و دعا در این ماه چنین نقشی را ایفا میکند؛ دلهایمان را، جانهایمان را، با تلاوت قرآن، با دعاهای شبانه‌روزی، با خود روزه، با شب قدر تلطیف میکند. پس این مطلب اوّل که ذکر، دل را در معرض انوار الهی قرار میدهد؛ این را به یاد داشته باشیم.

ما را از غفلت خلاص میکند. غفلت بلای بزرگی است. در دعای مبارک ابی‌حمزه میخوانیم: یا مَولایَ‌ بِذِکرِکَ‌ عاشَ‌ قَلبی‌ وَ بِمُناجاتِکَ بَرَّدتُ اَلَمَ الخَوفِ عَنّی‌؛[۵] با یاد تو، ذکر تو، دلِ من زندگی پیدا کرد؛ با مناجات با تو، اضطراب و ترس از من دور شد و رها شدم. اینکه در قرآن، آیات زیادی ــ ده‌ها آیه، شاید قریب صد آیه که [البتّه] من نشمردم ــ درباره‌ی ذکر وجود دارد، نشان‌دهنده‌ی اهمّیّت این حقیقت در زندگی ما، در ارتباطات ما، در عاقبت ما و انتهای راه ما است. اینکه خدای متعال میفرماید: اُذکُرُوا اللَهَ ذِکراً کَثیرًا * وَ سَبِّحوهُ بُکرَةً وَ اَصیلا،[۶] نشان‌دهنده‌ی این است که ذکر، هم لازم است، هم کثیرش لازم است؛ ذکرِ زیاد لازم است. خب این یک بُعد از مسئله‌ی ذکر است که دلها را متوجّه میکند و از غفلت خارج میکند. یک بُعد دیگر در ذکرالله وجود دارد و آن، تأثیر این ذکر در عمل است. وقتی ذکرالله حاصل شد، در عمل ما تأثیر میگذارد. در کلامی منسوب به امیرالمؤمنین [هست]: مَن عَمَرَ قَلبَهُ بِدَوامِ الذِّکرِ حَسُنَت‌ اَفعالُهُ‌ فِی‌ السِّرِّ وَ الجَهرِ»؛[۷] دوام ذکر و به طور مستمر ذاکر بودن، موجب میشود عمل ما ــ هم عملِ پنهانی ما و کاری که خودمان در دلمان، در داخل خانواده‌مان، در اتاق خلوتمان انجام میدهیم، هم عملی که در محیط اجتماعی انجام میدهیم ــ نیکو بشود، خوب بشود.

خب، حالا ما مسئولین کشور هستیم دیگر؛ یک بخشی از کارهای جاری کشور، از اجرا و تقنین و قضا و هدایت و دفاع و امثال اینها، به عهده‌ی این مجموعه‌ای است که اینجا تشریف دارید و همه اینجا جمع شده‌ایم. کارِ ما چیست؟ «خدمت به مردم». کار ما چیست؟ «اداره‌ی خوب کشور»؛ پس «حَسُنَت‌ اَفعالُهُ‌ فِی‌ السِّرِّ وَ الجَهر» در مورد ما این است. اگر ذکرالله داشته باشیم، تأثیر میگذارد در کار خدمت به مردم که مسئولیّت بزرگ ما پیش خدای متعال است.
این «خدمت» را در دعاها هم می‌بینیم. در دعای مبارک کمیل [میفرماید]: اَسأَلُکَ بِحَقِّکَ وَ قُدسِکَ وَ اَعظَمِ صِفاتِکَ وَ اَسمائِکَ اَن تَجعَلَ اَوقاتى مِنَ اللَیلِ وَ النَّهارِ بِذِکرِکَ مَعمورَةً وَ بِخِدمَتِکَ مَوصولَة؛ ذکر و خدمت، با هم می‌آید. وَ اَعمالى عِندَکَ مَقبولَةً حَتّىٰ تَکونَ اَورادى وَ اَعمالى کُلُّها وِرداً واحِداً وَ حالى فى خِدمَتِکَ سَرمَدا؛ دائم در خدمتِ تو باشم. باز بعدش [میفرماید]: قَوِّ عَلىٰ خِدمَتِکَ جَوارِحى وَ اشدُد عَلَى العَزیمَةِ جَوانِحى وَ هَب لِىَ الجِدَّ فى خَشیَتِکَ وَ الدَّوامَ فِى الاِتِّصالِ بِخِدمَتِک؛[۸] باز «خدمت»؛ ببینید، تمامش خدمت است. «خدمت به خدا» یعنی چه؟ خدا که به خدمت من و شما احتیاجی ندارد؛ «خدمت به خدا» یعنی خدمت به زندگی، خدمت به مردم، خدمت به خلق‌الله، خدمت به پیشبرد اهداف؛ این وظیفه‌ی اساسی ما است که در دعاها [هم] تکرار شده، گفته شده. آنچه ما به آن میگوییم «احسان به مردم»، بخشی از این خدمت به مردم است: اِنَّ اللَهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسان.[۹] خب، [در باب] این احسان، یک روایتی هست از کلام امیرالمؤمنین (علیه السّلام) که این را هم باز من از غررالحکم نقل میکنم؛ میفرماید: اَحَقُّ النّاسِ بِالاِحسانِ مَن اَحسنَ اللهُ اِلَیهِ وَ بَسَطَ بِالقُدرَةِ یَدَیه؛[۱۰] همه باید احسان کنند، همه باید نیکوکاری کنند، خدمت کنند، امّا آن که از همه شایسته‌تر است به این وظیفه آن کسی است که خدا به او قدرتِ کار داده، مثل شما. شما مدیرید؛ بعضی در اداره‌ی افکار مردم، بعضی در اداره‌ی کارهای مردم؛ این بسط ید است، این قدرت شما است. در جمهوری اسلامی، خدای متعال به مردم مؤمن این امکان را داده است که بر طبق آئین اسلام و بر طبق خواسته‌های اسلام بتوانند به مردم خدمت کنند؛ این بهترین فرصت است. پس این، مهم‌ترین کار ما است؛ مهم‌ترین مایه‌ی امتحان الهی ما است؛ و خدای متعال ما را امتحان میکند.

یک روزی بود ــ که حالا اکثر شماها که جوان هستید، آن روزها را یادتان نمی‌آید ــ که مردم مؤمن و صاحبان فکر دینی و اسلامی کمترین حرکت اجرائی را در کشور در اختیار نداشتند، نمیتوانستند کار انجام بدهند، کار دست طواغیت و تبَعه‌ی طواغیت بود؛ یک روزی این‌جوری بود؛ خدای متعال آنها را از این مسندها بیرون انداخت، شما را گذاشت جای آنها. حضرت موسیٰ به بنی‌اسرائیل فرمود: عَسىٰ رَبُّکُم اَن یُهلِکَ عَدُوَّکُم وَ یَستَخلِفَکُم فِی الاَرضِ فَیَنظُرَ کَیفَ تَعمَلون؛[۱۱] خدای متعال من و شما را گذاشته، باید امتحان پس بدهیم. چه‌جوری عمل میکنیم؟ آنها بد عمل کردند؛ ما چه‌جوری عمل خواهیم کرد؟ پس بنابراین، یک روی دیگر ذکر، یک بُعد دیگر ذکر عبارت است از خدمت. ماه رمضان ماه ذکر است، یعنی ماه خدمت است.

و امّا مسائل مربوط به موضوعات اداره‌ی کشور و مانند اینها. مسائل متعدّدی وجود دارد، منتها مسئله‌ی اقتصاد یک مسئله‌ی محوری است. همین‌طور که در بیانات آقای رئیس‌جمهور هم ملاحظه کردید، محورِ حرف «اقتصاد» است، عمده‌ی بحث بنده هم امروز راجع به مسائل اقتصادی است. البتّه مسائل دیگری هم هست که اگر ان‌شاء‌الله شما خسته نشدید و ما خسته نشدیم، در آخر، عرض خواهیم کرد.

اقتصاد، اوّلین مسئله‌ی کشور است، مهم‌ترین مسئله‌ی کشور است؛ مسئله‌ی معیشت مردم، مسئله‌ی ملموسِ همه‌ی آحاد کشور است. خب، شعار امسال[۱۲] شعار مهمّی است، شعار حسّاسی است؛ البتّه شعارهای سالهای قبل هم تا سالهای متعدّد عموماً اقتصادی بود؛ امّا اینکه ما شعارها را شعارهای اقتصادی قرار دادیم، این به معنای بی‌اعتنائی به مسائل فرهنگی و اجتماعی و مانند اینها نیست؛ آنها هم به جای خود مهم است امّا یک اقتصاد نابسامان بر روی فرهنگ جامعه هم اثر میگذارد؛ یعنی تأثیر کج و کوله بودن و ناموزون بودن اقتصاد کشور بر روی مسائل اجتماعی و بر روی مسائل فرهنگی هم نباید نادیده گرفته بشود. تورّمِ بالا، در چند سال پی‌درپی خیلی چیز مهمّی است؛ سالهای متعدّد، پشت سر هم تورّم بالا. خب، این روی نظام توزیع درآمدها در کشور اثر میگذارد و توزیع درآمدهای کشور را ناموزون میکند؛ یک عدّه‌ای محروم میمانند، یک عدّه‌ای هم حالا از طرق مختلفی جیبهایشان پُر میشود. از هر دو طرف، ایجاد فساد خواهد شد؛ هم از طرف فقر، فسادهای فرهنگی، اجتماعی به وجود می‌آید؛ هم از طرف آن مجموعه‌ای که توانسته‌اند از این آبهای گل‌آلود ماهی بگیرند، استفاده‌ی نامشروع کنند، حرام‌خوری کنند، از ناحیه‌ی آنها هم فسادهایی به وجود می‌آید. تورّم یک مسئله‌ی صرفاً اقتصادی به نظر میرسد امّا انسان میبیند نه، این میتواند بر روی فرهنگ مردم، افکار مردم، رفتار مردم، مسائل اجتماعی کشور اثر بگذارد. خیلی از فسادهای اجتماعی و فرهنگی هست که اگر ما سر نخ اینها را دنبال کنیم، به همین پولهای حرام و برخورداری‌های تبعیض‌آمیز خواهیم رسید.

خب، حالا مسئله‌ی مهار تورّم و رشد تولید. جناب آقای رئیسی درست اشاره کردند؛ گاهی شده که ما تورّم را توانسته‌ایم کنترل کنیم امّا از آن طرف، با رکود همراه بوده؛ این به ضرر کشور است. اینکه تورّم بیاید پایین امّا رکود، حاکم بر اقتصاد کشور باشد، چیزِ خوبی نیست. مهم این است که بتوانیم تورّم را مهار کنیم، تولید هم به رکود نینجامد، تولید رشد پیدا کند؛ و این ممکن است. اینکه میگوییم ممکن است، حرف من نیست، حرف کارشناس‌های اقتصادی است که به ما میگویند، اثبات میکنند، استدلال میکنند، دلیل می‌آورند؛ میتوانیم قبول کنیم حرفشان را. اگر چنانچه تلاش انجام بگیرد، تلاش خوب و [کارها] با جدّیت دنبال بشود ــ که خب الحمدلله کارهای خوبی دارد انجام میگیرد که حالا من بعضی از نکات را عرض میکنم ــ میتوانیم این شعارِ «مهار تورّم و رشد تولید» را عملیّاتی کنیم.

اگر بخواهیم این شعار عملیّاتی بشود، اوّلاً لازم است که دستگاه‌های مختلف و بخشهای مختلف کشور اولویّت این امر را بپذیرند؛ اوّل این است.

«اولویّت را بپذیرند» یعنی چه؟ یعنی همه‌ی همّتها، همه‌ی اراده‌ها در طول سال ــ یک سال در مقابل ما است دیگر ــ متوجّه این نکته‌ی کانونی باشد. این‌جور نباشد که ما چند صباحی بگوییم و حرف بزنیم و در سربرگ‌ها بنویسیم و تبلیغ بکنیم، بعد آرام‌آرام کهنه بشود، به انزوا کشیده بشود، به حاشیه برود، فراموش کنیم؛ نه. البتّه این شعار فقط مال یک سال نیست، این شعارها غالباً ادامه دارد و باید ادامه پیدا کند، امّا حالا تا آخر امسال، سال ۱۴۰۲، همه‌ی همّتها، هم در تقنین، هم در اجرا، هم در قوّه‌ی قضائیّه، هم در بخشهای گوناگونِ دیگر متوجّه این مسئله‌ی کانونی باشند؛ یعنی توجّه کنند که این وظیفه، یک وظیفه‌ی اصلی و کانونی است.

اولویّت ‌دادن، یک معنای دیگر هم دارد و آن، این است که از همه‌ی ظرفیّتهای کشور برای این کار استفاده بشود؛ ما ظرفیّتهای زیادی در کشور داریم. بعضی از امکاناتِ ما امکانات سخت‌افزاری است؛ منابع طبیعی داریم، موقعیّت جغرافیایی داریم، زیرساخت‌های اقتصادی داریم ــ کارخانجات، دستگاه‌ها ــ بعضی، امکانات نرم‌افزاری است؛ نیروی انسانی خلّاق داریم، جوانهای پُرانگیزه داریم، ظرفیّتهای علمی داریم، ظرفیّتهای فنّاوری داریم، فکرهای نو داریم. خیلی از صاحبان فکر برای بنده نامه مینویسند، بنده هم وقت میگذارم خیلی از نامه‌های افرادی را که کارشناسِ این مسائل هستند میخوانم؛ البتّه مرجع اقدام بنده نیستم، میفرستم برای دستگاه‌ها، لکن میخوانم نامه‌ها را. انصافاً گاهی انسان فکرهای بسیار خوب، بسیار نو مشاهده میکند؛ خب اینها امکانات کشور است؛ اینها همه باید در خدمت مهار تورّم و رشد تولید قرار بگیرد. امکانات اجرائی داریم، امکانات تقنینی داریم، امکانات قضائی داریم، امکانات رسانه‌ای داریم، تجربه‌ها و عناصر مجرّب داریم؛ کسانی هستند که کارآزموده‌اند، کار کرده‌اند، می‌شناسند، بلدند؛ از همه‌ی اینها باید استفاده بشود. از ارتباطات خارجی استفاده کنیم؛ ارتباط خارجی که فقط ارتباط با آمریکا و چهار کشور اروپایی که نیست؛ در دنیا دویست و خرده‌ای کشور هستند، اینها هر کدام یک ظرفیّتی‌اند؛ از این ارتباطات خارجی میشود استفاده کرد برای این [منظور]. این بُعدِ دیگر معنای اولویّت است.

اولویّت یک معنای دیگر هم دارد ــ که گفتیم به این مسئله اولویّت بدهیم ــ و آن، این است که حاشیه‌سازی نشود. گاهی می‌بینید یک حرکت خوبی برای مهار تورّم شروع شده، قانونش هست، دولت مشغول است، دارد اجرا میکند، ناگهان از یک طرفی، از یک گوشه‌ای یک مصوّبه‌ای بلند میشود که تورّم‌زا است، و کار را متوقّف میکند؛ اینها را باید مراقبت کرد. گاهی اوقات نگاه‌های سیاسی، نگاه‌های جناحی دخالت میکنند. مثلاً فرض کنید که چون یک [نفری] با فلان کس در دولت یا مثلاً با خود دولت موافق نیستند، در مقابل یک اقدام خوبی که دولت دارد انجام میدهد، سنگ میگذارند و مانع‌تراشی میکنند؛ اینها باید نباشد. اولویّت ‌دادن یعنی واقعاً همه اولویّت بدهند.

خب پس این نکته‌ی مهمّ اوّل، که ما اگر بخواهیم این شعار عملیّاتی بشود، باید با همین معانی‌ای که گفته شد، اولویّت را به این شعار بدهیم؛ این‌جور نباشد که فقط سیاست اعلام بشود. حالا گاهی اوقات یک سیاستی اعلام میشود، یک کارگروهی هم درست میشود، دستوری هم داده میشود امّا اینها کافی نیست؛ باید به همین شکلی که عرض شد دنبال بشود؛ که حالا در مورد دنبال کردن هم من حرفهایی دارم که حالا خواهم گفت. اگر چنانچه این [مسئله] اولویّت داده بشود، آخر سال میشود اثر محسوس آن را دید. اوّلاً افراد خبره، شاخصهای اقتصادی را ملاحظه میکنند ــ از جمله شاخص رشد تولید که ایشان بیان کردند که خیلی مهم است، یا شاخص سرمایه‌گذاری، یا شاخص تورّم و از این قبیل ــ و این شاخصها مشخّص خواهد شد؛ ثانیاً مردم در زندگی‌شان احساس خواهند کرد؛ یعنی یک آسایشی را به یک نحوی، تا یک حدّی احساس خواهند کرد؛ اگر چنانچه ان‌شاءالله ما دنبال کنیم و بتوانیم این شعار را عملیّاتی کنیم.

خب اگر بخواهیم این شعار عملیّاتی بشود، چند الزام وجود دارد که من اینها را یادداشت کرده‌ام و عرض میکنم. اوّلین الزام این است که «دستگاه‌های مختلف به هم کمک کنند»؛ یعنی دولت به نحوی، مجلس به نحوی، قوّه‌ی قضائیّه به نحوی به هم کمک کنند؛ قانون، متناسب با نیازِ اجرا باشد. اگر چنانچه بخواهیم این کار انجام بگیرد، همکاری همه لازم است. یعنی بنابراین همه‌ی شما که اینجا حضور دارید ــ هم از مجلس اینجا حضور دارید، هم از دولت حضور دارید، هم از قوّه‌ی قضائیّه، هم از نیروهای مسلّح ــ واقعاً تصمیمات را همه عمل کنند؛ همه به هم کمک کنند تا کار پیش برود. این یک الزام.

الزام بعدی که به نظر من خیلی مهمّ است، «پیگیری جدّی تصمیم‌ها» است. بنده غالباً در جلسات خصوصی با مسئولین محترم که می‌نشینیم صحبت میکنیم، روی این مسئله‌ی پیگیری تأکید میکنم؛ پیگیری خیلی مهم است. گاهی تصمیم‌های خیلی خوبی گرفته میشود امّا چون درست پیگیری نمیشود، تصمیم زمین میماند. همین طرحهای نیمه‌تمامی که ایشان گفتند، ناشی از عدم پیگیری است. خب مثلاً فرض بفرمایید که یک طرح خیلی خوبی در مجلس یا در دولت تصمیم‌گیری شده، دولت شروع به اقدام کرده، باید در ظرف سه سال، چهار سال تمام بشود، [امّا] سیزده سال گذشته، تمام نشده! چرا؟ این نشان‌دهنده‌ی این است که پیگیری نشده و رها شده؛ پیگیری خیلی مهم است. من یک نمونه عرض بکنم که این نمونه مال همین حالا است. چندتا از شرکتهای بزرگ دولتی که سود خوبی به دست آورده‌اند به آقای رئیس‌جمهور قول دادند، متعهّد شدند که طرحهای عمرانی مفید برای مردم را در بخشهای مختلف کشور اجرا کنند؛ آقای رئیس‌جمهور از آنها خواسته‌اند، آنها هم متعهّد شده‌اند که فلان طرح را عملی کنند. من دو سه هفته پیش، از ایشان پرسیدم که به کجا رسید، اینها چه‌کار کردند؟ یک گزارشی آنها آوردند به ایشان دادند، ایشان هم [برای ما آوردند]؛ نگاه کردیم گزارش را، دیدیم قانع‌کننده نیست؛ یعنی آن کاری که باید انجام بگیرد، انجام نگرفته؛ کارهایی شده امّا آن چیزی که نقطه‌ی اصلی و کانونی است که خدمت به مردم و رسیدن فایده‌ی کار به مردم است، تحقّق پیدا نکرده. پس یک الزام هم شد «پیگیری کردن». کارها باید پیگیری بشود؛ مسئولین محترم پیگیری کنند کار را که عمدتاً هم در قوّه‌ی مجریه این کار باید انجام بگیرد.

یکی دیگر از الزامات، ثبات در سیاستها و تصمیم‌های اقتصادی است. اینکه در سیاستهای پولی‌مان، در سیاستهای مالی‌مان، دائماً تغییراتِ پی‌در‌پی بدهیم، خیلی مضر است برای کشور؛ خیلی مضر است. حالت بی‌اطمینانی به وجود می‌آورد، کارآفرین را مردّد میکند، آن کسی را که میخواهد سرمایه‌گذاری کند و کارآفرینی کند، مردّد میکند. ما حالا دنبال سرمایه‌گذاری خارجی هم هستیم، به خارجی‌ها میگوییم بیایند سرمایه‌گذاری کنند؛ هر کسی که میتواند و مایل است، بیاید سرمایه‌گذاری کند، او هم سود میبرد، ما هم سود میبریم؛ داخلی‌ها که به طریق اولیٰ. خدا رحمت کند مرحوم عسگراولادی[۱۳] را! سالها پیش اینجا جلسه‌ای بود،‌ ایشان صحبت کرد گفت شما از خارجی‌ها میخواهید که بیایند سرمایه‌گذاری کنند، خارجی‌ها نگاه میکنند به سرمایه‌گذاران داخلی؛ اینها ــ به تعبیر او ــ ویترین نظامند، جعبه‌آینه‌ی نظامند؛ میخواهند ببینند که شما با کارفرمای داخلی و کارآفرین داخلی چه‌جوری رفتار میکنید، بعد اگر چنانچه دیدند خوب رفتار میکنید، آنها هم می‌آیند. این حرف درستی است. تغییر سیاستها، تبدیل جهت‌گیری‌ها، خیلی ضربه میزند. بنابراین، یکی از مهم‌ترین بحثها ثبات در سیاستهای پولی و مالی و مانند اینها است.

یکی از مهم‌ترین الزامات اجرای این شعار، مشارکت دادن مردم است؛ این یک مسئله‌ی تعیین‌کننده است، مسئله‌ی بسیار مهمّی است. ما در این [بخش] ضعیف عمل کرده‌ایم؛ در طول این سالهای متمادی، انصافاً ضعیف عمل کرده‌ایم. اگر چنانچه بتوانیم نه در حرف که دائماً گفته‌ایم، [بلکه] در عمل ــ که حالا مختصری توضیح میدهم ــ مشارکت مردم را جلب کنیم، رشد تولید قطعی خواهد بود. آن چیزی که قطعاً رشد تولید را به وجود می‌آورد، حضور مردم در تولید است؛ در بخشهای مختلف، و از تولیدات اندک و کوچک تا تولیدات بزرگ به وسیله‌ی مردم [انجام شود]. خود همین رشد تولید، تأثیر میگذارد در مهار تورّم؛ ‌یعنی روی آن هم اثر میگذارد.

خب، با حرف و شعار نمیشود؛ صِرف اینکه ما حرفش را بزنیم که «مردم! بیایید شرکت کنید»، کسی [نمی‌آید]، اصلاً این حرف معنی ندارد؛ محصَّلی[۱۴] ندارد که به مردم بگوییم بیایید شرکت کنید. چه‌جوری شرکت کنند؟ کجا شرکت کنند؟ باید زمینه‌ی مشارکت فراهم بشود.

یکی از تجربه‌های خوب، همین شرکتهای دانش‌بنیان است؛ این تجربه‌ی خوبی است. البتّه فقط منحصر به این نباید باشد ــ که حالا عرض میکنم ــ امّا این یک تجربه‌ی خوبی بود. [برای] شرکتهای دانش‌بنیان سازوکاری به وجود آمد که موجب شد افرادی که بااستعداد بودند، ‌نخبه بودند، توانایی داشتند، انگیزه داشتند، بیایند و هزاران شرکت دانش‌بنیان را به وجود بیاورند، رشد تولید را بالا بردند، کمک کردند؛ این شرکتها خیلی تأثیر داشت و البتّه باید افزایش هم پیدا کند. خودِ این دانش‌بنیان کردنِ کارها یک برنامه‌ریزی لازم دارد. کدام بخشها باید دانش‌بنیان بشوند؟ مثلاً حالا فرض کنید بخش نفت یا بخش کشاورزی باید دانش‌بنیان بشود؛ چه‌جوری؟ با چه برنامه‌ای؟ چه کسانی میتوانند وارد این کار بشوند؟ این یک طرح و برنامه لازم دارد که [باید] به مردمی که توانایی دارند، علاقه دارند و میخواهند در این کار مشارکت کنند، اعلام بشود. ما از لحاظِ نیروی انسانیِ جوانِ تحصیل‌کرده ظرفیّت بالایی داریم؛ بحمدالله تا کنون، جوانِ آماده‌ی تحصیل‌کرده خیلی داریم؛ خیلی‌هایشان به کارهایی مشغول هستند که متناسب با رشته‌های تحصیلی‌شان هم نیست، امّا مشغولند به خاطر اینکه کاری که متناسب با آن رشته باشد در اختیارشان قرار نگرفته.

اگر ما این طرّاحی را بتوانیم درست انجام بدهیم، این مشکل برطرف خواهد شد. نقشه‌ی راهِ دانش‌بنیان کردنِ اقتصاد ملّی و برنامه‌ی عملیّاتی کردن آن را مسئولین محترم در دولت باید تهیّه کنند، به مردم هم اطّلاع بدهند و زمینه‌ی مشارکت آنها را فراهم کنند؛ همین‌ طور که عرض کردم مشخّص بشود چه بخشهایی در اولویّت دانش‌بنیان شدن هستند و شیوه‌های دانش‌بنیان شدن آنها چیست؛ اینها را مشخّص کنند، به اطّلاع مردم برسانند. باید ساختارسازی بشود؛ [برای] اشتراک مردم به صورت شرکتهای دانش‌بنیان، باید یک ساختاری تولید بشود، به وجود بیاید و به مردم هم اعلام بشود.

البتّه مشارکت مردم که اشاره کردم، فقط در این زمینه‌ها نیست؛ یعنی این‌جور نیست که مشارکت مردم صرفاً در محدوده‌ی شرکتهای دانش‌بنیان باشد. ما باید کاری کنیم که مردم بتوانند، همه‌ی کسانی که نیرو دارند، توان کار دارند، در به‌اصطلاح محدوده‌ی کار کردن هستند، بتوانند یک کاری انجام بدهند که به زندگی‌شان کمک کند، معیشتشان را بهتر کند، به تعبیر رایج، سفره‌ی آنها را رنگین‌تر بکند، که بند اوّل سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم ناظر به همین است. تمهیداتی را باید انجام بدهید تا طبقات کم‌درآمد به این وسیله درآمدشان بالا برود. آن‌وقت توانمندسازیِ طبقات ضعیف به این شکل انجام خواهد گرفت؛ یعنی نقشه‌ی راهِ کاملی در این زمینه به وجود بیاید، و میتواند به وجود بیاید؛ یعنی سازمان برنامه و امثال این تشکیلات در دولت، میتوانند بنشینند و طرّاحی کنند و مشخّص کنند که آحاد مردم، قشرهای ضعیف مردم، چگونه میتوانند در فعّالیّتهای اقتصادی همکاری کنند. بهترین راهِ عدالت‌بنیان کردنِ اقتصاد همین است. اینکه ما روی مسئله‌ی عدالت که اساس کار اقتصاد در اسلام عدالت است ــ «لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط»[۱۵] ــ [تأکید میکنیم،] عدالت‌بنیان کردن از این راه به وجود خواهد آمد؛ بتوانیم امکان کار کردن و درآمد کسب کردن را برای همه‌ی مردم فراهم کنیم.

من اطّلاع دارم بعضی از دستگاه‌ها مثلاً در مناطق دوردستِ کشور، یعنی خیلی دور از تهران، مثلاً در روستاها رفته‌اند، کارهایی را انجام داده‌اند، توانسته‌اند خانواده‌هایی را گاهی مثلاً فرض کنید با چند رأس گوسفند ــ حالا این نمونه‌های خیلی کوچکش این‌جوری است ــ احیا کنند؛ یک خانواده با داشتن مثلاً فرض کنید چند رأس گوسفند یا در یک جاهایی در ایرانشهر که ما بودیم، با بُز ــ بُزهای مخصوصی که آنجا هستند ــ و مانند اینها احیا شده. از اینجا بگیرید تا کارهای بسیار بزرگی که میتواند یک شهر را، یک منطقه را آباد بکند. خب، پس بنابراین این الزامات وجود دارد. اگر بخواهیم که این شعار عملیّاتی بشود، این چند مورد الزاماتی بود که من عرض کردم. البتّه بیش از اینها است، [ولی] دیگر حالا وضع جلسه و مانند اینها اقتضا نمیکرده که بنده بیشتر وارد بشوم. مسئولین محترم، صاحبان فکر، کسانی که اهل تأمّل و دقّت در این مسائل هستند، میتوانند اینها را توسعه بدهند، بیشتر روی آن کار کنند، فکر کنند. اینها الزامات تحقّق این شعار است.

در مسئله‌ی اقتصاد، چند توصیه‌ی کلیدی هم هست که اینها را هم من اجمالاً عرض میکنم که مسئولین به اینها توجّه داشته باشند. در رأس این توصیه‌ها، مبارزه با فساد است؛ مبارزه با فساد که در شعارهای رئیس‌جمهور محترم در دوران انتخابات و بعد از انتخابات هم وجود داشته و همه‌ی ما هم به این واقعاً معتقدیم. مبارزه‌ی با فساد کار لازمی است؛ البتّه کار بسیار دشواری است. من چند سال قبل از این، که یک بیانیّه‌ی مفصّلی راجع به این مسئله دادم،[۱۶] آنجا گفتم خطرِ این ــ به نظرم تعبیر همین بود ــ مثل یک اژدهای هفت‌سر، از همه طرف انسان را تهدید میکند؛ لذا در مقابله‌ی با فساد باید با همه‌ی وجود وارد شد. فساد، مردم را ناامید میکند، مأیوس میکند، میل به سلامت را در افراد کاهش میدهد. وقتی کسی میبیند که فلان آدم با شیوه‌ی غیر قانونی و غلط توانست جیب خودش را پُر کند، او هم وسوسه میشود. فساد یک بیماری مُسری است، بیماری بسیار خطرناکی است، و واقعاً موجب هلاک جامعه است. مبارزه‌ی با فساد لازم است. بدون رودربایستی، بدون ملاحظه بایستی با فساد مبارزه کرد، هر جا که هست؛ و این در رأس کارهای مهمّی است که در زمینه‌ی مسائل اقتصادی لازم است.

موضوع بعد، مسئله‌ی انضباط مالی است. انضباط مالی در درجه‌ی اوّل با اصلاح ساختاری بودجه است؛ که ما اوّلی که این جلسه‌ی سران محترم قوا را برای [بررسی] مسئله‌ی اقتصادی در دولت قبل تشکیل دادیم، یکی از اهداف مهمّی که اعلام کردیم و مکتوب بود و ابلاغ شد، اصلاح ساختار بودجه بود؛ که خب تاکنون هنوز به طول کامل انجام نگرفته. مسئله‌ی اصلاح ساختار بودجه خیلی مهم است؛ این [موجب] انضباط مالی است. و یکی از بخشهای مهمّ انضباط مالی این است که از تعهّدات مالی‌ای که منابع پایدار مطمئنّی ندارد، حتماً باید پرهیز بشود. مخاطب این حرف، بیشتر مجلس است؛ [برآورد] منابع مالی نامطمئن و متزلزل در قبال مصارف قطعی؛ خب این یک بی‌انضباطی به وجود می‌آورد و بلاشک مشکلات فراوانی را ایجاد میکند.

صرفه‌جویی باید کرد؛ یکی از کارهای مهمّی که در انضباط مالی مهم است، صرفه‌جویی کردن است. ما باید صرفه‌جویی را یاد بگیریم. متأسّفانه این، مشکله‌ی اجتماعیِ ملّی ما است؛ ما اسراف میکنیم، اسراف زیاد داریم. انسان مشاهده میکند که در بعضی از کشورها صرفه‌جویی‌شان خیلی خوب و مطلوب است؛ هم آحاد مردم، هم مسئولین، هم دستگاه‌های گوناگون دولتی. به تعبیر سعدی:
چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن
که میگویند ملّاحان سرودی
اگر باران به کوهستان نبارد
به سالی دجله گردد خشک‌رودی[۱۷]
وقتی که انسان درآمد کم دارد، مشکل درآمدی دارد، باید صرفه‌جویی کند. حالا آن وقتی هم که درآمد زیاد است، باید صرفه‌جویی کرد، یعنی اسراف نکردن مال همیشه است، بخصوص آن وقتی که درآمد کم است. بنابراین ما در بخشهای مختلف دچار اسراف هستیم؛ این را باید مراقبت بکنیم؛ مثلاً سفرهای بی‌مورد، اجتماعات بی‌فایده، و دستگاه‌های گوناگونی که کارهایی را انجام میدهند، چیزهایی را میخرند و کارهایی از این قبیل میکنند.

مسئله‌ی بعدی، که آن هم خیلی مهم است در مسئله‌ی اقتصاد ــ که این توصیه‌ی کارشناس‌ها است به ما و مکرّر این را میگویند ــ مسئله‌ی بهره‌وری است. در برنامه‌ی ششم ــ که مصوّبه‌ی مجلس را داشت و یک قانون مسلّمی بود؛ که بعد هم تمدید شد، امسال هم یک مقداری تمدید شده ــ رشد اقتصادی کشور هشت درصد معیّن شده بود؛ تصریح شده بود که یک‌سوّم این رشد باید از طریق بهره‌وری باشد.

انسان وقتی نگاه میکند به این سالهای گذشته، میبیند که نه‌فقط یک‌سوّم رشد، با بهره‌وری انجام نگرفت یعنی بهره‌وری، رشد پیدا نکرده و اقتصاد را رشد نداده، بلکه سطح بهره‌وری بسیار‌بسیار پایین است. رقمهایش موجود است؛ حالا به من هم داده‌اند، من نمیخواهم اینجا آمار و ارقام بدهم امّا سطح بهره‌وری خیلی‌خیلی پایین است. بهره‌وری‌ ما در مورد آب از اغلب کشورهای دنیا کمتر است؛ در مورد انرژی، بهره‌وری ‌ما خیلی‌خیلی کم است. من چند سال پیش در سخنرانی اوّل سال هم گفتم این را که شدّت انرژی در کشور ما ظاهراً چند برابر کشورهای پیشرفته است؛[۱۸] یعنی مصرف زیادی و بازده کم. این هم یک مسئله.

در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، یک توصیه‌ی دیگری که عرض میکنیم، مسئله‌ی رابطه‌ی منطقیِ دستگاه‌های مسئول با شرکتهای بزرگ دولتی است. ما شرکتهای بزرگی داریم که مال دولت است؛ سرمایه‌اش متعلّق به دولت است، درآمدش هم مال دولت است؛ رابطه‌ی دولت با اینها بایستی تنظیم بشود؛ رابطه‌ی دولت با این شرکتها باید تنظیم بشود. بعضی از مدیران خوب و فعّال در این شرکتها هستند که باید اینها تأیید بشوند، حمایت بشوند. در بخش خصوصی هم همین جور؛ بعضی از مدیران فعّال و خوب هستند که عدّه‌ای از اینها، چند ماه قبل از این اینجا آمدند،[۱۹] تعدادی‌شان صحبت کردند، گزارش دادند؛ گزارشهای محسوس، ملموس، یعنی فیلم‌برداری‌شده و جلوی چشم؛ گزارشهای مشخّصِ غیر قابل خدشه دادند، کارهای خوبی کرده‌اند. به نظر من یکی از وظایف ما و بخصوص از وظایف قوّه‌ی مجریه و دولت این است که از این مدیران فعّال و خوب حمایت بشود. بهترین حمایتی هم که از یک مدیر کارآفرین و فعّال میشود کرد، این است که بتوانیم برای محصول او بازار فراهم کنیم ــ چه بازار خارجی، چه بازار داخلی ــ قدرت رقابت‌پذیری به او بدهیم، به او کمک کنیم برای بالا بردن کیفیّت. ما در بعضی از مصنوعات کمّیّت کارمان خوب است، کیفیّتمان پایین است؛ خب، این در دنیا نمیتواند رقابت کند، در بازارهای داخلی هم نمیتواند رقابت کند. باید کمک کنیم؛ هم حمایت کنیم برای تهیّه‌ی بازار،‌ توسعه‌ی بازار، گسترش بازار فروش، هم برای مسئله‌ی کیفیّت و رقابت‌پذیری و مانند اینها باید به اینها کمک بشود. البتّه این مدیرانی که عرض کردم، خصوصیّتشان این است که در دوران جنگ سخت اقتصادیِ این چندساله، اینها توانسته‌اند کار کنند، اینها توانسته‌اند بِایستند، توانسته‌اند کشور را در بعضی از بخشها پیش ببرند؛ لذا به اینها بایستی کمک بکنند و حمایت بشوند؛ [امّا] آنها هم وظایفی دارند، بخصوص دولتی‌ها. مدیران دولتی باید مشخّص بکنند که عملکردشان و نقششان در زمینه‌ی سیاست کلّی اقتصاد کشور چیست؛ این باید مشخّص بشود؛ یعنی فلان شرکت بزرگ، که متعلّق به دولت هم هست، موادّ اوّلیّه‌اش هم داخلی است ــ از این شرکتهای بزرگِ این‌جوری ما تعدادی داریم که شرکتْ بزرگ، پُردرآمد، با موادّ اوّلیّه‌ی داخلی ــ که قیمت محصول خودش را با دلار تلگرامی، [یعنی] همین قیمتهای جعلی دلار که از طرف دشمن هدایت میشود، تطبیق میکند؛ چرا؟ چرا شما به دلار حاکمیّت میدهید؟ چرا برای ریال رقیب را تقویت میکنید؟ یکی از وظایف عمده‌ی ما این است که ما رقیب ریال را در داخل تقویت نکنیم.

آمریکایی‌ها یک روزی ــ چهل پنجاه سال قبل ــ برای اینکه دلار را در داخل کشورشان تقویت کنند، طلا را که رقیب دلار بود، با قیمت بالایی از مردم خریدند و جمع کردند برای اینکه طلا در دست مردم نباشد، برای اینکه دلار در داخل آمریکا شخصیّت پیدا کند؛ [امّا] ما برای ریالِ خودمان مدام رقیب درست میکنیم! واقعاً یکی از گرفتاری‌های کشور ما مسئله‌ی آویزان شدن بخشهای مختلف اقتصاد ما به دلار است. من در مشهد گفتم؛[۲۰] بعضی از کشورها خودشان را از دلار جدا کردند و معاملاتشان را از طریق دیگری [انجام میدهند]؛ حتّی اینها را از سوئیفت[۲۱] خارج کرده بودند، اینها ارتباطاتشان را با سوئیفت هم قطع کردند ــ آنها هم قطع کرده بودند، اینها هم قطع کردند ــ وضعشان بهتر شد؛ الان کشورهایی هستند که وضعشان بهتر شده. بنابراین، شرکتِ بزرگِ متعلّق به دولت مشخّص بکند که مثلاً امسال که سیاست، مهار تورّم است، نقش او در مهار تورّم چیست؛ در این جهت، چه نقشی ایفا میکند و چه کاری انجام میدهد و راهبرد کلان اقتصاد کشور را چگونه رفتار میکند. این مربوط به مدیران شرکتهای دولتی و بخش خصوصی است که گفتیم واقعاً‌ از مدیران خوب، مدیرانی که در دوران سخت کمک کردند به وضع اقتصاد کشور، باید حمایت بشود. متقابلاً کسانی هم هستند که در نظام پولی کشور و در نظام مالی کشور نقش مخرّب داشتند؛ با اینها هم بایستی بی‌رودربایستی برخورد بشود. بعضی از مؤسّسات اعتباری ناسالم، بعضی از بانک‌های خصوصی، ملک بخرند، زمین بخرند، اضافه‌برداشت از بانک مرکزی انجام بدهند که خودش موجب تورّم و موجب مشکلات گوناگون است؛ بایستی با اینها برخورد بشود.

نکته‌ی بعدی که این هم خیلی لازم است، قدرت پیش‌بینی نظام برنامه‌ریزی است. ما گاهی کمبودهایی در بعضی از کالاهای مورد نیاز پیدا میکنیم؛ این را بایستی ما در برنامه‌ریزی بتوانیم پیش‌بینی کنیم؛ یعنی دستگاه برنامه‌ریزی اقتصادی کشور ــ آن دستگاه مسئول ــ قدرت پیش‌بینی داشته باشد که ممکن است یک چنین کمبودی پیش بیاید. اگر پیش‌بینی نکنیم، در نقطه‌ی بحرانی ناگهان مواجه میشویم با این کمبود؛ آن‌وقت چه کار میکنیم؟ دستپاچه و عجولانه آن جنس را از خارج وارد میکنیم، کمر تولید داخلی را میشکنیم؛ اگر این قدرتِ پیش‌بینی نباشد، [یک وضعِ] این‌جوری پیش می‌آید. این هم خیلی مهم است. نباید گذاشت کمبودها در هر بخشی حالت بحرانی پیدا کند؛ باید به مجرّد احساس کمبود ــ حالا مثلاً در مورد گوشت، مرغ، برنج یا هر چیز دیگری ــ که احساس شد که ممکن است کمبود به وجود بیاید، قبلاً از امکانات مردم و از ظرفیّتهای عمومیِ مردم استفاده بشود و میتوان استفاده کرد و ظرفیّتها را برای حلّ مسئله بسیج کنند و نگذارند کار به نقطه‌ی [بحرانی] برسد.

یک نکته‌ی دیگری که اینجا من عرض میکنم این است که برخی از اقدامات کلیدی هست که اقتصاد را رشد میدهد، یعنی بعضاً حتّی موجب جهش اقتصاد میشود؛ اینها را دستگاه‌های مسئول بگردند پیدا کنند. من حالا دو سه مثال به نظرم رسید و یادداشت کردم.

یکی مسئله‌ی این اقتصادِ دریاپایه است که حالا اخیراً به ما هم گزارش میدهند و مکرّر پیشنهاد میکنند؛ درست است. دریا مرکز برکت است، ما هم از لحاظ دریا خوشبختانه دستمان باز است؛ در جنوب کشور و در شمال کشور دریا داریم. اقتصادهای متّکی به دریا خیلی اقتصادهای بابرکتی است؛ یکی این است؛ به این توجّه کنیم. لوازمی دارد [که باید] به آن لوازم ملتزم بشویم، دنبال کنیم، پیگیری کنیم.

یکی همین مسئله‌ی مسیر شمال ـ جنوب است که مدّتها است در کشور صحبتش هست و درست است؛ این باید انجام بگیرد. الان در کشورها یک رقابتی به وجود آمده برای اینکه مسیرهای تجارت بین‌المللی را از داخل خودشان [عبور دهند]. این کشور میخواهد از داخل خودش این مسیر را انجام بدهد، آن کشور میخواهد از داخل خودش. ما جای حسّاسی قرار داریم؛ جای ما از لحاظ جغرافیایی خیلی حسّاس است؛ یعنی در این منطقه شاید هیچ کشوری نباشد که یک ‌چنین موقعیّت ممتازی داشته باشد. موقعیّت ما ممتاز است. این مسیر شمال ـ جنوب را [توسعه بدهیم]؛ البتّه مسیرهای دیگر هم هست [مانند] شرق و غرب، [ولی] مهم‌ترینش این است. مسیر شمال ـ جنوب را دنبال کنیم که داوطلب هم دارد؛ از دولتهای خارجی کسانی هم هستند که میتوانند در این زمینه همکاری کنند؛ این را دنبال کنید. هم یک مسئله است؛ یا اقتصاد دریا.

یکی مسئله‌ی احیای معادن است که حالا آقای رئیس‌جمهور گفتند که در مورد معدن این کارها انجام گرفته[۲۲] که من البتّه اطّلاعی نداشتم؛ خب این خیلی خوب است، این واقعاً مژده است. ما از لحاظ معدن خیلی غنی هستیم. من یک وقتی اینجا در همین جلسه‌ی کارگزاران، سالها پیش از روی آمار ــ آماری که به بنده داده بودند و آمار دقیقی هم بود ــ گفتم ما یک‌صدمِ جمعیّت جهانیم، معادن حسّاس ما غالباً بیش از یک‌صدم است؛ دوصدم، سه‌صدم، پنج‌صدم و مانند اینها؛[۲۳] یعنی از لحاظ معدن ما خیلی غنی هستیم؛ از تنوّع معدن و حجم معادن و حجم این قبیل چیزها. این مسئله‌ی معدن.

امّا مسئله‌ی مسکن همین جور است. مسکن یکی از فعّالیّتهای کارآفرین و ثروت‌آفرین برای کشور است. حالا، غرض [اینکه] اینها هم مورد توجّه باید قرار بگیرد. در دولت خوشبختانه افرادی که فهم اقتصادی‌شان، دانش اقتصادی‌شان خیلی خوب است و ما از آنها واقعاً باید استفاده کنیم و بشنویم و یاد بگیریم زیادند؛ افراد زیادی هستند که حالا گاهی کارشناس‌هایشان به ما گزارشهایی هم میدهند؛ کارشناس‌های دیگر [هم همین طور]، ما هم یک چیزهایی را [عرض] میکنیم. اینهایی که عرض کردیم، آن دقّتهایی است که بایستی انجام بگیرد. این راجع به مسئله‌ی اقتصاد است.

دو سه مسئله‌ی دیگر هست که من بایستی سریع عرض بکنم. مسئله‌ی اوّل، مسئله‌ی تحوّلات جهانی است. بنده مدّتی قبل گفتم که دنیا در معرض یک تحوّل سیاسی مهم است؛[۲۴] یعنی وضع نظم جهانی در حال تغییر است که خب حالا این حرف دارد از جاهای مختلف شنیده میشود، تکرار میشود. من امروز میخواهم عرض بکنم که این تحوّل جهانی خوشبختانه در جهت تضعیف جبهه‌ی دشمنان جمهوری اسلامی است؛ این چیز مهمّی است. اوّلاً تحوّلات خیلی سریع دارد انجام میگیرد؛ خیلی باسرعت؛ ثانیاً با همین خصوصیّتی که گفتم، [یعنی] در جهت تضعیف آن جبهه است؛ این تحوّلات تا کنون این‌جوری است. خب این چه چیزی را اقتضا میکند؟ اقتضا میکند که ما در مسئله‌ی سیاست خارجی، ابتکاراتمان را افزایش بدهیم؛ ابتکار و تحرّک و فعّالیّت و مانند اینها را باید افزایش بدهیم و از فرصت استفاده کنیم.

حالا من گفتم جبهه‌ی مقابل ما در این نظم دارد تضعیف میشود که نمونه‌هایی [دارد] که حالا عرض میکنم. خب یکی از مهم‌ترین مخالفین ما در سطحِ دنیا دولت آمریکا است دیگر. آمریکای اوباما از آمریکای بوش ضعیف‌تر بود؛ آمریکای ترامپ از آمریکای اوباما ضعیف‌تر بود؛ آمریکای این آقا[۲۵] از آمریکای ترامپ ضعیف‌‌تر است. چطور میگوییم ضعیف است؟

اوّلاً در داخل آمریکا یک دوقطبی‌ای، دو سه سال پیش سر انتخابات به وجود آمد؛[۲۶] این دوقطبی هنوز به حال خودش با شدّت باقی است؛ این ضعف است دیگر! این خیلی مهم است. در این انتخاباتِ اخیرِ چند ماه پیشِ کنگره‌شان هم مشخّص شد که این دوقطبی با شدّت هنوز وجود دارد.

آمریکا بحران سیاسیِ رژیم صهیونیستی را ــ که برایش خیلی مهم است ــ نتوانسته حل کند؛ این ضعف آمریکا است. رژیم صهیونیستی برای آمریکا خیلی مهم است. می‌بینید که رژیم صهیونیستی هم در چه وضعی است، که حالا بعداً من هم اشاره میکنم؛ آمریکا نتوانسته این را حل کند.

آمریکا اعلام کرد که میخواهد یک جبهه‌ی متّحد عربی ضدّ ایران، ضدّ جمهوری اسلامی به وجود بیاورد تا در برابر ایران متّحد عمل کنند؛ امروز عکس آنچه آنها میخواستند دارد اتّفاق می‌افتد و ارتباطات مجموعه‌ی عربی با ایران رو به افزایش است.

آمریکا با فشار تحریم میخواست مسئله‌ی هسته‌ای را طبق برنامه‌ی خودش به پایان برساند، نتوانست؛ این ضعف آمریکا است. خیلی تلاش کرد ــ هیاهو کرد [از طریق] رسانه، غیر رسانه؛ سیاست، تحریم، غیره ــ [ولی] قادر نشد، نتوانست مسئله‌ی هسته‌ای را طبق برنامه‌ی خودش حل کند.

آمریکا جنگ اوکراین را راه انداخت ــ که حالا این ادّعای بنده است، دلایل متعدّدی هم [برایش] وجود دارد، کسان زیادی هم در دنیا به همین معتقدند؛ البتّه خود آمریکایی‌ها قبول نمیکنند، امّا آنها جنگ اوکراین را راه انداختند ــ [لکن] الان این جنگ موجب شده است که بین متّحدین اروپایی آمریکا و آمریکا بتدریج فاصله بیفتد و فاصله زیاد بشود. چون کتکش را اروپایی‌ها دارند میخورند، آمریکا سودش را میبَرد؛ این فاصله به وجود آورده؛ این ضعف آمریکا است.

آمریکا، آمریکای لاتین را حیاط خلوت خودش میداند، [امّا] الان در کشورهای متعدّدِ آمریکای لاتین، دولتهای ضدّآمریکایی دارند سر کار می‌آیند. آمریکا میخواست ونزوئلا را کُن فَیکون کند؛ دولت هم معیّن کردند به جای این دولت کنونی ونزوئلا که مخالف آمریکا است، یک رئیس‌جمهور جعلی هم درست کردند، لشکر هم به او دادند، پول هم به او دادند، سلاح هم به او دادند، دو سه سال هم کشمکش به وجود آوردند، آخرش نتوانستند؛ اینها همه نشانه‌ی ضعف است.

دلار در دنیا رو به ضعف است؛ کشورهای زیادی هستند که معاملات دلاری خودشان را دارند به پولهای ملّی یا ارزهای دیگر تبدیل میکنند؛ اینها همه‌ نشانه‌های ضعف است. اینکه میگوییم جبهه‌ی ضدّاسلامی ضعیف شده [دلیلش اینها است]. پس آمریکا که در واقع در رأس دشمنی با جمهوری اسلامی است، اینها نشانه‌های ضعف او است. نشانه‌های دیگری هم وجود دارد که دیگر حالا [میگذرم].

و امّا رژیم صهیونیستی ــ که او هم دشمن دیگر ما است ــ در عمر هفتادوپنج‌ساله‌ی خودش هرگز گرفتاری‌های هولناکی مثل امروز نداشته. اوّلاً «تزلزل سیاسی»؛ در چهار سال، چهار نخست‌وزیر عوض کردند؛ ائتلافهای حزبی هنوز درست شکل نگرفته متلاشی میشوند. ائتلاف درست میکنند، بعد از مدّت کوتاهی، ائتلاف متلاشی میشود. حزبهایی که از قبل تشکیل شده‌اند یا دارند تشکیل میشوند، بتدریج دچار انحلال میشوند، منحل میشوند؛ یعنی آن‌قدر ضعیف میشوند که مثل انحلال است. دوقطبی شدیدی در سرتاسر رژیم جعلی وجود دارد؛ [اگر] الان ملاحظه کنید ــ بحث فلسطینی‌ها جدا است ــ بین خودشان دو قطبی است؛ این تظاهراتِ صدهزار نفری و دویست‌هزار نفری و بیشتر در تل‌آویو و در شهرهای مختلف دیگر، نشانه‌ی این است. حالا چهارتا موشک هم ممکن است به یک جایی بزند، [ولی] اینها جبران نمیکند آن قضیّه را. به معنای واقعی کلمه دچار ضعف و تزلزل سیاسی است. اعلام شده که بزودی تعداد کسانی که از اسرائیل دارند خارج میشوند، یهودی‌هایی که خارج میشوند، به دو میلیون [نفر] میرسد. این را اعلان کردند؛ یعنی گفته‌اند در آینده‌ی نزدیکی، حدود دو میلیون از [مناطق اشغالیِ] رژیم صهیونیستی خارج میشوند. مقامات خودشان به طور مرتّب و پی‌درپی هشدار میدهند که فروپاشی نزدیک است؛ رئیس‌جمهورشان میگوید، نخست‌وزیر سابقشان میگوید، رئیس امنیّت [ملّی]شان میگوید، وزیر دفاعشان [میگوید]؛ همه‌ی آنها میگویند که فروپاشی ما نزدیک است؛ ما به هشتاد سالگی نمیرسیم. ما گفتیم «بیست‌وپنج‌سالگی را نمی‌بینید»،[۲۷] خودشان عجله کردند، زودتر میخواهند [از بین بروند]!

قدرت گروه‌های فلسطینی در مقایسه‌ی با گذشته نمیشود گفت چند برابر، [بلکه] شاید ده‌ها برابر شده. یک گزارشی به ما رسید که فلسطینی‌ها در سرزمین‌های اشغالی، در یک ۲۴ ساعت، ۲۷ عملیّات انجام دادند؛ در همه جای فلسطین؛ در قدس، در سرزمین‌های کرانه‌ی غربی، در سرزمین‌های ۴۷،[۲۸] در همه جا فعّالیّت میکنند. آن فلسطین اسلو ــ که یادتان هست که یاسر عرفات و دیگران در قرارداد اسلو[۲۹] چه افتضاحی برای فلسطین درست کردند ــ رسیده به عرین‌الاُسود،[۳۰] فلسطینِ «اُسود»، [یعنی] شیرها! این‌قدر تفاوت پیدا کرده. حرکت فلسطینی‌ها این‌[جوری] است. خب، متقابلاً اینها که ضعیف شدند، جبهه‌ی مقاومت بحمدالله رو به قدرت است که نمونه‌اش هم همین [گروه‌های] فلسطینی‌ است که عرض کردم. این یک مطلبی بود که خواستیم عرض کنیم.

موضوع بعدی، توطئه‌ی دشمنان برای داخل کشور ما است؛ توطئه‌هایی بوده، توطئه‌هایی هم خواهد بود. در اغتشاشات پاییز گذشته، اینها مسئله‌ی زن را بهانه کردند، هیاهو راه انداختند؛ پشت قضیّه هم دستگاه‌های جاسوسی دشمنها بودند، [یعنی] دولتهای غربی؛ آن کشورهایی که خودشان در مسئله‌ی زن بشدّت متّهمند. اخیراً اعلام کردند در فلان کشور اروپایی پلیس گفته که زنها، شبها تنها به خیابان نروند، با مرد بروند! یعنی برای زن امنیّت وجود ندارد. در بعضی از مراکز و اردوهایی که زن و مرد آنجا هستند، زنها نیمه‌شب برای دستشویی جرئت نمیکنند بروند. در نیروهای نظامی‌شان یک جور، در کوچه و بازارشان یک جور. آن‌وقت در قضیّه‌ی زن، اینها به جمهوری اسلامی که برترین شأن را برای زن قائل است ایراد میگیرند و خط و نشان میکشند و حرف میزنند!

در کشور اروپایی، زن مسلمان چادری را در دادگاه، جلوی چشم پلیس و جلوی چشم دادگاه کشتند! جلوی چشم اینها. زن را ضربه زده بودند، شکایت کرده بود به دادگاه، دادگاه تشکیل شد، در خود دادگاه، همان ضارب قبلی آمد زد و زن از دنیا رفت و شهید شد! اینها با زن این‌جوری رفتار میکنند. یک عدّه‌ای هم در داخل فریب [خوردند] ــ به نظر بنده اغلب فریب خوردند ــ به تبعِ دشمنِ خارجی و افرادِ خائنِ خارج‌نشین که آنها تحریک میکردند، شعار آزادی زن را دادند. اینجا هم هوچیگری کردند؛ مثل خیلی از موارد دیگر، به جای استدلال منطقی و حرف صحیح و متین که بشود گوش داد، بشود جواب داد، بشود حرف زد، هوچیگری کردند.

خب، مسئله‌ی خانمها که فقط پوشش نیست؛ زن مسئله‌ی تحصیل دارد، مسئله‌ی اشتغال دارد، مسئله‌ی ازدواج دارد، مسئله‌ی فعّالیّت سیاسی دارد، مسئله‌ی حضور در مسائل اجتماعی دارد، مسئله‌ی حضور در مدیریّتهای بالای دولتی دارد؛ اینها همه مسائل زن است. در کدام [یک] از اینها در کشور آزادی وجود ندارد؟ جمهوری اسلامی در کدام یک از این موارد در کار زنها دخالت کرده و جلوی آزادی‌شان را گرفته؟ این‌همه دختر محصّل، این‌همه دختر دانشجو، این‌همه زنِ دارای مشاغل بالای دولتی، این‌همه خانمهای تشکیل‌دهنده‌ی اجتماعات بزرگ، این حضور فعّال زنها در اجتماعات مؤثّر دوران مبارزات، قبل از پیروزی انقلاب، بعد از پیروزی انقلاب، در جنگ، در پشت جبهه، تا امروز در تظاهرات، در راه‌پیمایی‌ها، در بیست‌ودوّم بهمن، در روز قدس؛ زن در کجای دنیا این‌همه فعّالیّت انجام میدهد که زنان ایرانی و بانوان ایرانی با افتخار و سربلندی دارند انجام میدهند؟

در مسئله‌ی پوشش، خب بله، مسئله‌ی حجاب محدودیّتِ شرعی و قانونی است؛ آنجا محدودیّتِ دولتی نیست، قانونی است و شرعی است؛ کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند؛ من میدانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزه‌ی با حجاب است. جاسوسهای دشمن، دستگاه‌های جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند. اگر بدانند، حتماً نمیکنند. به هر حال، این مسئله قطعاً حل خواهد شد. امام، در اوّلین هفته‌های انقلاب، مسئله‌ی حجاب را الزاماً و قاطعاً بیان کردند؛[۳۱] جزو کارهای اوایلِ امامِ راحل (رضوان الله علیه) این بود. حالا هم حل خواهد شد ان‌شاءالله. منتها همه توجّه داشته باشند که دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم؛ کارهای بی‌قاعده و بدون برنامه نباید انجام بگیرد. مسئولین برنامه داشته باشند و دارند؛ ان‌شاء‌الله این کار با برنامه دنبال بشود. این هم یک مسئله.

مسئله‌ی دیگر ــ شاید مسئله‌ی آخر یا قبل از آخر ــ انتخابات آخر سال است.[۳۲] این انتخابات خیلی مهم است. انتخابات میتواند مظهر قوّت ملّی باشد. اگر انتخابات درست برگزار نشود، ضعف کشور و ضعف ملّت را نشان میدهد؛ ضعف دولت را، ضعف مسئولین را، ضعف آحاد مردم را و ضعف کشور را نشان میدهد. هر چه ما ضعیف بشویم، تهاجم و فشار دشمنان ما بیشتر خواهد شد. اگر میخواهید جلوی فشار دشمن گرفته بشود، باید قوی بشویم. یکی از ابزارهای مهمّ قوّتِ کشور همین انتخابات است. مسئولانی که مرتبط هستند از همین حالا ــ البتّه میدانم که دنبال کرده‌اند ــ راهبرد مشارکت را، راهبرد امنیّت انتخابات را، راهبرد سلامت انتخابات را، راهبرد رقابت انتخابات را مشخّص کنند؛ انتخابات خوبِ سالمِ با مشارکت بالایی ان‌شاء‌الله در آخر سال داشته باشیم.

آخرین مسئله هم مسئله‌ی رسانه است که مهم است. من بارها درباره‌ی رسانه صحبت کرده‌ام، باز هم عرض میکنم. باید سیاه‌نمایی‌های دشمن، تخریبهای دشمن، توطئه‌ها علیه اقتدار کشور که به وسیله‌ی دشمن در فضای مجازی و مانند اینها صورت میگیرد، باید افشا بشود؛ این به عهده‌ی رسانه است. خب، رسانه‌ی ملّی بحمدالله دست افراد مؤمن و پُرانگیزه است؛ تلاش کنند که تلاش دشمن در این باره را خنثی کنند.

پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، آنچه را گفتیم و شنیدیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده. پروردگارا! ما را به آنچه معتقدیم و بر زبان جاری میکنیم، عامل و وفادار قرار بده؛ ملّت ایران را سربلند کن؛ ملّت ایران را بر دشمنانش پیروز کن؛ مسئولین مؤمن و پُرانگیزه و وفادار را توفیق و تأیید عطا بفرما. پروردگارا! در این ماه، توفیق ذکر به همه‌ی ما عنایت کن؛ توفیق کار خیر و احسان به مردم، به همه‌ی ما عنایت بفرما؛ ما را مصداق «اِنَّ اللَهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالاِحسَان»[۳۳] قرار بده. پروردگارا! توفیق تلاوت قرآن، تدبّر در قرآن، استفاده‌ی از قرآن و استضائه‌ی[۳۴] از قرآن، به همه‌ی ما عنایت کن؛ امام بزرگوار را با اولیائش محشور کن؛ او را از ما راضی کن؛ قلب مقدّس ولیّ‌عصر را از ما راضی کن؛ ما را جزو جنود ولیّت قرار بده؛ شهدای عزیز ما را با شهدای کربلا محشور بفرما.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

مراکز مورد حمله اسراییل

حمله به اسرائیل را واکنشی به کشته شدن اسماعیل هنیه، رهبر حماس در خاک خود، کشته شدن حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان و عباس نیلفروشان، از فرماندهان سپاه قدس خوانده است.

به گفته اسرائیل حدود ۱۸۰ موشک ایرانی وارد حریم هوایی این کشور شدند. این در حالی است که احتمالا شماری از موشک‌های شلیک‌شده از طرف ایران پیش از رسیدن به اسرائیل از سوی کشورهای دیگر سرنگون شدند.

Close advertising

حمله موشکی ایران اکنون این پرسش را پدید آورده است که پاسخ اسرائیل چگونه خواهد بود. این در حالی است که تهران تاکید کرده است که در صورت واکنش اسرائیل پاسخی «کوبنده‌تر» خواهد داد. به این ترتیب ممکن است دو کشور وارد چرخه‌ای از حملات هوایی و موشکی به خاک یکدیگر شوند.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

اسرائیل ممکن است چه نقاطی از خاک ایران را مورد هدف قرار دهد؟

یکی از محتمل‌ترین گزینه‌های اسرائیل برای حمله به خاک ایران می‌تواند مراکزی باشد که سه‌شنبه شب موشک‌ها از آنها به سوی اسرائیل پرتاب شد. اسرائیل همچنین ممکن است بخواهد شماری از فرماندهان و نیروهایی را که در این حمله نقش داشتند نیز مورد هدف قرار دهد.

بررسی واکنش‌های مقام‌ها و رسانه‌های اسرائیلی نشان می‌دهد که پاسخ این کشور به حمله اخیر ایران شدیدتر از واکنشی خواهد بود که اسرائیل ماه آوریل گذشته به حمله‌ای مشابه نشان داد.

از سوی دیگر اسرائیل ممکن است از فرصت پیش‌آمده برای هدف گرفتن برنامه هسته‌ای ایران استفاده کند. ارتش اسرائیل ماه آوریل در واکنش به حمله پهپادی و موشکی ایران به سامانه پدافند هوایی ایران در یکی از مراکز هسته‌ای حمله کرد.

با این حال احتمال اینکه با حمله به مراکز هسته‌ای دو طرف وارد چرخه طولانی‌تری از درگیری شوند بیشتر است. در این میان میزان فشارهایی که متحدان اسرائیل به این کشور خواهند آورد نیز اهمیت خواهد داشت. متحدان غربی اسرائیل احتمالا تلاش خواهند کرد تا رهبران اسرائیل را متقاعد کنند که واکنشی متناسب با حمله صورت گرفته نشان دهند.

دولت آمریکا به عنوان نزدیک‌ترین متحد اسرائیل در شرایط کنونی و در حالی که تنها حدود یک ماه به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده باقی مانده است در تلاش است تا از شدت تنش‌ها و گسترش درگیری‌ها در منطقه جلوگیری کند.

این در حالی است که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل گفته است که تهران مرتکب «اشتباهی بزرگ» شده و بابت حمله خود «تاوان» پس خواهد داد.

Related

  • در شب حمله ایران به اسرائیل چه اتفاقاتی افتاد؟

آیا رهبر و دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی نیز ممکن است مورد هدف قرار گیرند؟

اسرائیل ممکن است بخواهد سناریوی هفته‌های اخیر در جنگ با حزب‌الله را در درگیری با ایران نیز پیاده کند. به این معنا که فرماندهان سپاه قدس و دیگر فرماندهان سپاه نیز در جریان درگیری‌ها بین دو طرف مورد هدف قرار گیرند. با این حال احتمال حمله به قصد کشتن فرماندهانی که در حمله موشکی سه‌شنبه نقش داشتند بیشتر به نظر می‌رسد.

مقام‌های جمهوری اسلامی پس از ترور حسن نصرالله و عملیات سه‌شنبه شب به خبرگزاری رویترز گفته بودند که علی خامنه‌ای به مکانی امن منتقل شده است. با این حال رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه در جلسه‌ای که در حسینیه امام خمینی، محل معمول سخنرانی‌های علی خامنه‌ای برگزار شده بود، شرکت کرد.

از سوی دیگر برخی گزارش‌های تائیدنشده حکایت از این دارد که رهبر جمهوری اسلامی قرار است روز جمعه اقامه نماز جمعه تهران را برعهده بگیرد.

اسرائیل اگر بخواهد سناریویی مشابه درگیری با حزب‌الله را در ایران پیاده کند ممکن است در اقدامی کم‌سابقه علی خامنه‌ای را به عنوان فرمانده کل قوا در ایران نیز هدف بگیرد. با این حال باید توجه داشت که هدف گرفتن رهبر گروهی که از نظر اسرائیل «تروریستی» محسوب می‌شود با هدف گرفتن شخصیت اول حکومت یک کشور دیگر تبعات متفاوتی خواهد داشت.

جنگنده «اف ۱۶» اسرائیل

جنگنده «اف ۱۶» اسرائیلAP Photoآکسیوس در گزارشی نوشته است که اسرائیل واکنشی گسترده به حمله موشکی ایران نشان خواهد داد. بنا به همین گزارش صنعت نفت ایران، سامانه‌های دفاع هوایی و دیگر محل‌های راهبردی از محتمل‌ترین گزینه‌های اسرائیل برای حمله به خاک ایران هستند. آکسیوس با این حال احتمال حمله به شخصیت‌های «کلیدی» جمهوری اسلامی را نیز ممکن دانسته است.آگهیطبق این گزارش اسرائیل در صورتی که ایران در پی واکنش اسرائيل بخواهد باز حمله‌ای به خاک اسرائیل انجام دهد ممکن است همه گزینه‌های روی میز از جمله حمله به مراکز هسته‌ای را مدنظر قرار دهد.در این میان ممکن است ایران با توجه به درگیری اسرائیل در جبهه‌های مختلف از جمله نوار غزه، جنوب لبنان و نیروهای حوثی یمن اینگونه حساب کرده است که اسرائیل وارد جنگی تمام عیار با تهران نخواهد شد.تاسیسات جزیره خارک در برخی از گزارش‌های غیررسمی به عنوان یکی از اهداف اسرائیل برای آسیب زدن به صنعت نفت ایران مطرح شده است. گفته می‌شود که حدود ۹۶ درصد از نفت ایران از این جزیره به خارج صادر می‌شود.آن دسته از پالایشگاه‌های ایران که در تولید بنزین نقش دارند نیز ممکن است از سوی اسرائیل هدف قرار بگیرند. مقام‌های اسرائیل احتمالا اینگونه حساب خواهند کرد که ایران در بخش تولید بنزین آسیب‌پذیری بیشتری دارد.«برنامه دور از انتظار» و پاسخ «کوبنده»؛ لحن تهدیدآمیز مقام‌های ایران پس از حمله به اسرائیلا ین در حالی است که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران روز چهارشنبه در سخنانی تهدیدآمیز گفت اسرائیل «ممکن است به فکر تکرار خطاهای پیشین خود و تعرض به خاک مقدس ایران بیفتد، اما باید این را بداند که ما خود را برای این دیوانگی احتمالی او آماده کرده‌ایم و برنامه دور از انتظاری طراحی کرده‌ایم و پاسخ بعدی ما به تجاوزهای احتمالی در سطحی بسیار متفاوت صورت خواهد گرفت.»مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران نیز روز چهارشنبه در جلسه هیات دولت گفت مقام‌های اسرائیل اگر «خطایی مرتکب شوند، پاسخی به مراتب کوبنده‌تر دریافت خواهند کرد.

دوگانه امنیت و معیشت

کد خبر: ۵۴۷۰۰۷

۱۳:۵۷ - ۱۳ مهر ۱۳۹۵

باشگاه دانشجویان/

دوگانه امنیت و اقتدار یا معیشت؟

فارغ از آنکه نتیجه آن اعتماد چه شد و آیا چرخ سانتریفیوژ همچنان می‌چرخد و یا چرخ کارخانه‌ها و زندگی مردم به حرکت درآمده یا کندتر شده است، شواهد نشان می‌دهد دولت و جریان پشت آن در تلاش برای ایجاد دوقطبی جدیدی در انتخابات پیش رو بر محور جبهه مقاومت و اقتدار-معیشت هستند.

اخبار دانشگاهی را از «کانال اخبار دانشگاهی SNN.ir» دنبال کنید

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، یادداشت دانشجویی؛ * حضور برخی نامزدهایی که سابقه عملکرد آنها به موضوع هسته ای گره خورده بود در رقابت انتخابات ٩٢ و نیز فشار اقتصادی حاکم بر جامعه در نتیجه تحریم های هسته ای -و البته غیرهسته ای- فضای انتخابات کشور را تا حدود زیادی به سمت رویکرد نامزدها در موضوع هسته ای سوق داد. در این بین اظهارات و نوع تبلیغات برخی از نامزدها مباحث انتخابات را بیش از پیش به این موضوع محدود کرد تا جایی که دو قطبی ای با محوریت هسته ای-معیشت رفته رفته تکمیل شد. البته نامزد پیروز این دوقطبی در تبلیغاتش ضرورت حفظ فناوری هسته ای را نفی نکرد و با شعار «چرخش سانتریفیوژها در کنار چرخش چرخ کارخانه ها یا چرخ زندگی مردم» موضوع معیشت را در کنار موضوع هسته ای قرار داد و با توجه به مشکلات معیشتی و اقتصادی کشور توانست با وعده هایی اعتماد مردم را به دست آورد.


فارغ از آنکه نتیجه آن اعتماد چه شد و آیا چرخ سانتریفیوژ همچنان می چرخد و یا چرخ کارخانه ها و زندگی مردم به حرکت درآمده یا کندتر شده است، شواهد نشان می دهد دولت و جریان پشت آن در تلاش برای ایجاد دوقطبی جدیدی در انتخابات پیش رو بر محور جبهه مقاومت و اقتدار-معیشت هستند.


مدت ها پیش بود که اصلاح طلبان و جریان های حامی دولت بدون هیچ دلیلی از سردار سلیمانی به عنوان گزینه احتمالی انتخابات ٩۶ نام بردند. هرچند این ترفند با بی توجهی سردار سلیمانی و اطرافیان او بی نتیجه ماند؛ اما به نظر می آید تلاش نافرجامی برای وسوسه وی یا اطرافیان ایشان که به مجموعه سپاه مرتبط هستند، برای حضور در انتخابات بوده است تا دو قطبی جبهه مقاومت و اقتدار-معیشت با حضور یک نماینده از سپاه و جبهه مقاومت قطعی شود.


پس از شکست این پروژه جریان غربگرا که به تدریج در حال اجرایی کردن خواسته های غرب در کشور است و «انقلاب زدایی» و «انقلابی زدایی» از جمهوری اسلامی را در دستور کار دارد، با انعقاد و اجرای پنهانی قرارداد با کارگروه اقدام مالی موسوم به FATF دو راهبرد را در پیش گرفت:


١- اگر موفق شدند این قرارداد مملو از فرصت نفوذ را به جامعه و افکار عمومی و نهادهای قانونی ای چون مجلس و شورای امنیت ملی تحمیل کنند که بدون زد و خورد انتخاباتی یکی از اساسی ترین شروط آمریکا را برای انجام تعهدات خود در برجام، یعنی قطع حمایت مالی از جبهه مقاومت توسط ایران و تضعیف و تحریم نهادهای انقلابی و دفاعی ای چون سپاه و وزارت دفاع، عملی کرده اند و می توانند منتظر انجام تعهدات آمریکا و کمک آنها در آستانه انتخابات باشند. شاهد این مدعا که آنها به دنبال تحمیل این توافق به نهادهای انقلابی هستند گفته های مجید تخت روانچی است که گفته بود در صورت تصویب توافق با FATF در شورای امنیت همه ارگان ها باید به آن عمل کنند.


٢- اما اگر افکار عمومی هوشیار ایران و نهادهای قانونی از این توافق ضد امنیت و اقتدار ملی جلوگیری به عمل آوردند، دولتی ها با پیوند زدن عدم تحقق وعده های دولت و برآورده نشدن تعهدات غرب به توافقات بین المللی ای چون FATF سعی خواهند کرد، برداشته نشدن تحریم ها و بهبود نیافتن وضع اقتصادی کشور را نتیجه رفتارهای نهادهای انقلابی ای چون سپاه و حضور ایران در منطقه نشان دهند و بدین وسیله پازل دوقطبی جبهه مقاومت و اقتدار-معیشت را کامل کنند؛ توجیه این القای ناجوانمردانه بیان این استدلال خواهد بود که بانک ها و شرکت های خارجی به دلیل نگرانی از وجود پولشویی در اقتصاد ایران و تامین مالی تروریسم با ایران همکاری نمی کنند؛ چرا که به تنبیه آنها به دلیل ورود به مبادلات و تجارت با ریسک پولشویی و تامین مالی تروریسم می انجامد.


بدین وسیله نهادهای انقلابی و نظامی و نیز حضور ایران در منطقه مقصر رفع نشدن تحریم ها و عدم بهبود وضع اقتصاد ایران معرفی می شوند و دوقطبی ذکر شده در انتخابات شکل می گیرد. مؤید این راهبرد صحبت های چند وقت پیش آقای هاشمی رفسنجانی است که نهادهای نظامی را مانع پیشرفت کشور دانسته بود و توصیه کرده بود نهادهای نظامی و تامین امنیت را کنار بگذاریم تا پیشرفت کنیم!


راهبرد اول راهبردی به مراتب خطرناک تر است؛ چراکه در صورت تحقق نه تنها نهادهای انقلابی و نظامی که محور اقتدار و امنیت کشورند، تضعیف می کند و راه دستیابی به اطلاعات سیستم بانکی و اقتصادی کشور را تماما برای طرف های غربی باز می گذارد، که ممکن است دولت را در رقابت انتخاباتی اش به دلیل برخی کمک های عوام فریبانه آمریکا به پیروزی برساند و این یعنی ادامه ماجرای استحاله انقلاب و تن دادن تدریجی به خواسته های آمریکا در دولت آینده که قطعا اقتصاد و مسیر پیشرفت کشور را نیز متضرر می کند.


راهبرد دوم در صورت شکست راهبرد اول، احتمالا در آستانه انتخابات با صریح تر شدن انتقاد از سپاه و جبهه مقاومت بروز خواهد کرد. صراحتی که در صحبت های نایب رئیس اصلاح طلب مجلس دیده شد و پزشکیان در گفتاری صریح اما عوامانه گفتند «سپاه برود با بانک های خودش کار کند!». همچنین ربط دادن عدم همکاری بانک ها و به تبع آن شرکت های خارجی با ایران به عدم پذیرش توافق با FATF و به حمایت مالی از جبهه مقاومت و وجود نهادهای انقلابی با شدت و وضوح بیشتری انجام خواهد شد. رویه ای که حتما دولت خطرش را به جان خریده است که بخواهد این گونه پل های پشت سرش را خراب کند.


جریان انقلابی تنها در صورتی می تواند در مقابل این دو راهبرد بایستد که اولا در مقطع فعلی با همراه کردن افکار عمومی به وسیله آگاهی دادن در مورد تبعات توافق با FATF و نیز بسیج کردن قوا و نهادها در مقابل این توافق بسیار خطرناک، از یک فاجعه ملی جلوگیری کند. ثانیا در مسیر انتخابات و برای خنثی کردن راهبرد دوم، ضرورت وجود نهادهای نظامی و انقلابی را به جامعه تفهیم کند که نه تنها مانع پیشرفت و بهبود وضع اقتصاد نیستند که تسهیل کننده آن هستند و نیز بانی امنیت کشور. همچنین جریان انقلابی باید این مسئله را به درستی تبیین کند که عدم تحقق وعده های آمریکا تنها به دلیل نقض عهد آن در برجام است که در برابر تعهدات هسته ای دولت -که نقدا دریافت کرده است- تعهدات اندک خود را نیز به موضوعاتی خارج از برجام ارتباط داده است و با وعده های نسیه، بیش از نقد فعلی از دولت مطالبه می کند.


جریان انقلابی در این مقطع و در انتخابات پیش رو، بیش از هر زمانی به هوشمندی و انسجام نیاز دارد تا بتواند نقشه های پیچیده ای که با آن روبه رو است خنثی کند. از طرفی نامزدهای با مواضع انقلابی باید سعی کنند در دام دو قطبی دولت نیفتند و بدانند جامعه چه چیز را از آنها مطالبه می کند و آنها را در محورهای تبلیغاتیشان قرار دهند و آن چیزی نیست جز برنامه های مشخص اقتصادی برای تغییر وضع اقتصادی و معیشت مردم و نیز احیای عزت ملی.


مرتضی امین پور، دانشجو دانشگاه علوم پزشکی مازندران


انتشار یادداشت‌های دانشجویی به معنای تایید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.

همه کاره و هیچ کاره

همه‌کاره و هیچ کاره اصطلاحی در زبان فارسی به معنی کسی است که ظاهراً همه کاری را می‌تواند انجام دهد ولی در واقع کاری را به صورت تخصصی و دقیق بلد نیست.

همه‌کاره وهیچ‌کاره

دیدگاه فرهنگی

ویرایش

این اصطلاح در فرهنگ ایرانی غالباً به صورت منفی به کار می‌رود و حاکی از اتلاف وقت برای سرکشی به حرفه‌های مختلف و آموختن ناقص و کم سطح مطالب و مهارت‌ها است، حال آنکه مطلوب، متمرکز شدن روی یک زمینه یا زمینه‌های مرتبط و محدود است که شخص به فردی متبحر در یک شاخه خاص بدل شود.

دیدگاه دینی

ویرایش

به نظر می‌رسد که منابع اسلامی انسان عاقل را کسی می‌داند که بجای آن که فکر و وقت خود را تلف کند و از هر کاری، مقدار کمی یاد بگیرد، نیروی خود را صرف یادگیری و انجام یک کار کند؛ مثلاً در کتاب نهج البلاغه ذکر شده «من أوما الی متفاوت خذلته الحیل/ کسی که به کارهای پراکنده بپردازد، از یافتن راه حل صحیح برای آنها ناتوان می‌ماند».[۲]

در فرهنگ‌های دیگر

ویرایش

در فرهنگ انگولساکسون، این اصطلاح به صورت Jack of all trades به کار می‌رفته و در قدیم به معنی مثبت بوده، اما با گذشت زمان و اضافه شدن "master of none" معنی منفی و شبیه چیزی که در فارسی از آن اراده می‌شود به خود گرفته‌است

لقب چیست؟

توضیح داده «این میرزا محمد ۶۰،۵۰ ساله، باریک‌اندام، با ریش یک قبضه‌ای دو گوشه و زلف‌های پشت‌گوشی، تیپ طبیب‌های دوره و به‌حکیم دست‌خرجویده معروف بود. معلوم نبود بر اثر چه شیطنت یا غفلتی در بچگی الاغ دست راست او را جویده و در نتیجه انگشت‌های دست او از حرکت افتاده و این لقب برای او مانده بود که بعضی‌ها با دادن کسره به‌کلمه «دست» معنی را قلب می‌کردند. از این‌طرز تلفظ همچو برمی‌آمد که خدای نکرده حکیم‌باشی دست خر را جویده باشد و به‌همین مناسبت خود او به‌مناسبت منزلش که در پامنار و کوچه صدراعظم نوری بود لقب «پامناری» را بر این لقب ترجیح می‌داد.»

لقب‌گذاری در میان مردمان جامعه ایران کوچک و بزرگ نمی‌شناخت. اصلا مگر می‌شد کسی در ایران عصر قاجار زندگی کند اما لقب نداشته باشد؟! روایت این کارگزار خوشنام دولتی در دوره قاجار از یک پدر و پسر بیانگر همین مسأله است «پدر این سید به‌مناسبت این‌که وقتی معلم ولیعهد بوده است، به‌سید معلم معروف بود. ... پسر دیگر سیدمعلم موسوم به‌سید محسن بود که در گذر سرتخت، عطاری داشت و به‌مناسبت کوتاهی قدش در محل به‌او سیدکُپله می‌گفتند.»

رویکرد عربستان در توسعه روابط ایران و امریکا

کامران کرمی کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و پژوهشگر خاورمیانه مقدمه استقرار گفتمان عقلانیت و اعتدال در سیاست خارجی ایران و آثار آن در رویکرد بین‌المللی و منطقه‌ای تهران، فصل تازه‌ای را در روابط با آمریکا و عربستان سعودی نوید می‌دهد. روابطی که بیش از این همواره در سایه الگوهای رقابت و کشمکش سیر کرده است و در شرایط جدید خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازتعریف مولفه‌‌های آن دیده می‌شود. استقبال سعودی‌‌ها از تغییرات در ایران برآمده از شرایط متحول منطقه‌ای و روابط متقابل است. برخلاف تحلیل‌‌های موجود که توجه چندانی به ماهیت سیاستگذاری خارجی در دستگاه سیاست خارجی عربستان ندارند و معتقدند که ریاض از تنش با تهران سود می‌برد، استدلال نویسنده در این مقاله آن است که به دلایل عمدتا کارکردی که متاثر از محیط متحول پیرامونی در خاورمیانه است، الگوی عمدتا ثابت در سیاست خارجی عربستان واقع گرایی امنیت محور است و چندان متاثر از عوامل هویتی عمل نمی‌کند کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و پژوهشگر خاورمیانه مقدمه استقرار گفتمان عقلانیت و اعتدال در سیاست خارجی ایران و آثار آن در رویکرد بین‌المللی و منطقه‌ای تهران، فصل تازه‌ای را در روابط با آمریکا و عربستان سعودی نوید می‌دهد.

روابطی که بیش از این همواره در سایه الگوهای رقابت و کشمکش سیر کرده است و در شرایط جدید خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازتعریف مولفه‌‌های آن دیده می‌شود. استقبال سعودی‌‌ها از تغییرات در ایران برآمده از شرایط متحول منطقه‌ای و روابط متقابل است. برخلاف تحلیل‌‌های موجود که توجه چندانی به ماهیت سیاستگذاری خارجی در دستگاه سیاست خارجی عربستان ندارند و معتقدند که ریاض از تنش با تهران سود می‌برد، استدلال نویسنده در این مقاله آن است که به دلایل عمدتا کارکردی که متاثر از محیط متحول پیرامونی در خاورمیانه است، الگوی عمدتا ثابت در سیاست خارجی عربستان واقع گرایی امنیت محور است و چندان متاثر از عوامل هویتی عمل نمی‌کند. به این معنی که سیاست خارجی ریاض در بستری پیچیده عمل می‌کند و به صراحت نمی‌توان گفت که گشایش در روابط تهران و آمریکا به ضرر اعراب و در راس آنها عربستان است. در این مقاله تلاش می‌شود تا به تبیین مولفه‌‌های سیاست خارجی عربستان، بپردازیم و چشم‌انداز رویکرد منطقه‌ای این کشور را با توجه به روابط ایران و آمریکا ارزیابی کنیم.

رویکرد سیاست خارجی عربستان سعودی

برای بهره‌گیری از ابزارهایی چون دیپلماسی و حربه‌های اقتصادی، نظامی، فرهنگی و ایدئولوژیک در سیاست خارجی، باید بین اتخاذ تصمیمات و اجرای آن، ارتباطی منطقی وجود داشته باشد؛ به عبارت دیگر، چنانچه در فرآیند سیاستگذاری‌ها، ارزیابی درستی از عناصر تشکیل دهنده قدرت به عمل نیاید و واقعیت‌های محیط بین‌المللی که استراتژی‌ها در چارچوب آن بیان می‌شود، مورد توجه قرار نگیرد، هیچ گاه اهداف سیاست خارجی از قوه به فعل در نخواهد آمد و نمی‌توان کنش سیاست خارجی یک کشور را مورد سنجش قرار داد.

بدین منظور برای رسیدن به سنجش این موضوع که آیا عربستان نگران بهبود روابط ایران و آمریکا است، باید عوامل زیر مورد تحلیل قرار گیرد:

۱- بسترهای شکل‌گیری سیاست خارجی عربستان سعودی:

۱-۱- موقعیت ژئوپلتیک

۱-۲- ساختار سیاسی و تصمیم‌گیری نظام

۱-۳- نفت

۱-۴- ایدئولوژی

۱-۵- ملاحظات امنیتی

۲- اهداف سیاست خارجی عربستان سعودی:

۱-۲- تضمین امنیت داخلی و منطقه‌ای

۲-۲- نفوذ سیاسی در جهان عرب

۳-۲- مخالفت و تعدیل حرکت‌‌های رادیکالیستی

۴-۲- ترویج آیین وهابیت

۳- سطوح عملکرد سیاست خارجی عربستان سعودی:

۱-۳- سطح بین‌المللی که متاثر از اتحاد راهبردی عربستان با آمریکا و نقش عربستان به عنوان یک قدرت نفتی است.

۲-۳- سطح منطقه‌ای خاورمیانه که در آن عربستان در حال انجام یک بازی موازنه قوا در میان همسایگان است.

۳-۳- سطح شبه جزیره عربی که نقش همسایه مسلط را ایفا می‌کند.

با این دسته‌بندی مشخص می‌شود که سیاست خارجی عربستان تصویر پیچیده‌ای را ترسیم می‌کند که به صراحت نمی‌توان گفت عربستان له یا علیه یک موضوع عمل می‌کند. بدین معنی که عربستان به دلیل عوامل مختلف دارای نقشی چندگانه است و این چندگانگی باعث می‌شود تا عربستان در عین حال که می‌تواند منافع ملی را در چند سطح فراهم آورد، اما همزمان برخی تناقضات را نیز مدیریت کند. مجموعه این موارد باعث می‌شود تا رویه سیاست خارجی عربستان برخلاف ایران و آمریکا که تا حدودی واکنشی عمل می‌کنند، به طور طبیعی محتاط عمل نماید. سعودی‌‌ها می‌کوشند که میان فشارهای متعدد، مصالحه ایجاد کنند، اما وقتی مصالحه ناممکن شود، ناگزیر از انتخاب‌‌های صریح می‌شوند و این امر اصول راهنمای سیاست خارجی عربستان را آشکار می‌کند.

سعودی‌‌ها این مساله را به خوبی می‌دانند که مسائل متعددی در روابط ایران و آمریکا وجود دارد که تنها در بستر فراهم آمدن شرایط متعدد و آن هم در یک بازه زمانی طولانی قابل حل است، اما آنچه که تحت عنوان تنش زدایی در روابط ایران و آمریکا و در مساله هسته‌ای در حال شکل‌گیری است می‌تواند برای عربستان هم سودمند باشد؛ چراکه سعودی‌‌ها هنگامی که در برخورد با موضوع تحمیل موازنه قدرت و ملاحظات امنیتی رژیم قرار گیرند، سعی می‌کنند تا موضوع را به واسطه حمایت از بازیگر قدرتمندی که در عین حال تهدید آشکاری محسوب نمی‌شود، تعدیل کنند.

کاملا واضح است که ایران کنونی یک تهدید امنیتی مانند پادشاهان‌‌هاشمی عراق و اردن در دهه ۵۰، ناصر در دهه ۶۰، صدام در دهه ۹۰ و القاعده در سال‌های آغازین قرن ۲۱ نیست، بلکه یک رقیب منطقه‌ای است که در پاره‌ای زمان‌ها موازنه قدرت در سطح منطقه را به ضرر عربستان برهم می‌زند. رقیبی که در حوزه‌‌هایی چون عراق، لبنان، فلسطین و بحرین دارای ملاحظات خاص خود است. شاید مهم‌ترین مثالی را که بتوان بدان اشاره کرد و برای عربستان حائز اهمیت است، موضوع حمایت از شیعیان از سوی ایران است. تاریخ روابط ایران و عربستان نشان می‌دهد که هر زمان روابط دو کشور به سردی گراییده و الگوهای رقابت و کشمکش جایگزین همکاری شده‌اند، موضوع هویتی بر روابط دو کشور سایه افکنده است.

مثال اول: می‌توان گفت که اکثر جمعیت شیعه در عربستان در استان شرقی این کشور زندگی می‌کنند. بخش اعظم ذخایر نفتی این کشور نیز در بستر همین منطقه واقع شده است. با وجود آنکه عربستان بیش از صد میدان نفتی و گازی دارد؛ اما بیش از نیمی از ذخایر نفت و گاز این کشور در ۸ میدان نفتی بزرگ واقع در استان‌‌های شرقی قرار دارد. میدان نفتی غوار با ذخایر باقیمانده ۷۰ میلیارد بشکه هنوز بزرگترین میدان نفتی جهان است.

قطیف یکی از استان‌‌های شیعه نشین واقع در شرق این کشور در نزدیکی اصلی ترین پایانه نفتی عربستان یعنی راس التنوره قرار دارد. الاحساء دیگر استان شیعه نشین عربستان نیز در نزدیکی میدان غوار با تولیدی معادل ۵ میلیون بشکه در روز قرار دارد. بسیاری از شیعیان این دو استان در شرکت نفتی آرامکو کار می‌کنند. امنیت این دو استان شیعه نشین نه تنها برای عربستان بلکه برای امنیت انرژی جهان حائز اهمیت است و هر گونه اختلال در فعالیت صنعت نفت عربستان به ویژه در این دو استان قیمت نفت را به شدت افزایش خواهد داد و در سناریوی دیگر می‌تواند امنیت اقتصادی رژیم را در معرض تهدید جدی قرار دهد؛ بنابراین روشن است که عربستان تمایل به تنش زدایی در روابط با ایران به‌خصوص در منطقه خلیج فارس دارد.

مثال دوم: موضوع دیگر خریدهای تسلیحاتی است. با توجه به حجم و رقم عظیم این قرارداد تسلیحاتی میان عربستان و آمریکا و همچنین توجه به اتحاد راهبردی- نهادینه دو کشور، چندان نمی‌تواند موجبات نگرانی سعودی‌‌ها را فراهم آورد و صرفا می‌تواند امری ذهنی- ادراکی باشد. چراکه عربستان در یک دهه اخیر بخش اعظمی از این خریدها را انجام داده و باقیمانده هم با توجه به نفوذ مجتمع‌‌های نظامی آمریکا در دولت این کشور، صورت خواهد گرفت. مساله دوم هم رویکرد عربستان در مواجهه با آمریکا است که برخلاف برخی دولت‌‌های عربی، همواره رویکرد مستقلانه خود را حفظ نموده است. بنابراین این دو مساله نشان از نگرانی نه چندان جدی عربستان از گشایش در روابط ایران و آمریکا است.

متغیر بندر بن سلطان در روابط ایران و عربستان

یکی از موضوعات مهمی که در خصوص رویکرد امنیتی عربستان به‌خصوص در سوریه و لبنان به عنوان حوزه‌‌های نفوذ ایران مطرح است، نقش پنهان بندر بن سلطان برادر زاده ملک عبدالله است که به زعم مقامات ایران با حمایت‌‌های مالی از گروه‌های تکفیری و تروریستی در سطح منطقه موجبات افراط‌گری را فراهم آورده است. موضوعی که به زعم تحلیلگران عرب، باعث شده تا حسن روحانی برای سفر به عربستان مردد باشد، چراکه مقامات ایران برای این سفر شرط و شروط گذاشته‌اند.

منابع آگاه عربی تاکید کرده‌اند ایران از عربستان خواسته است برای حسن نیت جهت پیشبرد امور، بندر بن سلطان را از سمت رییس سازمان اطلاعات این کشور بردارد، چراکه وی مسبب رویکردهای امنیتی و اطلاعاتی با سرویس‌‌های جاسوسی اسرائیل و اردن در منطقه است. از این رو لزوم برکناری بندر بن سلطان برای شروعی دوباره در روابط تهران ـ ریاض ضروری به نظر می‌رسد و این مساله برای ایران به عنوان ابرقدرت منطقه و کشوری که در تلاش برای ثبات در منطقه است، اهمیت دارد.

در خصوص بندر بن سلطان بن عبدالعزیز باید گفت که بندر شاهزاده ۶۳ ساله سعودی، سفیر سابق عربستان در ایالات‌متحده آمریکا و رییس شورای امنیت ملی عربستان از نوادگان بانفوذ عبدالعزیز و از مقامات کهنه کار عربستان به شمار می‌رود. بندر به دلیل اینکه نزدیک به ۲۳ سال سفیر عربستان در آمریکا بود، با بسیاری از مقامات آمریکایی و بحران‌‌ها و پرونده‌‌های خاورمیانه‌ای ارتباط پیدا کرد و به‌خصوص در دوران ریاست‌جمهوری بوش پسر ارتباطات بسیار خصوصی و محرمانه‌ای داشت و در ارتباط با پرونده حمله به عراق به حلقه مشاوران بوش نیز راه یافت. این تجربیات باعث گردیده تا از بندر چهره‌ای منطقه‌ای و بین‌المللی ساخته شود و در این ارتباط ملک عبدالله در نظر داشت تا از تجربیات و ایده‌‌های بندر در ارتباط با موضوعات منطقه‌ای، به‌خصوص بحران سوریه استفاده کند. انتخاب بندر در حالی رخ داد که پادشاه سعودی پیش از این با قدرت گرفتن بندر کاملا مخالف بود، چراکه در سال ۲۰۰۵ زمزمه‌‌هایی مبنی بر توطئه بندر برای کودتا علیه خاندان سعودی در رسانه‌‌ها و میان مقامات سعودی منتشر شد، خبری که هیچوقت صحت آن تایید نگردید، اما وقوع تحولات بهار عربی و تغییرات سریع در منطقه نیاز به چهره‌ای را به میان آورد که بتواند از موضوعات حساس پیرامون عربستان آگاهی کامل داشته باشد. یکی از دلایل انتخاب بندر، شکست مِقرِن بن عبدالعزیز برادر ملک عبدالله و رییس سابق سرویس اطلاعات در تعامل با مسائل منطقه‌ای حساس و مهم برای عربستان بود.

در بعد داخلی و در بحث جانشینی باید گفت که بندر همواره یکی از کسانی بود که سعی داشت با ایفای نقش‌‌های متعدد خود را به حلقه نزدیکان پادشاه درآورده و از این رهگذر بتواند مقام ولیعهدی پادشاهی عربستان را به دست آورد.

در بعد منطقه‌ای آنچه که موجب گردید تا بندر بن سلطان در این پست قرار بگیرد، ناکامی عربستان در پیشبرد سیاست‌‌هایش در عراق، لبنان، یمن و بحرین بود. بخصوص که در اکثر این موضوعات مقامات سعودی معتقدند که موازنه منطقه‌ای به نفع ایران و به ضرر عربستان تغییر پیدا کرده است.

عراق نخستین موضوعی بود که مقرن بن عبدالعزیز نتوانست در آن تغییر جدی ایجاد کند. در صحنه عراق تلاش سعودی‌‌ها برای ایجاد یک ائتلاف فراگیر العراقیه میان سکولارهای شیعه و سنی‌های طرفدار بعثی‌ها حول ایاد علاوی شکست خورد و عربستان نتوانست ایاد علاوی نامزد مورد نظر خود را به قدرت برساند و حتی عربستان طرح جدی برای رویارویی با نفوذ ایران در عراق نداشت. موضوع دوم در لبنان روی داد. در واقع سرمایه‌گذاری‌‌های عربستان در لبنان برای حفظ سعد حریری در مسند نخست‌وزیری نتیجه‌بخش نبود و چانه‌زنی‌های این کشور در پرونده ترور رفیق حریری هم تاکنون به سرانجامی نرسیده است.

پرونده سوم که موجب عدم توفیق سیاست‌‌های امنیتی عربستان شد، به یمن بر می‌گردد. هر چند که عربستان توانست با ابتکار خود در شورای همکاری خلیج فارس بقایای قدرت رژیم عبدالله صالح را حفط نماید، اما چالش‌‌ها و درگیری‌‌هایی که عربستان قبلا در مقابله با حوثی‌‌ها و بعدا در حفظ عبدالله صالح با آنها مواجه شد، باعث خدشه‌دار شدن هژمونی عربستان در سطح شبه جزیره عربی شد. به‌خصوص که سعودی‌‌ها معتقدند که نفوذ ایران میان الحوثی‌‌ها موجب شده تا ایران در حوزه حیاتی عربستان برای خود صاحب نفوذ شود.

موضوع چهارم به بحرین بر می‌گردد. هر چند که عربستان توانست با مداخله نظامی اوضاع بحرین را آرام نماید و متحد خود را در قدرت حفظ نماید، اما نگرانی عربستان به دو موضوع بر می‌گردد. مساله اول تخریب چهره عربستان در منطقه و میان افکار عمومی مبنی بر سرکوب جنبش مردمی در بحرین و مساله دوم تاثیر پذیری شیعیان شرق عربستان از هم کیشان خود در بحرین که موجب گسترش اعتراضات شیعی در شرق عربستان شده است. در واقع این دو مساله به نوعی پیروزی ضمنی برای ایران به حساب می‌آید که عربستان را متوجه هزینه‌‌های مداخله در بحرین کرده است.

از این رو سوابق و تجربیات منطقه‌ای و بین‌المللی بندر به‌خصوص ارتباط با مقامات و نهادهای تصمیم‌گیرنده در آمریکا و اسرائیل، موجب فعال‌تر شدن سیاست‌‌های امنیتی و اطلاعاتی عربستان در منطقه به‌ویژه در ارتباط با پرونده سوریه خواهد شد و طبیعتا بر حوزه‌‌های نفوذ ایران اثرگذار است. از این رو گشایش در روابط ایران و آمریکا و همچنین ایران و عربستان می‌تواند بر نقش بندر و پرونده‌‌های محوله به او در آینده تاثیر جدی داشته باشد.

جمع‌بندی

با توجه به گشایش احتمالی در روابط ایران و آمریکا البته با رویکرد موضوع هسته‌ای، مساله نگرانی اعراب و در راس آنها عربستان سعودی از سوی کارشناسان سیاسی مطرح شده است. نگرانی‌ای که ضمن صحیح بودن، چندان ریشه در واقعیت سیاست خارجی عربستان و عملکرد این کشور در سطح منطقه خاورمیانه ندارد. در واقع باید گفت که با وجود بازیگران دولتی به دلیل تنوع و گستردگی موضوعات پیرامونی و همچنین در هم تنیدگی این موضوعات با حیطه عملکرد دولت‌‌ها، نمی‌توان به مرزبندی و خط کشی سیاسی پرداخت و گفت که اگر در روابط ایران و آمریکا تحولی صورت گیرد، این تحول به ضرر دیگر دولت‌‌ها است و موجبات نگرانی آن‌‌ها را فراهم می‌آورد. چراکه متغیرهای فراوانی در این میان نقش ایفا می‌کند که بایستی بدان‌‌ها توجه داشت و در تحلیل مورد سنجش قرار گیرد. از این رو باید گفت که گشایش در روابط ایران و آمریکا ضمن اینکه می‌تواند برخی موضوعات اختلافی در روابط دو کشور و همچنین با عربستان را از فهرست خارج سازد، الگوهای جدیدی را فراهم می‌آورد. حال تبدیل این الگوها به حوزه‌‌های همکاری و اعتماد زا یا کشمکش و اعتمادزدا به درک محیطی و ادراکی رهبران سیاسی ایران، عربستان و آمریکا بستگی دارد.

حملات اسراییل به ایران

در ۱۹ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۵:۲۳ بامداد (ساعت رسمی ایراننیروی هوایی اسرائیل تأسیسات پدافند هوایی درون ایران را هدف حملهٔ هوایی قرار داد.[۱][۹] طی این حمله هوایی محدود، سامانه راداری پدافند هوایی پایگاه هشتم شکاری ارتش[۱۰] در نزدیکی اصفهان هدف قرار گرفت.[۱۱][۱۲] این حمله در پاسخ به حملات پهپادی و موشکی ایران در اسرائیل صورت گرفت که آن حمله نیز عملیات تلافی‌جویانهٔ ایران در پاسخ به حمله هوایی به کنسولگری ایران در دمشق توسط اسرائیل بود.[۱۳]

رسانه‌های ایران از انفجارهای جزئی در نزدیکی اصفهان خبر دادند[۱۴] که در آن‌جا تأسیسات هسته‌ای، مرکز ساخت پهپاد و پایگاه هوایی بزرگی قرار دارد.[۱۵][۱۲] رسانه‌های دولتی ایران اعلام کردند ریز پرنده های اسرائیلی که بر فراز منطقه پرواز می‌کردند توسط نیروی پدافند هوایی ایران سرنگون شدند.[۱۶][۱۷] سه مقام ایرانی در مصاحبه با نیویورک تایمز تأیید کردند که اسرائیل در این حمله نقش داشته است.[۱۸] مقامات آمریکایی تأیید کردند که دست‌کم سه موشک از هواپیماهای اسرائیلی به ایران اصابت کرده است.[۱۹] نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که بر پایهٔ تجزیه و تحلیل تصاویر ماهواره‌ای، در این حمله به بخشی از سامانه دفاع هوایی «اس-۳۰۰» پایگاه هوایی هشتم شکاری اصفهان آسیب وارد شده است.[۲۰] هیچ حمله‌ای به تأسیسات هسته‌ای ایران گزارش نشد.[۱۲]

به گفته یک مقام ارشد آمریکایی که با ای‌بی‌سی نیوز صحبت می‌کرد، هواپیماهای اسرائیلی که بیرون از مرزهای ایران فعالیت می‌کردند، سه موشک را پرتاب کردند که در نتیجه یکی از سایت‌های راداری پدافند هوایی حفاظت از تأسیسات هسته‌ای نطنز را هدف قرار داد. این مقام در ادامه بیان کرد که ارزیابی‌ها حاکی از انهدام موفقیت‌آمیز سایت مورد نظر است. او همچنین گفت که هدف از این حمله، رساندن پیام به ایران دربارهٔ توانایی‌های اسرائیل بدون تشدید بیشتر تنش‌ها بود.[۱] یک مقام ایرانی به رویترز گفت که این انفجارها ناشی از سرنگونی ریز پرنده های اسرائیل بوده است و مدعی شد که هیچ حملهٔ موشکی به ایران صورت نگرفته است.[۲۱] اسرائیل در اواخر همان روز به پایگاه‌های نیروهای حشد شعبی در عراق حمله کرد.[۷]

حملات

ویرایش

گزارش‌ها در رسانه‌های ایرانی و پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی حاکی از آن بود که انفجارهایی در نزدیکی اصفهان، استانی که به استقرار سایت‌های هسته‌ای، یک پایگاه هوایی بزرگ، و تأسیسات تولید پهپاد معروف است، رخ داده است.[۱۲]

خبرگزاری ایرنا گزارش داد که پدافند هوایی در پایگاه هوایی شکاری اصفهان،[۲۲] که میزبان ناوگان گرامن اف-۱۴ تام‌کت ساخت آمریکا است (پیش از انقلاب ۱۳۵۷ خریداری شده بود) فعال شد.[۱۵] علاوه بر این، سامانه‌های پدافند هوایی در استان‌های مختلف پس از مشاهده اشیاء هوایی ناشناس فعال شدند.[۱۲]

ایرنا گزارش داد که خبرنگاران هیچ خسارت یا انفجار قابل‌توجهی در سراسر کشور مشاهده نکردند و هیچ اختلالی در هیچ‌یک از سایت‌های هسته‌ای ایران ثبت نشد.[۱۲]

سه مقام ایرانی به نیویورک تایمز گفتند که این حمله به پایگاه هوایی اصابت کرد.[۱۸] مقامات آمریکایی بعداً اعلام کردند که موشکی از اسرائیل به ایران اصابت کرده است.[۱۹]

به گفته یک مقام ارشد آمریکایی که با ای‌بی‌سی نیوز صحبت می‌کرد، هواپیماهای اسرائیلی که خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کردند، سه موشک پرتاب کردند که یک سایت رادار پدافند هوایی حفاظت از تأسیسات هسته‌ای نطنز را هدف قرار دادند. این مقام در ادامه اظهار داشت: ارزیابی‌ها حاکی از انهدام موفقیت‌آمیز سایت مورد نظر است. او همچنین گفت که هدف از این حمله، ارسال پیغام به ایران دربارهٔ توانایی‌های اسرائیل بدون تشدید بیشتر تنش‌ها بود.[۱]

تصاویر ماهواره‌ای به‌دست‌آمده توسط Umbra آسیب‌های وارد شده به سامانهٔ موشکی زمین‌به‌هوای S-300PMU2 در اصفهان را نشان داد.[۲][۳]

پیامدها

ویرایش

ایران ابتدا پروازهای تجاری در تهران و مناطق غربی و مرکزی کشور را تعلیق کرد. گویا در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی تهران، بلندگوها مسافران را از وضعیت مطلع می‌کردند.[۱۵] به گفتهٔ مقامات ایرانی، پروازهای عادی بعداً برقرار شدند. چندین شرکت هواپیمایی، مسیر هواپیمای خود را از حریم هوایی ایران منحرف کردند؛[۲۳] دست کم هشت پرواز تغییر مسیر داده شدند.[۲۴] رسانه‌های دولتی ایران از تعلیق موقت پروازهای سراسر کشور خبر دادند، محدودیتی که اواخر صبح همان روز برداشته شد. جزئیات مربوط به دامنه و تأثیر حمله همچنان نامشخص است.[۱۲]

رسانه‌های ایران گزارش دادند که این حمله تلفات جانی یا خسارتی در پی نداشته است. خبرگزاری تسنیم ویدئویی از تأسیسات هسته‌ای در اصفهان را منتشر کرد که هیچ‌گونه آسیب یا نشانه‌ای از اصابت به آن دیده نمی‌شود. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید کرد که هیچ آسیبی به سایت‌های هسته‌ای ایران وارد نشده است.[۲۵]

تحلیل‌ها

ویرایش

بر اساس تحلیل جروزالم پست، این حمله که از نظر راهبردی نزدیک به یک سایت هسته‌ای است، برای ارسال پیامی عمدی طراحی شده است: اینکه اسرائیل توانایی هدف قرار دادن سایت‌های مهم‌تر را دارد اما در این زمان خویشتن‌داری را برگزیده است. این رویکرد، آمادگی اسرائیل برای دفاع از منافع خود را نشان داد و در عین حال به ایران پیغام‌هایی در رابطه با پتانسیل اقدام شدیدتر ارسال می‌کرد.[۲۶]

بی‌بی‌سی خاطرنشان کرد که حمله‌ای آگاهانه (که در هشتاد و پنجمین سالگرد تولد رهبر ایران یعنی سید علی خامنه‌ای انجام شد) به اهداف نظامی مرتبط با حملهٔ قبلی ایران به اسرائیل، بیانگر توانایی‌های ارتش اسرائیل بود.[۲۷]

هاآرتس عقیده داشت که این حمله بی‌ثمر و بی‌سروصدا بود، اقدامی که نشان‌دهنده فقدان استراتژی نتانیاهو[۲۸] و انحراف از موضوع اصلی جنگ اسرائیل و غزه و نجات گروگان‌های حماس است.[۲۹] نیویورک تایمز حملات محدود را کوچکتر از حد انتظار ارزیابی کرد، که مقامات ایرانی آن را کم‌اهمیت جلوه دادند و در واقع حتی آن را به اسرائیل نسبت ندادند، و اینکه هنوز امکان اشتباه محاسباتی وجود داشت.[۳۰]

واکنش‌ها

ویرایش

نیروهای دفاعی اسرائیل به سی‌ان‌ان گفتند که «در حال حاضر نظری ندارند.»[۳۱] یکی از مقامات ارشد ایالات متحده تأیید کرد که اسرائیل حمله‌ای را انجام داده است و خاطرنشان کرد که آمریکا پیشاپیش به‌وسیلهٔ اسرائیل از عملیات مطلع شده بود.[۱۸] یک مقام ایرانی به رویترز گفت که دلیل این انفجارها فعال شدن سامانه‌های پدافند هوایی ایران بوده و افزود که هیچ حملهٔ موشکی به ایران صورت نگرفته است.[۲۱]

ایتامار بن گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، در شبکهٔ اجتماعی ایکس (پیش‌تر توییتر) این حمله را «ضعیف» یا «ضایع» توصیف کرد.[۲۵] فرانک گاردنر، خبرنگار امنیتی بی‌بی‌سی، این حمله را «محدود و تقریباً نمادین» توصیف کرد.[۲۵]

استرالیا به شهروندان خود توصیه کرد که اسرائیل و سرزمین‌های اشغالی فلسطین را ترک کنند، زیرا وضعیت امنیتی می‌تواند به سرعت بدتر شود،[۳۲] و ایالات متحده سفر پرسنل سفارت خود را به مناطق شهری به دلایل مشابه محدود کرد.[۳۳]

دو هفته پس از حملات، در ۵ می ۲۰۲۴، میری رِگِو - وزیر ترابری اسرائیل - نقش اسرائیل در این رویدادها را تأیید کرد

تغییر مناسب با محیط

هرکدام از ما با نگاه به مسیر زندگی‌مان و با قدم ‌گذاشتن در مسیر رشد به این نتیجه می‌رسیم که نیازمند ایجاد تغییرات مهمی در زندگی و عادت‌هایمان هستیم. کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که در زندگی‌اش دغدغه «تغییر» نداشته باشد؛ چرا که کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که دغدغه «بهتر شدن» را نداشته باشد. تغییر و رشد به طرز خیلی عمیقی به یکدیگر گره خورده‌اند و باید اعتراف کرد که تغییر اصلی‌ترین لازمه رشد است. برای دستیابی به این موضوع و ایجاد تغییرات مختلف ما به درک عمیق از مفهوم تغییر و چگونگی ایجاد آن نیازمندیم. در این مقاله، در ابتدا به مفهوم تغییر و دلیل ترسمان از تغییر صحبت می‌کنیم و در آخر نیز به بررسی راهکارهای عملی برای ایجاد تغییر در زندگی می‌پردازیم.

تغییر به چه معناست

شاید در نگاه اول تغییر کلمه‌ای کاملاً ساده به نظر برسد. با این حال نباید فراموش کنیم که تغییر یکی از بنیادی‌ترین موضوعاتی است که بشر با آن سروکار داشته است. اگر به همه جنبش‌ها و انقلاب‌هایی که تاکنون صورت گرفته‌اند بنگریم، اگر به تمام جنگ‌هایی که تاکنون اتفاق افتاده‌اند بنگریم، اگر به تمام دویدن‌ها و جنب‌وجوش‌های روزانه انسان‌ها بنگریم، می‌بینیم که همه‌ آن‌ها یک هدف مشترک دارند و آن هدف چیزی نیست جز «تغییر»!

تغییر در لغت به معنای جابجایی از یک وضعیت به وضعیت دیگری است اما نباید فراموش کرد که این جابجایی‌های کوچک می‌توانند تأثیرات عمیقی بر زندگی افراد و همچنین جهانی که در آن زندگی‌ می‌کنیم داشته باشند. زندگی بیش از هر چیزی به جوش‌وخروش و پویایی نیازمند است و این پویایی با تلاش ما برای تغییر ممکن می‌شود.

ابعاد عصب‌شناختی و روان‌شناختی تغییر

در طول زندگی و با تکرار و تمرین‌های مختلف، عادات و الگوهای رفتاری مختلفی را شکل می‌دهیم. این رفتارها را می‌توان از نظر روانی و عصب‌شناختی مورد بررسی قرارداد. از طرفی ما برای تغییر رفتارهایمان نیازمند به تغییر الگوهای ذهنی و باورهایمان هستیم. از طرف دیگر هم نباید فراموش کنیم که در طول زندگی مسیرهای عصبی خاصی در مغزمان ایجاد می‌شوند. خیلی اوقات تغییر نیازمند ایجاد راه‌های عصبی جدید با کمک محرک‌ها و رفتارهای جدید است.

اهمیت و ارزش تغییر در زندگی

آنی سلام لمن سالمکم

توی زیارت عاشورا، عبارتی وجود داره به این طریق که میگه:«انّی سلم لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» یعنی من با کسی که با شما در صلح و آشتی باشد من هم با او در صلح هستم و با هرکسی که با شما سر جنگ داشته باشد منم با اون سر جنگ دارم.

اما مثلا یه کسانی هستند که این افراد از نظر قرآن باید با اونها جنگید و سر جنگ داشت اما این افراد امام حسین(ع) رو دوست دارند و با امام حسین(ع) در صلح و آشتی هستند. مثلا قرآن میگه:«قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُه‏»توبه-29 یعنی با اونهایی که(از اهل کتاب)که به خدا و روز قیات ایمان ندارند و آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده رو حرام نمیکنند،بجنگید.

خوب اینجا یه سوال پیش میآد و اونم اینه که ممکنه از این اهل کتاب(مثلا یهودیان و مسیحیان) بعضیاشون امام حسین(ع) رو بخاطر عظمت وجودی و کاری که کرده دوست داشته باشه ولی اسلام و خدا رو قبول نداشته باشه،اونوقت تکلیف چیه؟ باید با او در صلح بود و یا در جنگ بود؟

شاید هم این فراز از زیارت عاشوراء مشکل داره؟؟؟

در جواب باید بگم که این صلح و آشتی بودن به معنای اینه که طرف مقابل فقط و فقط در شرایطی می تونه با امام حسین(ع) در صلح و آشتی باشه که با آرمانهای آزادی خواهانه و عدالت طلبانه ی امام حسین(ع) همراه باشه.

در غیر اینصورت ما با چنین افرادی نمیتونیم در مسالمت و صلح باشیم.

بعنوان مثال،فرض کنید که شما یه دوستی دارید که خیلی آدم مودب و با اخلاق و دینداری هست.

شما با اون بر سر یه قضیه ای اختلاف پیدا میکنید و مثلا اون یه مالی رو از شما غصب کرده و حاضر به برگردوندن اون مال نیست.

خوب حالا باید چیکار کرد؟ آیا باید بگیم که چون اون شیعه و دوستدار امام حسین(ع) هست پس ما باید از مال و حقمون بگذریم و بذاریم که اون بی عدالتی کنه؟؟

نه! اتفاقا اون، اینجا با امام حسین(ع) در صلح نیست. چون اگه در صلح و آشتی و به تعبیر زیارت عاشوراء،«سِلم» بود باید تسلیم منش و راه حسینی می بود و به اون عمل میکرد نه اینکه خودش در جبهه ی مخالفان این کار قرار بگیره.

چون امام حسین(ع) خودش هم در مقابل جور و ستم زمان خودش قیام کرد.

خوب پس این شخص با غصب مال شما داره خودش رو در جبهه ی جور و ستم قرار میده نه در جبهه ی حسینی!

پس باید در مقابل اون ایستاد و حق خودمون رو ازش مطالبه کنیم.


این یعنی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم.

والسلام علی من اتبع الهدی


جبهه مقاومت برگرفته از فرهنگ ایرانی است

رییس دانشگاه امام خمینی(ره) گفت: آنچه در جبهه مقاومت شکل گرفته یک مکتب بسیار ریشه دار است که بخشی از آن به فرهنگ و تاریخ ایرانی و بخش دیگر به الهام‌گیری از قیام عاشورا باز می گردد.

به گزارش خبرنگار مهر، سید علی قاسم زاده در چهاردهمین رویداد بین المللی و اولین همایش ملی، مقاومت و جهان آینده که پیش از ظهر چهارشنبه در سالن اجتماعات امیرکبیر در ساختمان آینده پژوهی برگزار شد، اظهار کرد: یکی از جلوه‌های فرهنگ ایرانی جبهه مقاومت است، فرهنگ دلاوری، حماسی و قهرمانی در ایران ریشه‌دار است و این ریشه در ابعاد جغرافیایی که در تعارض بیگانگان قرار داشت و به لحاظ ایدئولوژی که نشات گرفته از فرهنگ عاشورا بود نهادینه شده بود.

رییس دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) بیان کرد: تمام جریان‌های مقاومت و پایداری که در عرصه‌ها و کشورهای مختلف شکل گرفته است به نوعی با جریان مقاومتی که ما امروز شاهد آن هستیم گره خورده است.

وی گفت: ما می‌دانیم در کشورهای غربی و اروپایی نیز جبهه مقاومتی شکل گرفته است و بسیاری از این کشورها به دنبال استقلال مالی در مسیر سیطره فرهنگی و استعماری غرب گام برداشتند اما جنس جبهه مقاومت ما با تمام جبهه‌های مقاومت متفاوت است.

نماینده وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در استان قزوین یادآور شد: بنظر می‌رسد که جبهه مقاومت ما فراتر از نهضت و جنبش است و زمانی که ما از مکتب سخن می‌گوییم درحقیقت از یک جریان و گفت‌وگو قالب سخن می‌گوییم.

وی تصریح کرد: آنچه که در جبهه مقاومت امروز شکل گرفته یک مکتب گفتمانی و بسیار ریشه دار است که بخشی از آن به فرهنگ و تاریخ ایرانی و بخش دیگر به الهام‌گیری از قیام عاشورایی باز می‌گردد که ما باید در عرصه مقاومت کنونی جبهه دار جریان مقاومت انقلاب باشیم.

انقلاب اسلامی ریشه‌های مقاومت را به معنای واقعی تفسیر کرد

وی افزود: انقلاب اسلامی بعد از جنبش‌های یک صد سال اخیر در نواحی مختلف آسیا از جمله جنبش سید جمال الدین اسد آبادی، جنبش مشروطه و جنبش مردمی ملی شدن صنعت نفت شکل گرفت اما این انقلاب اسلامی بود که ریشه‌های مقاومت را در معنای واقعی تفسیر کرد که ما در پی آن شاهد اتفاقات مبارک بوده و هستیم.

رییس دانشگاه معین استان خاطر نشان کرد: تمام جنبش‌ها و مکتب‌ها شکل گرفته در دنیا ریشه فنی ندارند و این درحالی است که افق جبهه مقاومت افق آخرالزمانی است و جنبش‌های دیگر بیشتر برای بقا نسلی بوده اما در جبهه مقاومت مقصد رسیدن به مدینه فاضله است و ما در این جبهه شاهد اتفاقات مبارک در سطح ملی هستیم.

وی ادامه داد: مکتب جبهه مقاومت یک مکتب فراملی است جغرافیای خاصی ندارد و اگرچه شیعه پرچمدار آن است اما این مکتب متعلق به تمام مردم جهان است.

این مسئول عنوان کرد: ما با نگاه فراملی اسلامی معتقدیم که جنبش مقاومت می‌تواند به یک آینده درخشان که همان ظهور ولیعصر (عج) است منتهی شود.

قاسم زاده عنوان کرد: در بسیاری از جنبش‌های جهانی طلایه‌داران آن تعدادی از افراد روشنفکر نما هستند که هدف آنها ایجاد آگاهی فرهنگی یا اجتماعی است اما آنچه که در جبهه مقاومت مشاهده می‌شود جنبه روشنفکری که بر پایه مقاومت مبتنی بر سود و منفعت فکری نیست که افق دور دست نداشته باشد امامسیر ما در جبهه مقاومت همان مسیر اشخاصی نظیر حاج قاسم است که الگوسازی می‌کند که این الگوسازی در جریان‌های روشنفکری خیلی مشاهده نمی‌شود.

وی با تاکید براینکه الگوهای جبهه مقاومت می‌توانند به تنهایی مکتب ایجاد و تبیین کنند و حاج قاسم مصداق بارز این الگوها است تشریح کرد: جبهه مقاومت امروزی یک کنشگر به معنا واقعی است و این کنشگری مسیری دوراز منافع بوده و به دنبال مدینه فاضله است.

هدف جبهه مقاومت ایجاد اتحاد در جهان اسلام است

رییس دانشگاه ابراز کرد: مکتب جبهه مقاومت مکتب انسانی و کرامت محور است و این درحالی است که سایر جبهه‌های مقاومت به دنبال منفعت مقطعی و منطقه‌ای است اما جبهه مقاومت ما بر پایه انسان محوری است.

وی تاکید کرد: جبهه مقاومت فارغ از تعصبات جناحی است و تشییع پیش برنده آن است چنانچه تاثیر تشییع در طوفان الاقصی نیز مشهود بود و تعصبات در آن مشاهده نمی‌شد.

این مسئول مطرح کرد: هدف جبهه مقاومت ایجاد اتحاد در جبهه جهان اسلام است و رویکرد تفرقه انگیزی که در بسیاری از جبهه‌های مقاومت وجود دارد در جبهه مقاومت ما مشاهده نمی‌شود و غایت تفکر استبدادی و ابرقدرتی استکباری جهانی از بین بردن تفکر برتر بودن صهیونیستی است که محقق خواهد شد جهان آینده بیش از آنکه برای جبهه مقاومت نگران کننده باشد برای غرب وحشتناک خواهد بود.

وی در پایان صحبت‌هایش گفت: امپراطوری رسانه در سدد آن است که جبهه مقاومت را تروریست معرفی کند اما جبهه‌های مردمی مقاومت نشان داد که جبهه مقاومت برپایه حق است و ما قطعاً شاهد حضور تشکل‌ها و جریان‌های مقاومت در منطقه خواهیم شد که بی‌شک این مسیر توسط نیرو عظیم الهی پشتیبانی و به مدینه فاضله تبدیل خواهد شد و با منتهی شدن به ظهور ما طعم واقعی آزادی را خواهیم چشید

تاثیر سیاست داخل و خارج

دولت باید تصمیم بگیرد؛

آیا ائتلاف سیاست داخلی و خارجی ممکن است؟

جمهوری اسلامی از دهه 90 تا به امروز تقریبا به لحاظ استراتژیک توانسته با اختلاف آنچه مطلوب خود بوده است را در منطقه انجام دهد.

آیا ائتلاف سیاست داخلی و خارجی ممکن است؟

سیدجواد نقوی، خبرنگار: برتری در جنگ سخت سوریه، شکست ائتلاف غربی با مشارکت رژیم‌صهیونیستی و برخی کشورهای عربی در مقابل ایران یک دستاورد به شدت جذاب برای ایران بود. در عملیات تنبیهی اخیر هم با ترس رژیم‌صهیونیستی از ادامه مسیر جنگ و گسترش شبکه مقاومت، همه و همه نشان از برتری ایران در منطقه دارد. این بحثی نیست که در حالتی توهم‌گونه از زبان برخی عناصر داخل فقط بیان شود؛ کارشناسان از شبکه بی‌‌بی‌سی فارسی گرفته تا شبکه‌‌‌های انگلیسی و عرب زبان به ‌صراحت برتری ایران را در منطقه و موقعیت خاصی که در این لحظه پیدا کرده است را مدام تکرار می‌کنند. اما در داخل، سیاست داخلی متاسفانه جذابیتی همانند سیاست خارجی ندارد. در این نقطه شاید بهتر باشد به بررسی این سوال بپردازیم که نتایج دور دوم انتخابات مجلس و ایضا حتی دور اول انتخابات نشان‌دهنده موقعیت جدیدی در سیاست داخلی ایران است؟ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند برتری خود در بیرون از مرزها را به صحنه عمومی داخل هم ارتباط دهد؟
به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی در بیرون از مرزها به شدت سیاسی و در داخل به‌شدت غیرسیاسی است؛ به طور مثال جمهوری اسلامی هیچ‌گاه از شبکه‌‌ای به نام مقاومت در منطقه حتی در اوج مذاکرات هم دست نکشید و این شبکه را خط قرمز خود برای غربی‌ها و کشورهای ایدئولوژیک منطقه تعریف کرد و به هیچ نوع عادی‌سازی در برابر گسترش شبکه خود در منطقه حرکت نکرد و همیشه در تلاش بوده نشان دهد این شبکه ابزاری علیه دیکتاتوری غربی‌ها و نوعی ائتلاف از سرخوردگی در طول ادوار تاریخی بوده که شکل گرفته است و به هیچ عنوان حاضر نخواهد بود بهایی که برای افزایش قدرت این شبکه داده است را مورد چانه‌زنی قرار دهد. این پیام و ایده سیاسی نشان‌دهنده آن است که جمهوری اسلامی ایده و افقی به ‌شدت سیاسی را در سیاست خارجه خود همیشه دنبال کرده است اما در داخل مساله کاملا دگرگون بوده است. در داخل ایده سیاسی که در پیوند با گسترش افق سیاست خارجه باشد هیچ‌گاه متولد نشده و سیاست داخلی همیشه در حال عادی‌سازی طرح خود در منطقه بوده است.
به طور کلی در ایران حکومت ایده خود را در کالبد انسان‌ها در داخل بازتعریف کرده و کمتر توجهی به ذهن و تخیلات اجتماعی داشته است. این وضعیت مصداق بارز گسست ایده سیاست خارجی و سیاست داخلی است. حال در این لحظه حساس و با مشاهده کاهش مشارکت در انتخابات و بی‌توجهی جمعی جامعه به سیاست، مهم‌ترین پرسش از حاکمیت این مساله خواهد بود آیا زمان آن فرا نرسیده است که در سیاست داخلی به طور کلی بازنگری صورت بپذیرد؟ و راه و رسم این بازنگری و چگونگی آن باید به چه صورت باشد؟

دولت باید تصمیم بگیرد
مهم‌‌ترین نهاد حاکمیت بدون تردید دولت است. برای بازگشت سیاست به عرصه عمومی و ایضا ائتلاف با ایده سیاست خارجی، نقش دولت اهمیت دارد. این دولت است که باید تصمیم‌‌‌های سیاسی مهمی بگیرد تا در بافتار اجتماعی کاملا نمایان شود و پیامی به جامعه صادر شود که قدرت بیرونی در داخل هم نماینده دارد اما بعد از گذشت حداقل سه سال از دولت هیچ تصمیم مهمی در جهت ایده‌ای که جامعه را به سمت آینده امیدوار کند مشاهده نمی‌کنیم. دولت در بهترین حالت به نهادی که مثل نهاد شهرداری تنها باید در حجم بالاتری خدمت‌رسانی کند صورتبندی شده است. این شرایط گسست را افزایش خواهد داد؛ در نتیجه آنچه اهمیت دارد بازگشت دولت به‌‌‌عنوان مهم‌ترین نهاد حاکمیتی به جایگاه اصلی خود است.

تقویت مجدد احزاب داخلی و جلوگیری از احزاب ساندویچی
آنچه عرصه سیاست داخلی را قدرتمند می‌‌کند توجه به احزاب داخلی و تقویت احزاب برای پیگیری ایده‌هایی برای گسترش افق قدرتمندتر شدن ایران در منطقه است. اما این بدان معنا نیست که به جهت آنکه احزاب دیگر قدرت سابق را ندارند، سعی شود با حضور بلاگرهای سیاست‌زده این ضعف‌‌ها به‌سرعت ترمیم شود. این موقعیت به‌سادگی شکل نگرفته است که بتوان به‌سادگی از آن عبور کرد. در اینجا کشور نیازمند قدرت‌گیری احزاب و شکل‌‌‌گیری احزاب جدیدی که صاحب ایده مطلوبی هستند، است. نه اینکه به‌صورت کاملا نمادین و به مناسبت هر انتخاباتی، اسامی متولد شوند که هیچ هویت و اعتباری ندارند؛ اسامی‌ای که بعد از مدتی هیچ کدام نه در ذهن جامعه و نه در صحنه سیاسی ارزشی ندارد.

تقلیل سطح نمایندگی به کارشناس و تقلیل سطح سیاستمدار به مدیر بروکرات
آنچه مستشاران ایرانی در طول چهار دهه اخیر انجام داده‌اند، افق سیاسی بود. آنها به نوعی خود را شبیه ابرمردهای سیاسی بیرون مرزها بازتعریف کرده‌اند که فعالیت نظامی یکی از اهداف سیاسی آنها بوده است. این ایده در داخل اما نیاز به محتوا و فرمی دیگر دارد که ضرورت تعریف آن، بازگشت جایگاه سیاستمدار و نماینده است. فردی که به عنوان سیاستمدار وارد مجلس یا دولت می‌‌‌‌‌شود، نه‌فقط یک کارشناس یا یک فرد بروکرات است، بلکه صاحب ایده‌ای برای گسترش ایده جمهوری اسلامی بیرون مرزها در درون یک موقعیت خاص یا یک وضعیت خاص است.
این فرد یا این افراد باید بتوانند سیاست‌ورزی را به زبان مطلوب به‌نوعی خیر عمومی تبدیل کنند. به‌‌طور مثال اگر امروز جامعه ایران در وضعیت اقتصادی و فرهنگی طبقه متوسط بحرانی دارد، این مساله یک چالش سیاسی است. این وضعیت را نمی‌توان با بسته‌هایی به مخاطب خاصی از جامعه اصلاح کرد. اصلاح این وضعیت نیازمند تصمیم‌‌های سیاسی است که اقتصاد زیرمجموعه آن خواهد بود. باید در مقابل طبقه متوسط جدیدی که در ایران شکل گرفته است چه نوع سیاست‌ورزی ایجاد شود که آنها هم در افق سیاسی ایران هم‌عرض شوند؟
برای طرح بهتر این موضوع اگر به جمله جک سالیوان مشاور امنیت ملی آمریکا توجه کنیم شاید متوجه شویم منظور از تصمیم سیاسی مهم که در افق سیاستمدار است چیست؟ سالیوان معتقد است دولت اگر بخواهد تصمیم مهمی برای طبقه متوسط آمریکا بگیرد باید درباره وضعیت صنعتی آمریکا که ذیل نئولیبرالیسم تعریف شده تجدیدنظر کند و برون‌سپاری صنعتی را متوقف کند. شاید با این اقدام بتوان طبقه متوسط آمریکا را مجدد احیا کرد. ما نیز نیازمند چنین تصمیم‌هایی در داخل کشور هستیم. این صرفا یک تصمیم از بدنه بروکرات و کارشناسی نیست و تصمیم سیاسی از بدنه سیاستمدار است که می‌تواند سرنوشت ملت‌‌ها را به قبل و بعد آن گره بزند.

جامعه توده‌ای سخت نیست
نگاه ابزاری به جامعه که جامعه یک توده فهمیده یا توده‌ای به دور از آگاهی است، نوعی فرار از واقعیت است. جوامع در شرایط جدید و با ظهور پلتفرم‌ها هم ابژه‌رسانه است هم موقعیت پیوند با محتوای سیاسی مطلوب را داراست. این دقیقا فرصتی است که برای کشور ما فراهم است ولی نیازمند ایده سیاسی است که بتواند در این موقعیت بازیگری کند.
ایده‌ای که جامعه را به دو شقه خوب و بد تبدیل می‌‌‌کند نه واقعی بلکه برساختی است که از نگاه بروکراتیک نشات می‌‌گیرد. ایده سیاسی اگر در نقش خود بازیگری کند از ارتباط دیالکتیکی با جامعه استفاده می‌کند. باید گفت که نه‌تنها جامعه را می‌توان در صحنه سیاسی وارد کرد بلکه در افقی که صحنه روشنی داشته باشد می‌توان جامعه را برای رسیدن به سرنوشت سیاسی و اجتماعی بهتری برای کشور هدف قرار داد.
این رفت و برگشت هم جامعه را و هم حاکمیت را به موقعیت مطلوب‌تری خواهد رساند اما به شرط آنکه حاکمیت از تصور توده‌ای بودن جامعه خارج شود و تصور نکند سیاست را مثل مشق شب می‌تواند به جامعه ابلاغ کرده و اگر رعایت شود تشویقی لحاظ کند و اگر انجام نشود تنبیه در نظر گرفته شود. این مواردی که بیان شد فقط بخشی از مواردی است که خواهد توانست ایده سیاست خارجی و سیاست داخلی را به هم پیوند بزند. قطعا موارد دیگری هم وجود دارد اما اگر زمان را به‌سرعت از دست دهیم، شاید در آینده کمتر فرصت این ائتلاف پیش بیاید.

تروریست های یهودی

«تروریست‌های یهودی» به چرایی و چگونگی تشکیل گروه‌های تروریستی یهودی پیش از تأسیس رژیم اشغالگر قدس در سرزمین‌های مقدس پرداخت.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در سال 1920، گروهی از یهودیان افراطی در قدس، در واکنش به شروع تحرک نیروهای عربی فلسطینی مخالف حضور بریتانیا و صهیونیسم در خاک فلسطین، اقدام به تأسیس سازمانی به نام «هاگانا» کردند. به‌این‌ترتیب هاگانا به‌عنوان جانشینی برای هاشومیر (نگهبان) در ژوئن1920 شکل گرفت.

در9 سال نخست تأسیس هاگانا شرایط نسبتاً پایدار بود و سازمان توسط مدیریتی غیرنظامی به رهبری اسرائیل گالیلی اداره می‌شد. پس از آغاز قیام عربی در 1929اوضاع هاگانا به‌طور بنیادین تغییر یافت و هزاران جوان یهودی به آن پیوستند. واردات تسلیحات خارجی و راه‌اندازی کارگاه‌های ساخت بمب‌های دست‌ساز و مهمات نظامی سبک نیز در دستور کار قرار گرفت. هاگانا که تا پیش‌از آن یک میلیشیا با آموزش‌های ضعیف بود، حالا به یک ارتش نظامی تبدیل شده بود. این نیروها توسط افسران انگلیسی وابسته به حکومت سرپرستی آموزش نظامی دریافت می‌کردند..

با آغاز سال 1936، نیروهای هاگانا به10 هزار جنگجو و 40 ‌هزار نیروی احتیاط افزایش یافت. در میانۀ سال‌های 1936تا 1939، هاگانا اقدام به حمایت از منافع بریتانیا در فلسطین و سرکوب انقلابیون فلسطینی کرد. به‌رغم عدم پذیرش رسمی هاگانا توسط دولت بریتانیا، نیروهای انگلیسی در مسائل امنیتی و رزمی با آن همکاری می‌کردند. ...

این‌ها بخش‌هایی از کتاب «تروریست‌های یهودی» است. کتابی که تلاش دارد سبقه فعالیت‌های نژادپرستانه و تروریستی صهیونیسم را از منظر یک یهودی بررسی و روایت کند. کتاب حاضر یکی از آثار عساف شارون، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه تل‌آویو است. این اثر ابتدا در سال 2015 به‌عنوان یک مقاله در یکی از مجلات معتبر آمریکایی چاپ شد. مرکز روابط عربی و بین‌المللی قطر در سال 2016، این اثر را با نام «الارهابیون الیهود» به زبان عربی در شهر دوحه منتشر کرد؛ یکی از نکات برجستۀ این کتاب، نویسندۀ اسرائیلی آن است.

سیدرضا قزوینی غرابی کتاب «الارهابیون الیهود» را از زبان عربی به فارسی ترجمه و انتشارات به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) آن را با نام «تروریست‌های یهودی» منتشر کرده است. مترجم که خود تحلیل‌گر مسائل عراق و پژوهشگر حوزۀ تروریسم است، با افزودن 40 تصویر در پیوست، کتاب «تروریست‌های یهودی» را خواندنی‌تر کرده است. خبرگزاری تسنیم با توجه به کشتار بی‌رحمانه رژیم صهیونیستی در غزه، با مترجم این اثر به گفت‌وگو پرداخته است تا از نگاه او، سابقه اقدامات تروریستی این رژیم بررسی شود. مشروح این گفت‌وگو را می‌توانید در ادامه بخوانید:

*تسنیم: تاکنون آثار متعددی درباره تاریخ فلسطین و روابط یهودیان و مسلمانان نوشته شده است. کتاب «تروریست‌های یهودی» چه موضوعی را مطرح می‌کند و تفاوت آن با آثار پیشین در چیست؟

کتاب «تروریست‌های یهودی»، در واقع مقاله‌ای مفصل از یک نویسنده اسرائیلی است که در سال 2015 در یکی از نشریات آمریکایی منتشر شد و یک‌سال بعد به دلیل ویژگی‌های قابل توجه آن، با ضمایم و اضافاتی توسط یکی از اندیشکده‌های قطری به عربی برگردانده شد.

خب، چند ویژگی قابل ملاحظه در این کتاب وجود دارد که آن را به اثری قابل اعتنا و متفاوت تبدیل می‌کند. این کتاب به بررسی ریشه‌های تروریسم یهودی پیش از تأسیس رژیم اشغالگر قدس می‌پردازد. بسیاری از کتاب‌هایی که به زبان فارسی تألیف یا ترجمه شده‌اند، متمرکز بر جنایات صهیونیست‌ها پس از تأسیس این رژیم در سال 1948 هستند. عساف شارون، نویسنده اسرائیلی کتاب، اتفاقاً در این اثر به تروریسم افراط‌گرایان یهود و جنبش‌های صهیونیستی در دهه‌های 30 و 40 میلادی می‌پردازد و آن را تحلیل می‌کند.

بیشتر بخوانید

  • آنکه در گور جمعی خوابیده، کوچکترین خواهر من است

یکی دیگر از دلایلی که این اثر را متفاوت می‌کند، این است که این اطلاعات و تحلیل‌ها توسط پژوهشگری نوشته شده است که خودش اسرائیلی و چهره‌ای دانشگاهی در داخل این رژیم است؛ بنابراین این موضوع شهادت یک اسرائیلی به ددمنشی این رژیم و اذعان وی به بنیان‌های تروریستی آن است.

نکته مهم دیگر، حجم کم اثر است که امکان بهره‌گیری از آن را برای همگان فراهم می‌آورد. در شرایطی که مخاطبان به دلایل متعدد، اعتنایی به آثار پرحجم ندارند، این اثر کم‌حجم که اتفاقاً در بحبوحه عملیات طوفان الاقصی و سپس نسل‌کشی مردم غزه توسط اسرائیل منتشر شده است، توانست مورد استقبال مخاطبان عمومی قرار بگیرد. اثری که مقدار قابل توجهی از اطلاعات موثق را در حجمی فشرده به مخاطب ارائه می دهد طبیعتاً مورد استقبال قرار می‌گیرد.

*تسنیم: تروریسم معمولاً سازمان‌یافته و طبق برنامه‌ای مشخص در جهت حذف اهداف معینی فعالیت می‌کند. «تروریست‌های یهودی» چه ساختاری داشتند و بر مبنای چه هدفی کار می‌کردند؟

تروریسم یهودی در دهه‌های 30 و 40 میلادی نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. چندین گروه یهودی چه در آن دهه‌ها و چه پس از آن شکل گرفتند که ساختارمند و در قالب تشکیلات منسجم میلیشیایی، در تلاش بودند تا زمینه‌های شکل‌گیری یک دولت یهودی در سرزمین‌های مقدس را فراهم کنند و در این میان، هر موجودیتی را که مانعی برسر راه تحقق این اهداف بود از میان بر می‌داشتند.

ارعاب شهروندان عرب فلسطینی در شهرها و روستا و هدف قرار دادن نیروهای نظامی یا سیاسی انگلیسی در فلسطین که قیومیت این سرزمین را در اختیار داشت برای فشار بر لندن و در نهایت بیرون راندن آن، در چارچوب همان هدف اصلی است.

سازمان‌های تروریستی اشترن و ایرگون که در این کتاب مورد بحث و توجه هستند، نمونه‌ای از تشکیلات تندرویی هستند که اتفاقاً در هماهنگی و همکاری با سازمان تروریستی مهمتر دیگری به نام هاگانا بودند.

*تسنیم: کتاب دربردارنده اسناد مختلف است، اسناد یهودی‌ها در این زمینه چه می‌گوید؟

بنده عرض کردم که یکی از نکات قابل توجه این کتاب، تألیف آن توسط یکی از اساتید فلسفه سیاسی در دانشگاه تل آویو است؛ یعنی یک شخصیت دانشگاهی از دل این رژیم. اتکای نویسنده در بیان و ارائه نکات تاریخی نیزمتکی به رخدادهای تاریخی آشکاری است که همگی در آثار عربی، انگلیسی و عبری که تاکنون در این زمینه پژوهش و نوشته شده‌اند، بیان شده و اتفاقاً نکات چالش‌برانگیزی از حیث صحت رخداد نیستند و مورد اتفاق هستند.

ضمیمه انجمن روابط عربی و بین‌المللی قطر در این کتاب هم غالباً متکی بر منابع متعلق به مورخان صهیونیست است.

*تسنیم: ما در شکل‌گیری رژیم جعلی اسرائیل، شاهد اقدامات انگلستان به عنوان یکی از اصلی‌ترین مهره‌ها در این زمینه هستیم. اقداماتی که با حمایت انگلستان در راستای تشکیل حکومت غاصب صورت گرفته، می‌توان در ابعاد مختلف اقتصادی، رسانه‌ای و... بررسی کرد. انگلستان چه نقشی در سازمان‌دهی و فعالیت این دسته از یهودی‌ها داشت؟

در حقیقت انگلستان نقش جدی و پشتیبان در تأسیس دولت یهودی در فلسطین را ایفا کرده است. شاید بیانیه بالفور که در سال 1917 و در جنگ جهانی اول نگاشته شد، مهمترین سند در خصوص حمایت لندن از صهیونیسم و حمایت از تأسیس یک دولت ملی برای یهودیان باشد. اما واقعیت این است که در افراط‌گرایی و انحصارطلبی صهیونیستی در این میان چنان بود که حتی منجر به تنش‌هایی میان آنها و لندن شد.

صهیونیست‌ها به دنبال تغییر بافت منطقه فلسطین به سود یک اکثریت یهودی برای تحقق تشکیل دولت ملی یهود بودند. این موضوع انگلستان را دچار چالش‌های عدیده در منطقه غرب آسیا و با عرب‌ها و دیگر جوامع می‌کرد؛ از این رو حتی در مقاطعی انگلیسی‌ها مانع از مهاجرت‌های گسترده یهودیان به فلسطین شدند.

این موضوعات مطلوب افراط‌گرایان یهودی و صهیونیست نبود و منجر به تنش‌های متعدد و حتی نظامی میان آنها با نیروهای انگلیسی مستقر در فلسطین کرد. در حقیقت این گروه‌های شورشی، مانند اشترن و ایرگون، بخشی از سلاح خود را متوجه انگلیس‌ ها کردند چرا که سیاست‌های آنان را مانع کار خود می دیدند.

رویکرد این گروه‌های تندرو مغایر با آن دسته از صهونیست‌هایی بود که سیاست منسجمی با انگلستان داشتند و حمایت آن را به سود خود وغایت نهایی یهودیان می‌دانستند

روابط حزب الله و ابران


عبدالرحمان الراشد
منتشر شده در: 28 سپتامبر ,2024: 11:40 صبح GST
آخرین به روزرسانی: 28 سپتامبر ,2024: 11:46 صبح GST
رویدادهای دو جنگ غزه و لبنان مقدمات درگیری ایران و اسرائیل را از نو ترتیب می‌دهد، به‌ویژه اینکه اسرائیل گزینه‌های چندانی برای جمهوری اسلامی باقی نگذاشته است. حمله اسرائيل به لبنان در سال ۱۹۸۲ به جنبش مسلحانه «فتح» پایان داد.

به همین ترتیب، اسرائيل در طول چند ماه گذشته جنبش حماس را نابود کرد و آن را از میدان نبرد بیرون راند. در عین حال، اغلب توانایی‌ها، تسلیحات و رهبران حزب‌الله را نیز از میان برد و آن را به‌مثابه نیروی مسلحی که ایران می‌توانست با استفاده از آن به تهدید اسرائیل ادامه دهد از کار انداخت. پس از گذشت حدود بیست سال از آغاز تشکیل بازوی نظامی ایران در خارج، بخش عمده این نیرو در میدان رویارویی با بزرگ‌ترین قدرت نظامی منطقه در حال فروپاشی است.

تبلیغات

فاوت جنگ ۲۰۰۶ و جنگ کنونی این است که در این جنگ اسرائیل با برنامه‌ریزی دقیق درپی نابودی رهبران حزب‌الله است. افزون برآن، میزان خشونت و خون‌ریزی در جنگ فعلی در مقایسه با جنگ قبلی کمتر است، زیرا اغلب حملات نظامی علیه فرماندهان، تسلیحات و مقر اصلی حزب‌الله انجام می‌شود. در جنگ گذشته حدود دو میلیون نفر آواره شدند، اما شمار آوارگان جنگ کنونی از دویست هزار نفر فراتر نرفته است. براساس آمار موجود، میزان تلفات در جنگ گذشته سه برابر بیشتر از جنگ کنونی بود. با این حال، نبرد امروز برای حزب‌الله از تمامی رویارویی‌های‌ قبلی خطرناک‌تر است.


حزب‌الله مهم‌ترین سرمایه‌گذاری نظامی ایران در خارج از کشور است، اما تصمیم این سازمان برای خودداری از مشارکت در جنگ غزه اسرائیل را از حمله به حزب‌الله باز نداشت. حزب‌الله در حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل شرکت نکرد و حتی پس از وقوع جنگ غزه به حمایت مستقیم از جنبش حماس نشتافت، اما اسرائيل از همان زمان درصدد حذف توانایی‌های نظامی این حزب برآمد. حملات پی‌درپی اسرائیل به مواضع حزب‌الله باعث شد اغلب فرماندهان برجسته این حزب پیش از ورود به میدان نبرد کشته شوند و بخش بزرگی از ذخایر تسلیحاتشان نابود شود. بنابراین، حزب‌الله با شرایطی بسیار سخت روبه‌رو است و وضعیت فعلی یادآور حمله گسترده اسرائيل در جنگ ۱۹۶۷ است. در آن زمان ارتش اسرائیل در یک حمله غافل‌گیرانه نیروهای هوایی و زمینی مصر را پیش از اینکه بتوانند دست به اقدامی بزنند نابود کرد.

پرسشی که در این جا مطرح می‌شود این است که‌ آیا لحظه‌ای که جهانیان سال‌ها منتظر آن بوده‌اند تا ایران، در مقام تصمیم‌گیرنده، به این نتیجه برسد که سرمایه‌های نظامی‌اش در منطقه به‌ویژه حزب‌الله را کنار بگذارد فرا رسیده است؟

به باور من، ایران هنوز به مرحله کنار گذاشتن حزب‌الله نرسیده و زمانی دست به این اقدام خواهد زد که در تهران تحول بزرگی رخ دهد. با این حال، بعید است که در سایه رهبری فعلی جمهوری اسلامی چنین تصمیمی گرفته شود.

ایران به احتمال زیاد رهبری حزب‌الله را به خاطر شکست امنیتی و ناتوانی در مدیریت رویارویی با اسرائیل مقصر خواهد دانست. افزون برآن، اگر جمهوری اسلامی درصدد بازنگری در ساختار حزب‌الله برآید ممکن است رهبری این حزب دستخوش تغییرات مهمی شود. با این حال، نباید فراموش کرد که حزب‌الله سرگرم ماموریت‌های جمهوری اسلامی ایران در سوریه، عراق و یمن است و در اجرای این ماموریت‌ها نقش مهمی بازی می‌کند.

همچنان با توجه به گرایش ایران برای بهبود روابط با رئیس‌جمهوری بعدی ایالات متحده و با در نظر داشتن شکست‌های مکرر گروه‌های مسلح نیابتی در فلسطین و لبنان، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی از میزان تنش و درگیری با اسرائيل بکاهد.

رهبری جمهوری اسلامی باید به این حقیقت اذعان کند که موازنه قدرت با اسرائیل دیگر به نفع ایران نیست، به‌ویژه اینکه جنگ سوم جمهوری اسلامی با اسرائيل پرده از چهار واقعیت مهم برداشت: اول، اسرائیل توانایی راه‌اندازی جنگ طولانی را دارد. دوم، باور همگانی در اسرائیل تغییر کرده و اغلب جامعه اسرائيل از جنگ حمایت می‌کنند. به همین دلیل، نتانیاهو که به رهبری منفور بدل شده بود، نه‌تنها محبوبیتش را دوباره به دست آورده، که به یک رهبر تاریخی بدل شده است. سوم، اسرائيل به تلفات انسانی اهمیت چندانی نمی‌دهد، زیرا به‌رغم کشته شدن هزاران اسرائیلی در جنگ با حماس، که در تاریخ اسرائيل بی‌سابقه است، تل‌آویو پس از کاهش شدت جنگ غزه درصدد راه‌اندازی جنگ علیه لبنان برآمد. چهارم، جنگ کنونی این واقعیت را ثابت کرد که اسرائیل با حملات هم‌زمانش به ایران، سوریه، لبنان، یمن و غزه به یک نیروی نظامی و اطلاعاتی شکست‌ناپذیر بدل شده است

 
  BLOGFA.COM